اولین شب سکس

سلام به همه.

اول از همه من در ان زمان ٢٢سال داشتم .قدم ١٧٠ وزنم٥٥ موهام قهوه اى كم رنگ  چشمام سبز  و سينه هاى سايز٧٥ خلاصه هميشه يه پسر دنبالم بود م هر روز با اتوبوس به دانشگاه مى رفتم از يه خوانواده ى غير مذهبى بودم و هرگز چادر نپوشيدم.
خوب برم سر داستان

 

من هر روز كه با اتوبوس مى يومدم يه پسره كه خيلى خجالتى ولى خيلى خوشگل بود هر روز بهم نگاه مى كرد مى دونستم خانه ى كناريمونه .اون هم مثل من تو دانشگاه شريف درس مى خواند البته تو رشته ى پزشكى.٢٣سالم شده بود كه بالاخره در المپياد دانشجوى مدال برنز اوردم.٣ماه بعد از اون وقتى از دانشگاه برگشتم ديدم پسره باباباش اومد خونمون خواستگارى به مامان با علامت پرسيدم چى شده يه لبخند زد و من برد در اتاقم گفت:چه پسره خوشگل و خوبى.گفتم نمى دونم خلاصه رفتم و نشستم يهو بابا گفت مى دانم اين زمان خواستگارى خيلى مسخرست ولى پسرم يه سال به من تصرار مى كنه بيام خواستگارى دختره شما
مامان هم گفت اقا ببينيد من از اين خواستگارى ماستگارى خوشم ن مياد اگه مى شو اين دو دوست بشن تا خودشون با هم اشنا بشن.خلاصه ديگه من پارسا حسابى اخت شدم و تنها لمسى كه با هم داشتيم يه بوسه بود همون لحظه فهميدم خوب مىدونه بايد با يه خانم چه طورى رفتار كنه البته اينو بگم پارسا هم مثل من هرگز سكس نكرده بود.خلاصه دوروز بعد بوسه پارسا از من در خواست ازدواج كرد و من قبول كردم بالاخره٢٥سالم شد كه يه روز بورسيه برام اومد بدون اينكه خوشحال بشم رفتم پيش پارسا بهش نشون دادم اون هم لبخند زد و گفت من هم ميام پذيرش گرفتم بابام مى گه پولشو مى ده

 

خوشحال شدم با پارسا تصميم گرفتيم ازدواج كنيم . بالاخره شب ازدواجمون شد فهميم كه بايد سكس كنم يه لحظه فهميدم لباس سكسى ندارم ولى فهميدم كه مامانم برام تو چمدونم گذاشته بود يه لباس تورى بود كه سينه هامو خيلى بزرگ نشون مى داد رفتم موى كسمو زدم و حاضر شدم اما ارايش نكردم بعد موهامو رو شونه م ريختمو اعتراف مى كنم خوشگل شدم رفتم رو تخت پارسا بقلم كرد تا حالا تن شو با شورت نديده بودم شروع كرديم به لب خوردن خيلى خوب بوداروم دستش برد رو سينم و بعد روشونم و بند سوتينمو باز كرد و سرش خم كرد و سينه هامو مالش مى داد از دور سينم شروع كرد و اون اومد سر سينم و شروع كرد به مى كدنه سينم خيلى خوب اين اولين بارى بود كه يه مرد بهم دست مى زد و لمسم مى كرد خيلى اروم لباسمو دراورد بعد شروع كرد شكمم رو ماساژ دادن و اومد سمت كسم شروع كرد باهاش بازى كردن خيلى خوب بود و بعد ليسش زد بهش گفتم خوب تو چى گفت چندشت نمى شه گفتم مگه تو چندشت شد خنديد و شرتش را در اورد يه كير بزرگ حدود ٢٠ داشت و خيلى قطور بود بالاخره شروع كردم به مكيدنش

 

خيلى خوب بود اولش چندشم شد ولى بعدش خوشم اومد بعد خوابيمو كيرش گذاشت و سط سينم بهم گفتم سينتو فشار بده شروع كردم كه ناگهام ابش ريخت تو صورتم بوى بدى مى داد اما بدم نيومد اين كارو چند بارى كرديم تا اينكه گفت به پشت مى شه به پوشت شدم با كونم يكم بازى كرد و بعد كيرشو سانت به سانت درونم مى كردم بدنم گرم شده بود داشتم لذت مى بوردم بعد بهم گفت قرص زد باردارى خوردى گفتم اره بعد گفتم بهم باهاش بيام و روى سفره ى پهن كرده بود بخوابم گفتم گفت چون اولين بارته از تو خون مى ياد قبول كردم وقتى كرد توى من يه جيف خفيف زدم و شروع كردم به اه اه گفتن كه بعد احساس كردم يه چيز سرد از رونام پايين مى ياد فهميدم خونه و پردم پاره شده به پارسا اشاره كردم خسته شدم و بعد رفتم تو حموم تا تميز شم و خونم رو از خودم پاك كنم پاك كردم تا اينكه يهو پارسا اومد تو حموم و شروع كرديم لب دادن منو به پشت كرد و كيرشو كرد تو  و من با ملايمت عقب جلو مى كردم . ..

همين طورى با تن خيس رفتيم رو تخت و خوابيديم هر دومون ارضا شده بوديم تن من گرم شده بود تن اون هم همين طور اون روز فهميدم سكس كردن چقدر لذت داره اميداوارم همه ى شما به يه سكس خوب،ارام،هدف،و زندگى خوب برسيد.

5 Replies to “اولین شب سکس”

  1. خانومایی که دوست دارن یه سکس داغو پراحساسو ارضا شدنه واقعیو تجربه کنن پیام بدن!
    فقط از شهر “همدان”! لطفا خانومایی که شوهر دارن پیام ندن!
    09302250409

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*