سکس گروهی

شبهای رویایی

ازدواج که کردیم #الهه ۱۸ سالش بود یه دختر زیبا و لاغر و شیطون از همون دوران نامزدی فهمیدم سر و گوشش میجنبه شبا دوستش میومد خونشون و باهم میخوابیدن میدونستم که یه خبرایی هستش و دارن لز میکنن منم خوشم میومد که انقدر داغه اون موقع چون نانزد بودیم از پشت میکردمش اولین بار …

شبهای رویایی ادامه »

خوشبخت ترین مرد دنیا

هنوز خونه‌ای که به بودجه ی #دانشجویی من بخوره پیدا نکرده بودم چند تا خونه دیگه رو هم دیدم قیمت ها خیلی بالا بود، اصلا به پول من نمیخورد. دلم نمی خواست برم خوابگاه. تعریفشو از چند تا از بچه ها شنیده بودم. خوابگاه دانشجویی قیمتش مناسب بود اما به درد من که خیلی به …

خوشبخت ترین مرد دنیا ادامه »

عمید و کیرهای جدید

من عمید هستم چند روز پیش یه دوستان دوران دبیرستانم بهم زنگ زد حال احوال کرد بعد گفت میخوام ببینمت منم گفتم باشه هر روز خواستی بگو این دوستم اسمش عطا هست تو دبیرستان این با ۵ ۶ دیگه از بچه خیلی منو میکردند ولی من بیشتر دوست داشتم به همین عطا بدم کیرش کلفت …

عمید و کیرهای جدید ادامه »

کیری برای هر دوی ما

من و #سیمین دختر داییم ازبچگی باهم بزرگ شدیم. ورازدار همیم از وقتی سیزده 14 ساله شدیم سیمین همش دنبال دوس پسر بازی بود و با خیلی از پسرها و مردها رو هم ریخته بود پیش من تعریف می کرد که چطوری اونا رو تیغ میزنه و ازشون پول و کادو میگیره همیشه هم می …

کیری برای هر دوی ما ادامه »

اولین تجربه ی MFM

سلام تصمیم گرفتم برای اولین بار از تجربیات سکسیم بنویسم، و چه تجربه ای بهتر از اولین تجربه ی MFM! من رضا و خانمم ندا ، تو زمان این داستان به ترتیب ۲۵ و ۲۲ سالمون بود و البته اون موقع هنوز ازدواج نکرده بودیم و دوست دختر پسر بودیم. من از بچگی احساس میکردم …

اولین تجربه ی MFM ادامه »

کوسش همرنگ گلهاست

من اسمم امیره و اسم زنم #ثریا . من ٣٠ سالمه و ثریا ٢٦ سالشه و دو ساله ازدواج كردیم. من یه برادرخانم دارم اسمش بهنامه و ١٨ سالشه. یه روز شهریور بود تصمیم گرفتیم بریم #ابگرم لاریجان. بهنام رو هم خودمون بردیم. وقتی رسیدیم یه سوییت اجاره كردیم كه حموم ابگرم تو خود سوییت …

کوسش همرنگ گلهاست ادامه »

افغان‌ها نیز میتوانند

چند سالی می‌شود ازدواج کرده ام، اما همیشه یه چشمم روی خواهر زنم بود که به سن جوانی می‌رسید، چشماش و لبهاش خیلی حشری بود، هر وقت به چشمش نگاه میکردم دیوانه میشدم، هر وقت با زنم سکس میکردم چشمام را می‌بستم به خیال اینکه دارم خواهر زنم را میکنم، خلاصه بعد از مدتی خواستگاری …

افغان‌ها نیز میتوانند ادامه »

واحد شماره ۵۰۲

چند تا خونه دیگه رو هم دیدم قیمت ها خیلی بالا بود، اصلا به پول من نمیخورد. دلم نمی خواست برم خوابگاه. تعریفشو از چند تا از بچه ها شنیده بودم. خوابگاه دانشجویی قیمتش مناسب بود اما به درد من که خیلی به نظم و بهداشت عادت داشتم و یه جورایی وسواسی بودم نمی خورد. …

واحد شماره ۵۰۲ ادامه »

کص ایرانی تو ترکیه

تابستون پارسال با دوتا از رفیقام بلیط گرفتیم و رفتیم #ترکیه، البته تور نگرفتیم شخصی رفتیم، رسیدیم استانبول #هتل گرفتیم، قرار بود سه روز استانبول بچرخیم و عشق کنیم بعدم بریم #آنتالیا و چندروزی هم اونجا کص چرخ بزنیم. روز اول تو خیابون #استقلال میگشتیم و به کص و کون ملت تیکه مینداختیم، من فندکمو …

کص ایرانی تو ترکیه ادامه »

آاخ که این کیر چه‌ها میکند

سلام اسم من سارا هست و ۳۰ سالمه و گفتم ماجرایی که برام پیش اومده را به #اشتراک بزارم . خب چند سال پیش که ازدواج کردم احساس میکردم خوشبخترین زن دنیا منم چون با پسری ازدواج کرده بودم که هردومون عاشق هم بودیم . خب اول زندگیمون #مستاجر بودیم و سر سال صاحب خوبه …

آاخ که این کیر چه‌ها میکند ادامه »