دکتر و نرگس

سلام.

من عارف هستم الان 28 سالمه این خاطره مربوط میشه به سه سال پیش…

***

من تا همون 3 سال پیش اصلا سکس رو تجربه نکرده بودم دانشجوی رشته پزشکی بودم تقریبا درسمم داشت تموم میشد ولی با اینکه خیلی دوس داشتم با یه دختر سکس کنم تا اون موقع نتونسته بودم .دو سه تا دوس دختر داشتم ولی موقعیتش پیش نیومد سکس رو تجربه کنم چون واقعا یا به خاطر بی عرضگی یا یجور ترس یا عذاب وجدان قادر به این کار نبودم تا اینکه سر و کله نرگس پیدا شد .نرگس دوس دختر قدیمی یکی از دوستام به اسم مجید بود .منم به همین خاطر از همون چند سال پیش میشناختمش ولی اون منو نمیشناخت . چون تو شهر خودمون نبودم و همش دانشگاه بودم و واقعا دلیلی نداشت بهش فکر کنم اصلا خبری ازش نداشتم تا همون 3 سال پیش که واقعا از عقده بی سکسی داشتم خفه میشدم.

 
یه روز که رفته بودم شهر خودمون اتفاقی مجیدو دیدم کلی با هم حرف زدیم چون از بچگی هم محل بودیم و با هم بزرگ شدیم خیلی باهم راحت بودیم .همینجور اتفاقی از نرگس ازش پرسیدم البته میدونستم خیلی وقته جدا شدن .که اون گفت نرگس بعد از مجید با کلی پسرای دیگه دوست شده و ظاهرا بکارتش رو هم تو همین حین از دست داده و خلاصه طوری که مجید میگفت حسابی خودشو مشغول پسرا کرده بود .اولش باورم نشد که نرگس اینجور دختری شده و خیلی ناراحت شدم ولی بعد از یکی دو روز فکر کردن ناخوداگاه به این موضوع و از اون لحاظ که خودم خیلی تو کف بودم و واقعا نیاز به تجربه کردن سکس داشتم این فکر به سرم رسید که از مجید بخوام که یجوری نرگسو واسم ردیف کنه
خلاصه در کمال بی شرمی به مجید گفتم و مجید هم تونست فقط شمارشو واسم جور کنه و گفت مطمئن باش با تعریفایی که از نرگس شنیده همین داشتن شماره واسه سکس باهاش کافیه .شمارشو گرفتمو بعد از چند روز که برگشته بودم دانشگاه بهش اس دادم .خودمو معرفی کردم و گفتم که از همون زمان که با مجید بوده ازش خوشم میومده و از این چرت و پرتا.در کمال ناباوری زود با من جور شد و همون شب یه سکس تلفنی هم داشتیم.واقعا دیگه دوزاریم افتاد که نرگس از اون جنده هاس گفتم این فرصتو دیگه باید غنیمت بشمرم و مرد شم.

 
خلاصه یکی دو هفته همینجور با اس دادن و زنگ زدن گذشت و قرار شد من که برم شهرمون ببینمش.بعد از چند وقت رفتم و همون روزای اول دوم خدا جور کرد و خونه ما خالی شد و من روز قبلش با نرگس هماهنگ کردم و قرار شد فردا صبحش به بهونه دانشگاه بیاد خونمون .صبح روز بعد حدودای ساعت ده یازده اومد .نکته جالب این بود که با اینکه اصلا منو ندیده بود سر اولین قرار اومده بود خونه خالی.بعد از سلام احوالپرسی یکم نشستیم و داشتیم حرف میزدیم و من که اصلا تجربه نداشتم کلی استرس داشتم و همش تو این فکر بودم که چجور باید شروع کنم که دیدم یهو خودش منو بغل کرد و شروع کرد به لب گرفتن .من اصلا باورم نمیش که همچین چیی امکان داشته باشه و بعد از اون هم تا الان واقعا مثل نرگسو ندیدم .

 

بعد از کلی لب گرفتن خوابیدم روش شروع به مالیدن سینه هاش کردم و سینه هاشو از مانتو و سوتینش بیرون اوردم و وحشیانه میخوردم بعد دستمو بردم لای پاهاش و یکم کسشو از رو شلوارش مالیدم و از اونجایی که خیلی شق کرده بودم و هر لحظه امکان داشت بدون کردن ارضا بشم زود شلوار و شرتشو دادم پایین و بدون اینکه حتی حرفی بزنم و فقط رو حساب حرف مجید که گفت پرده نداره بی معطلی کردم تو کسش ولی از شانس بد من سر دو تا تلمبه ارضا شدم و زود کشیدم بیرون و خالی کردم رو شکمش.بعد از اون یه بار دیگه سکس کردیم این بار با ارامش بیشتر .خدا پدرشو بیامرزه چند ماه با هم بودیم و خیلی من از لحاظ جنسی راه انداخت .امیدوارم از تجربه سکس اولم خوشتون اومده باشه…

 

نوشته: عارف قزوینی

دیدگاه بسته شده است