سکس در فرمانیه تهران

سلام من امیرم 28سالمه خاطره ای که براتون مینویسم اتفاقیه که برای خودم پیش اومده و داستان زندگی خودمه.

…یه سال پیش بود که اتفاقی توی خیابون به یکی از دوستای قدیمیم برخوردم همکلاس دوره دبیرستانم بود بعد احوالپرسی و خوش وبش رفتیم توی یه قهوه خونه سنتی و یه قلیون کشیدیم بعد شروع کردیم به درد دل کردن گفت بیکاره و یه خونه گرفته بود باچند نفردیگه گفت یکی از دوستاش بهش پیشنهاد یه کار خوب داده گفتم خلاف نباشه گفت نه بابا میریم خونه های بالای شهر برای تمیزکاری و خلاصه هرکاری که بگن اما پول خوبی میدن منم که بیکار بودم گفتم خب منم میام گفت قراره بهم زنگ بزنه اگه شد برای توم حرف میزنم خلاصه شمارمو بهش دادم و خداحافظی کردیم

 

تا اینکه چندروز بعدش زنگ زد و گفت اگه کار میکنی ادرس بدم بری برای نظافت یه خونه که توی فرمانیه هستش رفتم دیدم نه بابا زندگی اینا اسمون و زمین با زندگی ما فرق میکنه یه زن و شوهربودن با دوتادختر یکیشون سه چهارساله یکیشون دبیرستانی ..خلاصه رفتیم تو خونه که شبیه قصر بود و شروع کردم به کمک کردن به خانم خونه که زن خوشکلی بود در حدود چهل ساله..شروع کردم به جاروکردن و شیشه پاک کردن و انواع کارایی که خانم میخاست ظهر شد برام نهاراوردن خونشون بزرگ بود رفتم یه گوشه باغچه شون نهار خوردم بعدش شروع کردم به چیدن علفای چمن که یه دفعه دیدم شوهر خانمه با یه شورت اومد کنار استخر حیاط و رفت تو اب دخترا و خانمه هم لباس شنا تنشون کردن رفتن تو اب منم که مغزم هنگ کرده بود که جلو من لخت شدن نشستم کنار چمن تماشاشون کردم که شوهره گفت اگه گرمته بیاتنی به اب بزن گفتم نه مرسی

 

کیرم سیخ شده بود دختره شرت و کرست داشت و زنه یه لباس شنا که کوس وکونش بیرون زده بود بعد شنا اومدن کنار استخر و حموم آفتاب گرفتن منم مشغول کارخودم بودم اما چشمم به اونا بود که شوهره صدام زد هول شدم چون کیرم سیخ بود یواش یواش رفتم پیششون گفت بیا بخور میوه و اب یخ و کیک و نوشابه و یه شیشه ویسکی هم گذاشته بود کنار صندلی کناراستخر گفتم نه من اهل مشروب نیستم فقط میوه خوردم گفت مرسی خسته شدی بقیه شو بزار فردا گفت پول امروزو حساب کن فردا هم بیا خلاصه گفتم هفتاد تومنه یه روز دستمزدکارگر.. که سه تا پنچاه هزاری بهم داد و منم از خوشحالی گفتم فرداهم میام ..چشمتون روز بد نبینه فردا باخوشحالی ساعت هشت رفتم اونجا مرده ایفونو برداشت گفت همه خابن باغچه رو هرس کن تا خودم میام تا ساعت ده خبری ازشون نبود منم توی حیاط مشغول کار که شوهره اومد گفت دستت درد نکنه بیا صبحونه رومیزه خستگی در کن و چیزی بخور

 

