سکس گروهی

بهشت یا جهنم

سلام میلادم از تهران بزرگ خاطرات هفتگی خودمو دارم می نویسم اتفاق و مچ گیری که شنبه 15 شهریور برام افتاد تهران خیابان کوشک یک واحد تجاری دارم دفتر کارمه کارم تجارته تو خاطرات این چند ماه دو نقطه عطفی در روابط جنسی آشنا و فامیلها برایم در طول 37 ساله عمرم رخ داده قبلا …

بهشت یا جهنم ادامه »

همه ی بکنهای زنم

28 ساله بودم با زیباترین دختر دانشگاه ازدواج کردم فامیلی داریم دو برادرن در المان زندگی می کنن ایمیل فرستاد تبریک گفت عکس خودشو زنشو نیمه سکس برام فرستاد فکر کردم دوس دخترشه گفتم عجب دافیه گفت زنمه ولی دوس دارم ایران اومدم بدم بکنی تا بدونه کیر ایرانی یعنی چه همی جمله در من …

همه ی بکنهای زنم ادامه »

جندگی خواهرمو دیدم

سلام سعیدم 22 ساله. یه خواهر به نام غزاله دارم ولی از بچگی غزل صداش می کردیم 24 سالشه منم 2 سال ازش کوچیکترم ماجرا برمیگرده به 3 سال پیش که 19 سالش بود اما قبل از هر چیز اینو بگم که اون از همون بچگی زمینه خراب شدن رو داشت؛ همیشه پسرای فامیل و …

جندگی خواهرمو دیدم ادامه »

فانتزی سکس کاکولدی

اولین باری که فانتزی سکس کاکولدی داشتیم: علی، همسایمون بود و از اون خانم بازها! بارها دیده بودمش زیرچشمی چجوری به #مرضیه (زنم) نگاه میکنه! کاملا مشخص بود که با نگاش داره میره زیر لباسهای مرضیه و لباش را روی تن اون بازی میده! اولین باری که تو سکس با مرضیه، اسم علی را آوردم، …

فانتزی سکس کاکولدی ادامه »

عموی کس دوست

سلام داستانهاتونو خوندم خیلی جالب بودن یکی از داستانهایی که عمو دختر داداششو می کنه را #کپی کردم فرستادم واتساپ دختر داداشم که استاد دانشگاهه مجرده   بارها سینه هاشو خوردم و #کسشو مالیدم اونم کیرمو مالیده و ابشو آورده ولی نگاییده بودم پرده هم نداره نمیدونم راست یا دروغ زنداداشم میگه تو #بچگی پاره …

عموی کس دوست ادامه »

شبهای رویایی

ازدواج که کردیم #الهه ۱۸ سالش بود یه دختر زیبا و لاغر و شیطون از همون دوران نامزدی فهمیدم سر و گوشش میجنبه شبا دوستش میومد خونشون و باهم میخوابیدن میدونستم که یه خبرایی هستش و دارن لز میکنن منم خوشم میومد که انقدر داغه اون موقع چون نانزد بودیم از پشت میکردمش اولین بار …

شبهای رویایی ادامه »

خوشبخت ترین مرد دنیا

هنوز خونه‌ای که به بودجه ی #دانشجویی من بخوره پیدا نکرده بودم چند تا خونه دیگه رو هم دیدم قیمت ها خیلی بالا بود، اصلا به پول من نمیخورد. دلم نمی خواست برم خوابگاه. تعریفشو از چند تا از بچه ها شنیده بودم. خوابگاه دانشجویی قیمتش مناسب بود اما به درد من که خیلی به …

خوشبخت ترین مرد دنیا ادامه »

عمید و کیرهای جدید

من عمید هستم چند روز پیش یه دوستان دوران دبیرستانم بهم زنگ زد حال احوال کرد بعد گفت میخوام ببینمت منم گفتم باشه هر روز خواستی بگو این دوستم اسمش عطا هست تو دبیرستان این با ۵ ۶ دیگه از بچه خیلی منو میکردند ولی من بیشتر دوست داشتم به همین عطا بدم کیرش کلفت …

عمید و کیرهای جدید ادامه »

کیری برای هر دوی ما

من و #سیمین دختر داییم ازبچگی باهم بزرگ شدیم. ورازدار همیم از وقتی سیزده 14 ساله شدیم سیمین همش دنبال دوس پسر بازی بود و با خیلی از پسرها و مردها رو هم ریخته بود پیش من تعریف می کرد که چطوری اونا رو تیغ میزنه و ازشون پول و کادو میگیره همیشه هم می …

کیری برای هر دوی ما ادامه »

اولین تجربه ی MFM

سلام تصمیم گرفتم برای اولین بار از تجربیات سکسیم بنویسم، و چه تجربه ای بهتر از اولین تجربه ی MFM! من رضا و خانمم ندا ، تو زمان این داستان به ترتیب ۲۵ و ۲۲ سالمون بود و البته اون موقع هنوز ازدواج نکرده بودیم و دوست دختر پسر بودیم. من از بچگی احساس میکردم …

اولین تجربه ی MFM ادامه »