لز من با فالگیر محله

من یه دختر 29 ساله ام که با پدر مادرم زندگی میکنم.برادر کوچیکترم ازدواج کرده ولی من با وجود اینکه چند تا خاستگار خوب هم داشتم هنوز مجرد موندم.آزادی کامل دارم.قد نسبتن بلند.هیکل توپ چون همیشه ورزش میکنم.دماغم عملیه.موهامم بلوند ادامه مطلب لز من با فالگیر محله

جنده‌ترین فاحشه‌

بهم زنگ زده بودی و صدات میلرزید. گفتی:« هاله میدونم سر کاری، میدونم این چند وقته یکم بدخلقی کردم، میدونم بهم شک کردی… ولی الان بهت نیاز دارم. بیا پیشم. لطفا بیا…» با گفتن یک کلمه تلفن رو قطع کردم:« ادامه مطلب جنده‌ترین فاحشه‌

انتقام در مه

پشت میز روبروم نشسته بود و با ارامش داشت لقمه توی دهنشو مزه میکرد،‌خیره نگاهش میکردم… با اکراه… -‌تارا چرا غذاتو نمیخوری؟ ‌‌بلند شدم و رفتم به سمتش.قاشقو از دستش کشیدم و گذا‌شتم تو بشقابش و اون مبهوت نگاهم میکرد ادامه مطلب انتقام در مه

کوسمو بلیس پلیز

سلام اسمم دلارامه 17 سالمه و سینه ها و کون خیلی خوش فرمی دارم یه دوستی تو مدرسه دارم که اسمش سیما (اسم مستعار) است سیما همیشه به شوخی تو مدرسه سینه های منو میمالد و دوس داشت منم خیلی ادامه مطلب کوسمو بلیس پلیز

دخترخالم منو جنده ی خودش کرد

افسون هستم و 17سالمه و ی دخترخاله به اسم ایسان دارم که 25سالشه و مطلقه هستش…عاشقه ماساژه . بدنسازی هم کار میکنه ولی سایز سینه هاش65هستش و سایز سینه من70. وزن و قدامون هم تقریبا شبیه همه و وزنامو50و قدامونم ادامه مطلب دخترخالم منو جنده ی خودش کرد

خوشبختی با او

کنار پنجره ایستاده بودم و نگاهش میکردم،که پتو را بغل کرده و دمر خوابیده بود. با آرامش! آرامشی که مدیون این شهر بودیم،هر دویمان،شهری که هم دوستش داشتم هم نه. دوستش داشتم،چون زن مغرور و زیبایی بود،که بوی دریا و ادامه مطلب خوشبختی با او

اون نفس منه

دقیقا وسط سردترین ماه سال گرم ترین اتفاق زندگی من تو چشمای اون شروع شد… *** با عصبانیت از ونی كه ما رو باشگاه اورده بود پیاده شدم و كتاب زیست شناسیم و پرت كردم سوم دبیرستان بودم و معدل ادامه مطلب اون نفس منه

تجربه ی لز

من مهسا هستم و اين اتفاق ٥ سال پيش افتاده… من و بهاره دانشجوى يكى از شهرهاى شمالى بوديم ، من اهل كرج هستم و بهاره شيرازى بود . دو ترم با هم تو خوابگاه بوديم و خيلى با هم ادامه مطلب تجربه ی لز

من ویدا ۱۶ ساله لزبین هستم

  سلام ب همه اسمم ویدا ۱۶ سالمه و لزبین هستم پارسال ی همکلاسی داشتم ب اسم تینا که با هم خیلیم خوب بودیم ماجرا از جایی شروع شد ک اولین بار تو چت از من پرسید ویدا تاحالا لب ادامه مطلب من ویدا ۱۶ ساله لزبین هستم

لز کتی و فرناز

  سلام… من فرنازم و 22 سالمه و این داستان واس پارساله… منو کتی از سال سوم راهنمایی باهم همکلاسی بودیم و ازهمون روزای اول ک شناختمش باهاش دوست شدم چون کلا باهمه بچه ها فرق میکرد… همه از دوستی ادامه مطلب لز کتی و فرناز