اوبی شدم

سلام من اسمم فرید هستش این خاطره گی نیمه زوری که میخوام بگم بر میگرده به سه سال پیش که در سن 13 سالگی، و اول راهنمایی بودم، یه پسر خوشگل سفید گوشتی بودم که هرکس میدید امکان نداشت ازم ادامه مطلب اوبی شدم

نشد که بشه اخرین بار

کونم داشت جر میخورد برای دادن خیلی سخته نه از شدت دادن به خودت بپیچی ولی هیچکی نباشه بکنتت بعضا فکر میکردم من خیلی بدبختم یا زشتم در ضمن دوستان من یه نویسنده نیستم که من یه ادمیم که از ادامه مطلب نشد که بشه اخرین بار

سوراخ زنی

سلام دوستان من كاميار هستم ١٦ سالمه قدم بلنده هيكلم نسبت به قد و سنم خيلي خوبه چون ٤ ساله باشگاه ميرم قيفمم همه ميگن خوشگلى ولى خب خودم اينطور فكر نميكنم. اين خاطره اي كه ميخوام تعريف كنم مال ادامه مطلب سوراخ زنی

حس کون دادن منو کونی‌ کرد

اسم من علی هست 16 سالمه قدم 170 وزن 70 کون خیلی تپل و خوشگل دارم که کیر هر مردی رو سیخ میکنه. من از اونجایی که یادمه مثلا ده سال داشتم علاقه داشتم یه جیزی بره تو کونم ولی ادامه مطلب حس کون دادن منو کونی‌ کرد

منو راضی‌ کرد و تو استخر منو کردش

سلام من رامتینم و ۱۸ سالمه و بدنم سفیده و کونم هم گوشتیه و سینه هم دارم .   این داستان مربوط به وقتیه که ۱۶ سالم بود .یه روز تابستون بودم توی پارک بودم و لباسم خیلی تنگ بود و ادامه مطلب منو راضی‌ کرد و تو استخر منو کردش

نقشه برای کردن یه اوبنه ای

سلام ابوالفضل هستم ۱۸ ساله کیرم لاغره حدودا ۱۶ سانت .میخوام خاطره ی کون کردنم تو بگم براتون .یه پسر بسیجی‌ بود از اینا که مسجد میرن کون میدن به اسم امیر که اوبنه ای بود برا خودش اما به ادامه مطلب نقشه برای کردن یه اوبنه ای

یک بچه باز کیر کلفت منو گائید

اسم من فرزاده این داستان که براتون تعریف می کنم مال سالها پیشه .   من با اینکه خیلی تپل نبودم ولی از بچگی کپلام برجسته بود . واسه همین تو مدرسه یا کوچه محله مون پسرها باهام شوخی میکردن ادامه مطلب یک بچه باز کیر کلفت منو گائید

کوچه کونی‌ ها

با سلام خدمت همه ی دوستان من احسان هستم ۱۹ سالمه میخوام خاطره ی کونی‌ شدنم رو براتون تعریف کنم … خب ما یک همسایه داریم که اسمش حمید و همکلاسی من بوده همیشه تقریبا از همه نظر مثل همدیگه ادامه مطلب کوچه کونی‌ ها

اینطوری شد که کونی‌ شدم

اسمم مجتبی هستش و 21 سالمه. اولین بار 15 سالگی کون دادم. درواقع کونم گذاشتن. یکی از پسرای فامیل بود. من خونشون زیاد میرفتم و بعضی شبا هم میموندم. مدت تقریباً طولانی، نزدیک یک سال، فقط منو میمالوند. هرجا که ادامه مطلب اینطوری شد که کونی‌ شدم

کون به کیر آشنا

  وقتی سودابه داشت از تو صف بازرسی فرودگاه برام دست تکون میداد زورکی لبخندی تحویلش میدادم، اما هم من و هم اون میدونستیم که این ابراز علاقه کردنها دروغی بیش نیست. سودابه دختر عموم بود. 45 سال پیش با ادامه مطلب کون به کیر آشنا