رفتم تو چندلقمه خوردم که دیدم مرده گفت میرم دوش بگیرم صدات زدم بیا ماساژم بده گفتم باشه مات و مبهوت اون قصر به اصطلاح خونه شدم و باخودم گفتم امروزم صدوپنجاه بده خیلی مرده واقعا ..چنددقیقه بعد صدام زد رفتم تو حموم دیدم لخته لخته گفت اشکال نداره توم لخت شوگفتم اخه گفت مشکلی نیست بیا بدنش سفید بود زیاد هیکلی هم نبود لخت شدم فقط شورت پام بود شروع کردم به ماساژش بعد یه مدت گفت میخای پول خوبی بهت بدم گفتم برای چی گفت میخای یا نه گفتم مثلا چقد و بابت چی???گفت پونصدهزارتومن چطوره چشام چهار تا شد گفتم بابت چی گفت چیزی نیست فقط یه ساعت هرچی میگم نگو نه ..ترسیدم گفتم مثلا چی گفت میخام بکنمت ..واااای چی ?گفت نترس هرچی پول بخای بهت میدم یه میلیون خوبه هاج و واج گفتم اخه شما زن و بچه داری گفت پول دارم میخام کون پسر خوشکلم امتحان کنم ..دودل بودم هم پولش زیاد بود هم کونمو دوست داشتم ..گفتم باشه اما زود ..تا اینو شنید کیرمو گرفت بادست دیگش کونمو گرفت و شرتمو کشیدپایین شروع کرد با خایمو کونم و کیرم ور رفتن کف مالی کرد خودشو منو همه حمومو منم کاری نمیکردم خودمو در اختیارش گذاشتم بعد کلی ور رفتم با سوراخم, کیرشو هل داد تو کونم باهام مثل زنا رفتار میکرد پاهامو میخورد کیرمو ساک میزدمنو اینقد لیسید که نگو بعد نیم ساعت کردن من بدبخت , ابش اومد ریخت تو کونم منم گفتم اخیش تموم شد گفت کجا باهات کاردارم گفتم زن و بچه بیدارنشن گفت نترس کسی خونه نیست

 

خاک به سرم شد گفتم پس نقشه بود..گفت الان نوبت توه گفتم مگه قرارت همین نبود گفت بیا بالذت منو بخور بعد منو بکن حرفای سکسی هم بزن که زنتو میکنم دخترتو میکنم خاهرتو میکنم خودتو میکنم کیر تو کس زنت کیرم به کونت از این حرفا دوبرابر بهت میدم یعنی دومیلیون ..تا اینو شنیدم گفتم باشه یه ساعت باهاش ور رفتم کلی بهش بدوبیراه گفتم حال میکرد وقنی میگفتم کیرم تو کس و کون زنت کیرش سیخ میشد ..مریض روانی بود ..کف صابون کل حمومو برداشته بود کونشو کف مالی کردم اروم اروم کیرمو کردم تو کونش حال میکرد هی میگفت سریع تلمبه بزن ده دقیقه کردمش دوبار ابم اومد ریختم تو کونش بعد جلق زد و ارضاشد خودمونو اب کشیدیمو اومدیم بیرون رفت تو اتاق دیگه منم لباس میپوشیدم .. ترسیدم پولو بهم نده مگه میتونم شکایت کنم ??چند دقیقه بعد اومد بیرون و گفت بیا اینم پولت دومیلیون چک پول بود وااااای به اندازه دوماه کارکردم بعدش که خاستم برم گفت یه برنامه دیگه هم دارم شمارمو بهش دادم گفت شاید دفعه دیگه کس و کونو باهم کردیم گفتم باهمین قیمت گفت پول مهم نیست هرچی بخای بهت میدم فقط رازنگهدارباش خداحافظی کردمو خوشحال ازاینکه دومیلیون کاسب شده بودم که دوستم زنگ زد گفت خونه ی دیگه ای هست تو قیطریه میری برا نظافت?? ..گفتم برو بابا دلت خوشه کارنمیکنم دوستم که ازماجرا بیخبربود

 
گفت برای یه روز صد تومن بگیر چن باید درصد بدی ..گفتم پولتو میدم دیگه بهم زنگ نزن ..الان یه ساله با اون خانواده ارتباط دارم دخترشون نامزدمه و خونه اونا زندگی میکنم زندگیم عوض شده میلیونها تومن توی حسابمه خونه ماشین مدل بالا همه امکانات در اختیارمه معاون شرکت پدرخانم کونیم شدم هر هفته کونش میزارم اونم همینطور زندگی باحالی دارم اول کار میترسیدم مادرخانمم بفهمه اما دیدم خودش هم کون و کسش لقه وخبر داره الانم با پدرخانم و مادرخانمم سه تایی سکس میکنیم اما دخترشون که زنمه از همه چی بیخبره شاید بهش گفتم…الان که داستانو مینویسم مادر خانمم با یه لباس سکسی نیمه لخت داره چای میزاره برام…انشااله برای شما هم از این اتفاقا پیش بیاد

 

نوشته:‌امیر

One Reply to “سکس در فرمانیه تهران”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*