سکس با خواهرای دوستم

سلام من حامد  19 سالمه و چهارم تجربی هستم. یه دوست دارم به اسم محسن.من خیلی درسم خوبه مخصوصا ریاضیم.ما خیلی توی تابستون سوم می رفتیم کتابخونه وبا محسن درس می خوندیم.ولی مدرسه ها که شروع شد ورفتیم سرکلاس چهارم نشتتیم چون محسن می گفت ریاضی و فیزیک یادم بده دیگه نمی تونستیم بریم کتابخونه مجبور بودیم بریم خونه محسن اینا.محسن خیلی خوشگل بود و بهجز سرش و ابروهاش ومژه هاش و چند تار بالای کیرش می تونم بگم که اصلا دیگه تو بدنش مو نبود خیلی هم بدن نرمی داشت.من قبلا یه چند باری با محسن خودش سکس داشتم ولی تا اون موقع هنوز کس نکرده بودم. وخیلی دوست داشتم که کس بکنم. برای اولین بار که رفتیم خونه محسن اینا حدودا 3 ساعت با محسن کار کردم .

 

همین طور که داشتم با محسن ریاضی کار می کردم یهو دیدم که در اتاق باز شد و یکی اومد تو.تاچشمم بهش افتاد دیدم یه دختره سلام کردو دولیوان چای با میوه آورد برامون.وقتی رفت از محسن پرسیدم کی بود محسن گفت خواهرم. دفعه بعد دیدم یه دختر دیگه اومد تو و میوه وچای آورد اینبار هم محسن گفت اینم خواهرم بود.اولی حدودا 16 یا 17 ودومی 22 یا 23 ساله بود.هی این قضیه تکرار شد تا اینکه یه روز نوک مداد نوکی تموم شد محسن گفت من میرم از سر خیابون نوک می گیرم سریع بر می گردم گفتم باشه خواهر بزرگه که نمی دونست محسن نیست در و باز کرد اود تو دید من تنهام سلام کرد و اومد نشست گفت داداشم پس کجاست گفتم رفته نوک بگیره انگاری اینو از خداخواسته بود کلی ذوق کرد شروع به حرف زدن کرد منم که خیلی زبون باز بودم وخیلی هم پررو دیدم گوشیش دستشه ازش گرفتم شمارمو تو گوشیش وارد کردمو بعدش بهش دادم.محسن که اومد اون بلند شد و رفت.یکم دیگه بامحسن ریاضی کار کردم گفتم من امروز دیگه خسته شدم می خوام برم.رفتم خونه خوابیدم تا ساعت 9 شب مامانم بیدارم کرد گفت بیا شام رفتم شام خوردم .

 

برگشتم تو اتاقم گوشیمو نیگاه کردم دیدم یه پیام اومده نوشته سلام عسیسم شمارشو نمیش ناختم.بهش زنگ زدم تا گفت بله از صداش فهمیدم خواهر محسنه.یکم با هم حرفزدیم وبعدش گفتم می خوام برم درس بخونم کار نداری ندا گفت نه خدا حافظ.این دیگه هرشب کار ما بود با هم حرف می زدیم یه شب گفتم ندا می خوام بغلت کنم ببوسمت اونم از خداخواسته گفت که فردا خونمون خالیه میای ؟؟گفتم پس بابا مامانت و محسن ؟یاد خواهرش نبودم .گفت بابا مامانم که سر کارن و محسن هم کلاس کانون ریاضی داره بعد یادم افتاد که منم کلاس شیمی دارم .گفتم باشه من کلاس شیمی رو می پیچونم میام .ساعت 2 رفتم خونشون.در رو باز کرد رفتم تو یهو دیدم خواهرشم هستش .اسم خواهر کوچیکترشم شیرین بود.یهو ماتم برد آب دهنم خشک شد.ندا خندید گفت نترس اینم از خودمونه .نفس عمیقی کشیدم ورفتیم تو اتاق ندا.همین که نشسته بودیم دیدم ندا اومد بغلم گفت مگه نمی خواستی منو بغل کنی ؟؟منم از خداخواسته دستمو انداختم دور گردنش یه بوس کوچیک به لباش زدم شیرین گفت پس من چی؟؟؟گفتم  تو هم بیا

 

اومد بغلم از اونم یه بوس گرفتم.بعدش من یه دستم به سینه های ای بود و یه دستم به سینه های اون.همینطور نوازش می کردم و می رفتم پایین رسیدم به کس جفتشون.از قبل تاباشونو در آورده بودم و وقتی رسیدم سراغ کسشون شلواراشونم در آوردم.ازرو شرت کسشونو می مالیدم که اونا شروع به لختت کردن من شدن.لخت لختم کردن.کیرمو که راس شده بود وحشیانه می خوردن.که داشت آبم می یومد شیرین انقدر خورد تا آبم ریخت تو دهنش بعد کل آبمو قورت داد.من که می تونستم سه بار دیگه هم آبمو تخلیه کنم رفتم سراغ کساشون که متوجه شدم شیرین هنوز باکرست کس هر دوشون رو با زبون خوردم و انگشتمو تو کس ندا می کردم اول ندا ارضا شد بعد شیرین وقتی ارضا شون کردم خواستم بکنمشو ن گفتم شیرین باکرست شیرین که دیگه دیوونه شده بود گفت بزن همشو پاره کن عیب نداره اول زدم پرده شیرینو پاره کردم وبعد نوبتی هردوشونو می کردم وای که چه کسایی.یکی از یکی بهتر اینبار که دیگه آبم دیر تر اومد یه کس اساسی کردم کیرمو تو کس هردوشون می کردمو در می آوردم وقتی خواست آببم بیاد کیرمو در آوردم و آبمو پاشیدم رو سینه ندا .بعدش سه تایی رفتیم حموم و یه حالی هم تو حموم کردیم و من رفتم خونمون.از این ماجرا حدودا 40 روز می گذره و ما بعد از اون تا یه فرصت گیر آوردیم با همدیگه سکس داشتیم.

 

 

تقدیم به همه بچه هایی که امسال کنکور دارن

یک دیدگاه برای “سکس با خواهرای دوستم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>