دیگه رسما کونی‌ شدم

هنوز تابستون شروع نشده بود که ما به خاطر شغل بابام باید راهی تهران میشدیم.شهرستان خودمون کوچیک بود اما من خیلی دوستش داشتم کلی برنامه داشتم واسه سال اخر راهنمایی اما چاره ای نداشتم جز اینکه خودم و اماده کنم واسه شرایط جدید.ما یه خانواده 4 نفره هستیم من که میلاد باشم الان 19 سالمه(مهیار) و خواهرم که الان 17 سالشه (مونا) و مامانم 40 سالشه (فریبا) اما یه میان سال خوش اندام و خوشگل بابام هم سن مامانمه. تو ساختمون جدیدمون همسایه های خوبی داشتیم مخصوصا خانواده یوسفی که از همون روز اول با ما برخورد خوبی داشتن و چون میدونستن ما تو این شهر غریبیم حسابی روز به روز با ما صمیمی تر میشدن.این وسط منم بعد از 1ماه تازه یخم داشت باز میشد و با میلاد که پسر خانواده یوسفی بود دوست شدم…

میلاد هم سن خودم بود یکی دو ماهی بزرگتر همه چیز داشت خوب پیش میرفت من با بچه های محل در حال دوستی و اشنایی بودم.تا یه روز میلاد پیشنهاد استخر داد از اب تنی خوشم میومد اما راستش تو شهر خودمونم اگه مدرسه اردوی استخر میزاشت هر بار یه طوری وانمود میکردم که انگار دوست داشتم برم اما مشکلی پیش اومده و من نتونستم برم.چون یه مقدار تپل بودم و پوست سفیدی داشتم اضافه وزنم باعث شده بود نه تنها باسنم و رونام گوشتی و تپل بشن سینه هامن مثل یه دختر بچه تازه بالغ شده قشنگ تو دست میومد.مخصوصا اگه موقع نشستن یکم قوز میکرد دیگه یه سینه درست و حسابی میشد واسه همین دوست نداشتم دوستام 1 ساعت کامل تو استخر من و لخت ببینن.اما تحریک شدم که واسه یبارم شده برم استخر.میلاد گفت 3-4 تا از دوستاشم هستن من میشناختمشون بچه های کوچه مون بودن اما سناشون از من و میلاد بیشتر بود رفتن ما به استخر همانا و همون چیزی که دل هرشو داشتم همانا به محض لخت شدن من همه به نحوی محو بدنم شدنم اما نگاه یه نفر با بقیه فرق داشت. رضا که بزرگتر از هممون بود بدجور تو کف کون و رون من بود پسر خوش گل و خوش تیپی بود. از همون اولین باری که دیدمش بدم نمیومد لااقل باهاش سلام علیک داشته باشم چون بعید میدونستم من و آدم حساب کنه اصلا که باهام دوست بشه. هم سنم بهش نمیخورد هم من بچه شهرستانی که همه میدونستن 2روزه اومدیم تهران کجا و رضای بچه با تریپ محل کجا.

 

اما شانس بهم رو کرده بود به واسته اندام چاقالیم این رضا بود که میخواست باهام رابطه برقرار کنه منم نامردی کردم با خودم گفتم امروز باید حسابی خودمو براش لوس کنم اذیتش کنم. واسه اولین قدم چند باری تا اینکه همه اماده بشن و بریم تو اب هی جلوش خم میشدم کون گندمو به رخش میکشدیم.ذوقو میشد تو چشماش دید. به اصرار خودش چون میدید شنا بلد نیستم قرار شد یادم بده بهم میگف دراز بکش رو اب دستاشو میزاشت زیر سرم و زیر کونم دستشو حس میکردم رو کونم که داره فشارش میده خودمم تحریک شدم بهم گفت برو از پله های کنا استخر بگیر به شکم دراز بکش پاهاتو بازی بده.منم انجام میدادم اونم هی دستاشو رو پشت رونم میکشید میگفت زانوتو خم نکن پاهاتو از رون تکون بده خلاصه تا جایی که تونست اون روز من و دست مالیم کرد. منم که وحشتناک تحریک شده بودم از کاراش و اون حسی که بهم دست میداد خیلی خوشم اومده بود با لبخندام و به نوعی اعلام رضایتم چراغ سبزو نشونش دادم.این طور بود که من وارد یه مرحله ای تازه و پر از هیجان زندگیم شدم.استخر رفتن ما ادامه داشت و پیشرفت فعالیتای رضا تو اب استخر با من.دیگه کار به جایی رسیده بود که رضا دست میکرد تو مایوم انگشتم میکرد.من دیونه میشدم سعی میکردم کیرشو تو دستم بگیر البته این کارامون خیلی لحظه ای و مخفیانه بود.رضا بهم پیشنهاد داد برم خونشون قبول نکردم.انگار که ترسیده باشم..

