سکس با خواهرزاده

خطر از بیخ گوشمون رد شد

اومدم قضیه منو خواهرزاده متاهلم که دو سال از خودم بزرگتره و واستون بگم . من ۲۴ سالم اون ۲۶ سالش . یه بچه سه سالم داره ک. اون شب بعد سکس اولمون ک تو اتاقشون رو تختشون بود و کلا در اتاق بستن تا تموم شدنشو لباس پوشیدنش همش بیست دقیقه شده بودوو خوابیدیم …

خطر از بیخ گوشمون رد شد ادامه »

دلت برام تنگ میشه دایی؟

قبل از #امتحانات #خردادماه بود که مهسا گفت من از اینجا برم دلت برام تنگ میشه دایی؟ ی اخمی کردم گفتم #کجا تو رو من کار دارم گفت بابام گفته باید برگردی همینجا گفتم دوسه هفته ی بار ی شب بیا گفت من خاله سمیرا نیستم درضمن میخوام این رابطه رو فراموش کنم گفتم پس …

دلت برام تنگ میشه دایی؟ ادامه »

یه رویای تازه

روزای تلخ پشت سر هم میگذشت منم اعصاب هیچی رو نداشتم از ی طرف کارم دستمو بسته بود از ی طرف سمانه ول کن نبود تکیه مینداخت حتی بصورت علنی و جلو بهرام ،مادرم بنده خدا هم فقط به اون گیر میداد بعد از اون که ی شب اومد اتاقم سمج شد تو بغلم بخوابه …

یه رویای تازه ادامه »

کونشو با کیر دایی جونش آشتی دادم

سلام من احسان هستم 33 ساله 180 قدمه 82 وزنم گاهی هم ورزش میکنم من برعکس همه تو سن کم با سکس اشنا شدم اگه خاطرات سکسیم رو بنویسم یک #سایت کامل نیازه ولی در کل علاقه ی شدیدی به سکس دارم انواع سکس رو تجربه کردم بجز سکس با دوجنسه که اونهم به همت …

کونشو با کیر دایی جونش آشتی دادم ادامه »

سکس منو خواهرزادم سهیلا

سلام جیگرا من یه خواهرزاده دارم که دو سال از خودم بزرگتره . من ۲۴ سالم اون ۲۶ سالشه . من حسینم اون #سهیلا . سهیلا متاهله و سه بچه سه سالم داره .قدش ۱۶۰ سینه هاش هفتاده . قبلا ک شیر داشت ۷۵ میشد. کونشم نسبت به قدش بزرگه بزرگ نیست ولی بزرگ دیده …

سکس منو خواهرزادم سهیلا ادامه »

دخترخواهر حشری

سلام به همه دوستان. این اولین داستانی که تا حالا می نویسم این قضیه بر میگرده به چند وقت پیش.یه روز خواهرم بهم زنگ زد که برم خونشون چون اونا میخواستن برای دوهفته برن مسافرت منم برم کلید و بگیرم که مواظب خونشون باشم.توی مسیر که داشتم میرفتم دیدم صدمتر جلوتر یه ماشین مدل بالا …

دخترخواهر حشری ادامه »

مار پیتون

سلام این اولین داستانیه که مینویسم اسمم کامرانه البته مستعاره اهل کوردستانم این داستان برمیگرده به سال ۹۰ اون موقع از شهرستان واسه کار می اومدم تهران که توی منزل با چند نفر از دوستام بودم من توی تهران ۴ تا خواهر دارم داستان از اونجا شروع شد که پنج شنبه خواهرم زنگ زد که …

مار پیتون ادامه »

چاقال

سلام من حامدم ۲۸ سالمه من یه خواهرزاده دارم به اسم اتنا پدرش چند سالی میشه ک از خواهر من طلاق گرفته حالا ب هر دلیلی اونا با پدرشون زندگی میکنن اتنا یه دختر با قد ۱۷۰ کمر باریک و باسنی بسیار وحشی و سینه های کوچولو ک اونم چون ۱۷ سالشه من ۲ سال …

چاقال ادامه »

دلارام جنده ی داییشه

سلام من حامدم ۲۸ سالمه یه خواهرزاده دارم به اسم دلارام ک الان در ترکیه زندگی میکنه ۲۵ سالشه داستان برمیگرده به روزی ک ۱۵ سالش بود و من ۱۸ سالم بود من و دلارام خیلی با هم بودیم بچه بودیم از ۷ سالگی هم بازی بودیم من دلارامو اکثرا تو زیرزمین و ماشین باباش …

دلارام جنده ی داییشه ادامه »

کردن کون تنگ خواهرزادم

باسلام دوستان این اولین داستان منه اسم من امیر30 ساله وچهارساله ازدواج کردم خواهرزادم اسمش شیدا و سنش الان26 سالشه داستان برمیگرده به 8 سال قبل …   البته ناگفته نماندقبل اولین رابطه جدی با شیدا شیطنت های زیادی داشتیم اما در حد بغل و دستمالی کردن یک شب خونه خواهرم بودم و با شیدا …

کردن کون تنگ خواهرزادم ادامه »