سیک و داشاق و آمجیخ

سلام به همه دوستان اسمم امینه 25 سالمه ارنولدم نیستم تیپ و اندامم کاملا معمولیه یه همسایه داریم به اسم سیما پرستاره خودش شوهرشم نمیدونم شغلش چیه فقط میدونم که همش ماموریته و یک ماه دو ماه یبار میاد اونم ادامه مطلب سیک و داشاق و آمجیخ

زهرا زهرا کیر من شد اسیرت

سلام من اسمم رضا هست 19 سالمه با قیافه عادی و هیکل معمولی قدم 178 و وزنم 72.  داستانی که واستون تعریف میکنم مربوط به پارسال که 18 سالم بود… *** ما در یکی از شهر های استان کرمان که ادامه مطلب زهرا زهرا کیر من شد اسیرت

انگورهای آرزو

سلام دوستان علی هستم ۳۳ساله از تهران تا حالا دوتا از خاطره های سکسی خودم رو برای شما دوستان گرامی داخل سایت گذاشتم و میخوام این بار خاطره ای برای شما بگم که حدودا مربوط میشه به سالهای ۱۳۸۶ یا ادامه مطلب انگورهای آرزو

کردن شاهکوس محل با یه نقشه ی بیست

سلام اتفاقی رو که میخوام براتون تعیرف کنم توی محرم سال 95 اتفاق افتاده و یکی از بهترین خاطره های سکسی منه… *** من علی هستم 23 سالمه و توی یکی از محله های متوسط رو به پایین تهران یا ادامه مطلب کردن شاهکوس محل با یه نقشه ی بیست

گاییدن مادر حاج حسین

این ماجرا مال همین دوهفته پیش و روز تاسوعای محرم امساله… هشت مهر نود وشش.. *** این حاج حسین که میگم همسایه مون هست. یعنی از قدیم همسایه بودیم. خونه ما بر خیابون هست و خونه اونا تو کوچه بغل ادامه مطلب گاییدن مادر حاج حسین

جندگی خواهرم در حضور خدا

داستانی که میگم مربوط به بیست سال پیشه و  حقیقت داره … *** من پسر کوچیک خونه بودم و اون موقع چهارده ساله بودم یک خواهر هفده ساله داشتم که اون سال برای کنکور درس میخوند و یک خواهر بیست ادامه مطلب جندگی خواهرم در حضور خدا

واکنش همسر عزیز من

سلام. زمان دانشجویی سال هفتاد کرمان بودم و با داشتن چهار فرزند کوچک که ابتدائی درس میخوندند رفتم و یه خونه طبقه هم کف اجاره کردم صاحبخانه هم یک پیرزن زرنگ که چهار دختر داشت و سه نفرش ازدواج کرده ادامه مطلب واکنش همسر عزیز من

کوس یک میلیاردی

سلام . اسم من اردلانه  ۲۱ سالمه و قد ۱۷۰ و وزن ۵۵ یه کم لاغر به نظر میام شیراز زندگی میکنم.داستانی که میخام براتون بگم بر میگرده به دو ماه پیش.ولی اون روزی که من رفتم تو کف زهرا ادامه مطلب کوس یک میلیاردی

منتظر فرصت بود که به کیرم حال بده

من سعید هستم 43 سالمه . متاهلم و بچه و زندگی عادی دارم. ما تو یه ساختمونی زندگی میکنیم که تو هر پاگرد دوتا واحد روبروی هم قرار داره خب ما هم بعضی وقتا میشه که دعوامون میشه حالا به ادامه مطلب منتظر فرصت بود که به کیرم حال بده

مرسی‌ از باباش

سلام من امیر هستم 21 سالمه. این داستان که دارم تعریف میکنم مال 1 سال پیشه… *** یه همسایه داشتیم که تازه دو ماه بود تو محل اومده بودن. از بویی که از خونشون میومد معلوم بود باباش تریاکیه.یه دختر ادامه مطلب مرسی‌ از باباش