غروب همش تو کوچه یاده کارای رضا میوفتادم حشری میشدم.همیشه بعد از استخر شبا موقع خواب به یاده رضا و کیرش جق میزدم.بلاخره شهوت به هم غلبه کرد و به رضا گفتم کی بیام خونتون.رضا گفت اول یه چنتا فیلم میدم ببر ببین الان موقعیتم جور نیست خونه مکان نمیشه حالا حالا ها.منم قبول کردم و فیلمارو ازش گرفتم.کارم شده بود سوپر دیدن و جق زدن.روزی 2.3 بار جق میزدم گاهی اوقات.معتاد سوپر و جق شدم به رضا خواهش میکردم بهم سوپر بده من بینم رضا هم واقعا سنگ تموم میزاشت همه مدل فیلمی برام میاورد پسر با پسر. پسر با زن میانسال.دختر بچه با مرد میانسال.سفید با سیاه خلاصه همه جوره.منم تو تمامه این فیلما خودمو جای اونیایی که گاییده میشدن میزاشتم و اونایی رو هم که میکردن رضا فرض میردم.تشنه ی کیر شده بودم.کارم به جایی رسیده بود خودم خودم انگشت میکردم.درد داشت اما به مرور عادت کردم.چند باری هم خیار کردم توکونم اما بعدش از دردش موقع تولت رفتن گریم میگرفت.همه این کارا بهم لذت میداد اما تا وقتی که ابم نیومده بود به محض اینکه ارضا میشدم از کارام پشیمون میشدم.

 

از رضا بدم میومد.اما وقتی حشری میشدم همه چیز برعکس بود.بالاخره روز موعود فرا رسید رضا بهم گفت کی برم خونشون.منم خودم اماده کردم البته یه شیطنتم کردم و یه دست از شرت و کرست های مامانم پوشیدم و رفتم.یه شرت و کرست سفید.هم شرت و هم کرست مامانم بهم بزرگ بودن البته شرتش بد نبود اما کرستش بزرگ بود.چون سینه های مامانم گندس.وقتی رفتم خونه رضا اینا رضا طوری برخورد کرد که انگار اصلا قرار نیست منو بکونه.دعوتم کرد تو.رفتم تو اتاقش .اتاقش خیلی جالب بود برام.پوستر و نقاشیای رو دیوارش خوشگل بود من داشتم نگاشون میکردم که رضا با یه لیوان شربت و یه قرص اومد تو.بهم گفت تقویتیه برات خوبه.خودشم خورد.قرص و که خوردم بغد از یکم صحبت و با کامپیوتر ور رفتن رضا اخلاقش عوض شد بهم گفت لخت شو من به محض اینکه لخت شدم رضا با دیدن شرت و کرست زنونه تو تنم انگار امپرش رفت رو 1000 یه جووووووووووون گفت.بعدش گفت ماله اون مامانه جندته؟ من یه لحظه از این که اینارو پوشیدم پشیمون شدم اما شهوت نزاشت و با یه صدای ارووم گفتم بله.ماله مامانمه.خوشگله؟ مخصوصا پوشیدم که تم بیشتر حال کنی.اونم گفت اره عزیزم قشنگه اما تو تن اون مامانت یه چیزه دیگس.اخ که منتظر اون روزم مامانت اینجا با این لباسا جلم وای سه من کوسشو بخورم.اما یه چیزی که خیلی برام عجیب بود کیر خودم بود.انگار نه انگار خواب خواب بود.رضا فهمید من متعجبم بهم گفت نترس ماله اون قرصه هستش که خوردی.نمیزاره حالا حالا ها ابت بیاد تازه یه اسپری هم دارم که اونم به وقتش میزنم برات که ابت نیاد.من خوشحال شدم چون این یعنی یه چند ساعتی قراره من حشری بمونم.رضا گفت بسه دیگه زیادی داریم کس شعر میگیم بیا بخواب رو تخت ببینم منم با کمال میل رفتم رو تخت و طاق باز خوابیدم رضا یه سیلی به رونم زد گفت عزیزم قربون کون تو که تو شرت مامانت سکسی ترم شده بشم دمر بخواب.منم سری برگشتم رضا شروع کرد با کونم بازی کردن.میمالیدشون از رو شرت مامانم. بعد شرت مامانمو کشید پایین تا رو زانوم توف کرد لای کونم انگشتشو میمالید به سورخ کونم همش قربون صدقه خودم و مامانم میرفت منم اوج شهوت بود هیچی نمیگفتم و فقط لذت میبردم خودمو سپرده بودم دستش میخواستم هر کاری دوست داره بکنه.رضا بهم گفت پاشو کیرمو بخور.ساک بزن برام.منم فقط کیر میخواستم تو اون لحظه ها مشتاقانه برگشتم و نشستم لبه تخت.رضام جلوم ایستاده بود.شرتشو کشیدم پایین وایییییییییییی کیرش از همیشه سکسی تر بود.مستقیم کردم تو دهنم در حال ساک زدن بودم که یاده یکی از فیلم سوپرا افتادم.به رضا گفت حالا تو طاق باز بخواب پاهاتم بز کن از هم خودمم دراز کشیدم لای پاهاش اما دمر و به شکلی که سرم دقیقا جلوی کیر و خایه های رضا بود.بوسشون کردم به رضا گفت میخوام مثل اون فیلم سوپره که زن سیاه پوسته ساک میزد واسه اون پسره ساک بزنم

