مارس 2013

عشق کودکی

  داستان من مال فروردین 91. کل ماجرا 8روز بیشتر نبود! خب کلا این ماجراها یا جذابن یا دردناک. شاید این از نوع دوم باشه برا من ک اینجوره.خیلی نمیخوام فاز ناامیدی بدم ولی این اتفاقا وقتی میفته باعث ناامیدی میشه…..خب جونم براتون بگه من از بچگی با پسر همسایمون بازی می کردم دقیقا یک […]

عشق کودکی Read More »

کون دادن به محمد و عواقب آن

سلام.من حمیدم 17 ساله.حسابی سفیدم و قد بلندو لاغر.از بچگی تو محلمون موقع قایم موشک بازی که شبا بازی میکردیم دوستام همش منو انگشت میکردن.ناگفته نمونه که خودمم خوشم میومد.گاهی با چند تا از دوستام میرفتیم سکس میکردیم یکی از اونا که اسمش محمد بود و من همیشه عاشق کیرش بودم کوچه ی بالایی ما

کون دادن به محمد و عواقب آن Read More »

عطر سکسی و خواهرم مریم

  سلام دوستان عزیز،میخوام داستان سکسیم رو واستون تعریف کنم،هرچندکه اسمشو نمیشه گذاشت داستان چون بصورت واقعی واسم اتفاق افتاده به هرحال باورکردنش باخودتون،من توی یک خانواده ای هفت نفره زندگی میکنم،یک داداش وخواهر بزرگترازخودم بنام ارسلان و پرنیان و دو خواهر کوچیکتر بنام مهشید ۲۰ساله و مریم ازهمه خوشگلتر و نانازتره ۱۸ساله وخودم داوود

عطر سکسی و خواهرم مریم Read More »

سکس با اولین دوست دخترم

  سلام ب همه شهوانی ها امیدوارم از داستان من لذت ببرید. داستان از اینجا شروع شد که من دوست دختری ندارم ولی از نظر قیافه درست درست هستم و ناقصی ندارم اینو جدی میگم بریم سراغ داستان و سرتون رو درد نیارم. ی روز طبق معمول ک داشتم از خونه میزدم بیرون تا برم

سکس با اولین دوست دخترم Read More »

سکس با زندایی مهری

  با سلام خدمت همه   من داستانهای زیادی داشتم اما اینجا برای اواین بار دارم اینو براتون می فرستم من رضا 29 سال با قد 185 وزن 170 پوسته سبزه چشم عسلی یکجور شبیه هندیها از اونجای که یادمه مابا خانواده مادری زندگی می کردیم تا اینکه پای عشق ما باز میشه به خونه

سکس با زندایی مهری Read More »

اولین سکس با زیدم

سلام دوستان من خیلی وقته تو این سایت میام و تصمیم گرفتم منم داستانمو بگم .البته اون دسته دوستانی که اینجا فحاشی میکنن رو من میگم اونا ساندیس خورها هستن که اومدن این سایت و فضای اینجا رو خراب کنن.بریم سراغ داستان اسم مستعار من علی و23 سالمه از خصوصیات خودم که قد 178 ووزن85

اولین سکس با زیدم Read More »

یک چــــمدان ســــــــــــکس

  اواخردبیرستان بود و من تازه تازه داشتم با اندام های خودم آشنا میشدم . آن روزها مثل الان نبود و دختر و پسر باهم در یک کلاس درس میخواندیم ، ولزومی نداشت که جدا باشیم . من هم مثل اغلب بچه ها موهایم را بافته بودم ، کمتر دختری بود که همسن من باشد

یک چــــمدان ســــــــــــکس Read More »

من و عشقم در خونه خالی

  من مازیار 23 ساله از مشهد هستم و آتوسا دوست دخترم هم ی سال از من کوچیکتره و خیلی همو دوست داریم و قصد ازدواج داریم.خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به تابستون امسال. دو-سه هفته ای می شد که سکس نداشتیم خیلی تو کف بودیم خونه هامونم خالی نمیشد تا

من و عشقم در خونه خالی Read More »

ای کاش نمیرفتم

  دوسال پیش بود اوایل تیرماه89 ..علی (دوست پسرم) بهم زنگ زد که خونه دوستش خالیه وخودش و دوستش هستن گفت : بیا قلیون بکشیم ! منم باکلی اصرار از مامانم اجاره گرفتم که برم خلاصه مامانم راضی شد.منم اماده شدم و خونه ما شهرری هست و خونه دوست علی تهرانپارس بود …و اینوبگم مامانم

ای کاش نمیرفتم Read More »

عاشقش شدم

  سلام.آرش هستم و این داستان رو از زندگی خودم براتون میگم. در خیابان قدم زنان و تنها داشتم فکر میکردم.پسری جوان و خوش رو خوش چهره ای مثل من بعد از 24 سال با هیچ دختری رابطه نداشته. این چیزیه که تو دنیای امروز مثل معجزست. دوستام هر روز از خاطرات خودشون با دخترای

عاشقش شدم Read More »

Scroll to Top