 

رضا که خودشم انگار دیده بودش گفت جوووووووون اره بخور خایه هامم بخور.پا های رضاو یکم جک کردم که بتونم زیره خایه هاشم لیس بزنم.با یه دستم کیر و خایه هاشو بالا گرفتم بعد زیره خایه هاشو تا سورخ کونشو لیس زدم.رضا نره میکشید فقط به مامانم فحش میداد.مادرتو گاییدم.جوووووووووون.کیرم تو کوس اون مادرت.خوار کسه.منم هیچی حالیم نبود حتی با فحش های اون حشری ترم میشدم.خایه های رضارو کردم تو دهنم میک میزدم رضا داد زد مادرتووووووووووووو گاییدم یواشششش.بعد کیرشو ول کردم فقط با زبونم از زیرش تا کلاهک کیرشو لیس میزدم مثل بستنی.با دستمم تخماشو ارووم میمالیدم.رضام نرررههههههه مزد که بخور.کیرمو بخور منم فقط زبون میزدم به کبرش زبونمو دور کلاهک کیرش میچرخوندم و اونم دست میکشید به سر و صورتم.دهنمو باز کردم و کیرشو فرستادم تو دهنم همزمان با دستمم تخماشو لمس میکردم.کیرشو از تو میزدم به لوپم تا ببینه کیرش کجاس.تا جایی که امکانش بود کیرشو میکرد تو دهنم رضا خیلی از ساک زدنم خوشش اومده بود بلندم کرد گفت بسه میخوام بکنمت تو تمام این مدت کرست و شرت مامانمم تنم بود.رضا همون اسپری که وعدشو داده بود رو اورد و اول کلی به کیر خایه های من زد.بعد به کیر خودشم زد.به من گفت چهار دست و پا لبه تخت وایسا خودشم نشست رو زمین طوری که کونم جلو صورتش بود کرم زد به سوراخ کونم شروع کرد انگشت کردن..یه انگشت کرد تو کونم من تا اون موقع انقدر حشری نشده بوده انگشتشو هی عقب جلو میکرد میچرخوند تو کونم بعد دو انگشت باز دستشو میچرخوند من هم درد داشتم هم لذت اجازه نمیداد دم بزنم رضا فقط فحش میداد و سیلی میزد به کونم بعد پاشد وایساد کیرش و رو سوراخم حس کردم …

 

ارووم فرستاد تو کونم نم نم یه ذره ذره کرد تو کونم چشمام سیاهی رفت دیگه درد داشت به شهوتم غلبه میکرد اما رضا خیلی بلدتر از این حرفا بود.بی توجه به خواهش های من که اونم از سر دو دلی بود به کارش ادامه میداد و کیرشو تکون تکون میداد میدا تو کونم خودشم افتاد روم و دستشو از زیره کرست مامانم رد کرد و رسوند به سینه هام اونارو میمالید فشارشون میداد همزمان کیرشم عقب جلو میکرد همچنان درد داشتم اما هم نه به اندازه اول و هم دیگه ترجیح میداد حالا که کونی شدم بزار تا اخرش برم.شروع کردم اهههههه و اوووووووووفففف کردن رضام که انگار با صدای من جون دوباره گرفت اینبار شدت و سرعت تلمه زدنش و بیشتر کرد شاید 5 دقیقه بیشتر شد که رضا تو کونم تلمبه میزد بدونه اینکه به من بگه ابش و خالی کرد تو کونم.من هنوز ارضا نشده بودم و رضام دیگه میل سکس نداشت.پاشدم لباسامو پوشیدم بدون اینکه چیزی بهم بگیم از خونشون اومدم بیرون.اما این تازه شروع ماجرا بود و اغاز کونی بازی من.

 

 

4 Replies to “دیگه رسما کونی‌ شدم”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*