به کیری که میخواستم رسیدم

تاریک | روشن

سلام سارا  هستم الان که خاطراتمو می نویسم 25 ساله از یکی از شهرستانهای خوش آب و هوای اراک 17 ساله بودم علیرغم پسندم با طاهر در نهایتِ بی میلیم ازدواج کردم من عاشق عموی همسن او کسری  بودم کسری جوانی زیبا قد بلند جذاب و خوش اخلاق و خوشنام فامیل بود مامان بزرگ طاهر با مامانم دختر عمو هستن
عروسی در یک روز پائیزی سال 91 خیلی بی مقدمه و فوری شروع و تمام شد
از روز خواستگاری تا عقدم که خیلی ساده گرفته بودند 9 روز طولش بود اونم چون رفتیم پزشک قانونی وگر نه زودترم میشد
عروسی نسبتا شادی مخصوصا دوستهای کسری که از تهران اومده بودند همکلاسهای جدیدش که همه رشته پزشکی بودند با رقص و خوانندگی و رنگ و بویی گرفت و شاد شد
حنا بندان و بعدش جشن عمومی شب اولش بخاطر مهمونهای زیاد از جمله مهمونای کسری حجله رفتنم برای فردا شب موکول شد چون هر دو خونه پر مهمان بود و رقص و بزن و بکوب
شب بعد رفتیم حجله طاهر بدون مقدمه لباسشو در اورد و شورتش موند شروع کرد به در اوردن لباسام تا موند شورت و سوتینم وحشیانه سینه هامو مالید و خورد دریغ از یک بوسه که خوشمم نمی اومد
بدون باز کردن سوتین شورتمو در اورد تا امادگی پیدا کنم کیرشو که خیلی بی ریختم بود طوری که سرش مثل سر مرغ پایین بود و بدنه اش لاغر و صاف و سیاه بدون حتی یک رگ برجسته با دیدنش حالم به هم می خورد تو فیلما کیر زیاد دیده بودم شکل هیچکام نبود کمی وازلین مالید افتاد روم منم چشامو بستم به یاد کسری (عموی کوچکش) منتظر پاره شدن پرده ام با اولین کیر شدم

 

کمی تو چاک کصم با کیرش دنبال سوراخم بود خودشم گفت اولین باره که با یک دختر میخوا سکس کنه حتی سوراخشم نمیدونسته پایینه هی فشار به وسط کسم میداد تا اتفاقی لیز خورد رفت تو سوراخ کصم خیلی سریع اخی گفتم انگار ویشگونم گرفته تا تهش رفت تو کصم دردی میشه گفت حس نکردم فقط انگار داره کسمو گاز می گیره اخ و اوخ می کردم
با جلو عقب کردن تو کمتر از یک دقیقه حس کردم اب زیادی ریخت تو کصم مثل مرده افتاد روم و کمی بعد بدون اینکه منو ببوسه یا نوازشم کنه پرید پایین و کیرشو نگاه کرد کصمو خودم دست زدم هر دو دیدیم خبری از خون نیست
بی معطلی کشیده ای به صورتم زد که انتظار هر چیزی داشتم جز زدن
گفت جنده قبل من کی پردتو پاره کرده ؟!
قسم خوردم من با کسی نبودم لباسشو پوشید رفت اتاق بغلی میدونستم گوش ایستادن بین دو اتاق تیغه نازک و از بالا نور گیری هم سرتا سر دیوار صدا ها خوب شنیده می شد
با مامانش و دوتا از زن عموهاش (سه جاری) مشورت کرد با صدای بلند می گفت دختر نیست خیانت کرده هیچی نداره زن عمو وسطیه عاقل بود گفت طاهر برو یک بار دیگه بخوابین حتما خوب نزدی یا گذاشتی عقبش
اومد منم گریه می کردم بدون اینکه توجه به اشکم بکنه شروع کرد سینه هامو خوردن سوتینمم در اورد تا کیرش سفت شد کرد تو کصم اینبار طول کشید و میان گاییدنش چند بار کیرشو در اورد دید مثل اینکه از خون خبری نیست ولی باز ابشو ریخت منم اصلا ارضا نشدم خیلی هم نفرت داشتم

 

باز تا بخودم بیام دو تا کشیده محکم گذاشت تو صورتم با صدای بلند گفت جنده تو بدرد من نمیخوری بگو پس چرا تو را بمن دادن از قدیم گفتن هر ارزانی بی علت نیست تف به صورت تو تف به شرف مامانت فردا مامانت اومد گمشو برو طلاقتم تا جوهرش خشک نشده میدم لباسامو انداخت روم گفت بکن تنت جنده ی دستمالیده شده پتیاره مثل لاتها و بی کلاسها حرف میزد خیلی چندشم می شد
رفتش بیرون با چمان گریان لخت نشستم شورتمو تنم کردم که شنیدم داره باز با زن عموش حرف می زنه گوشمو گذاشتم رو دیوار حرفاشونو گوش میدادم شنیدم مامانش گفت برو به عمه بگو (مادر بزرگ طاهر) بیاد تا بگه چکار کنیم من سرو پا گوش شدم
مادر بزرگش که دختر عموی مامانم بود و زن بسیار نجیب و خوبی بود اومد شروع کرد نصیحت کردن گفت نکنه به سوراخ عقبش رد کردی گفت نه هر دو شو نگاه کردم
فرستاد دنبال کسری حالا فقط مادر بزرگ بودو کسری و طاهر از کسری پرسید مگه دکترا الکی هم می نویسن باکره؟
گفت نه
پرسید چرا خونی نشده تو دکتری می خونی چیه قصیه اش؟! توضیحاتی داد و
کسرا گفت ممکنه پاره نشده باشه بعضی ها بعدن پاره میشن
گفت تو دکتری دکترم محرمه برو معاینه اش کن ببین اگه باکره بود که فبها نبود ابروشو نبرین تا من با مامانش فردا حرف بزنم
طاهر اصرار داشت می گفت نه من دونستم که خیانت کرده هیچی نداره …
تا کسری قرار شد بیاد منو معاینه کنه

 

گفت خواهشا شما ها برین بیرون تا من سارا را روانکاوی کنم کسی هم نیاد تا ببینم قضیه چیه
حرفهایی نا مفهومی میشنیدم قاطی هم همش دقت می کردم ایا کسری میاد پیشم یا نه ؟
از طرفی خوشحال بودم که به این زودی کسری بدنمو می بینه از طرفی ناراحت که پیش طاهر یا مادر بزرگ چکار کنم یادم افتاد فقط شورت تنمه ظاهرا داشتند می اومدن اتاق پیشم دستپاچه شدم تا پیراهنمو پیدا کنم ملافه را پیچیدم دورم و دراز کشیدم که انگار رو تخت بودم و حرفاشونو نشنیدم
چند دقیقه ای طول کشید شاید یک ربع ساعت شد صداشون می اومد ولی نامفهوم بود تا در اتاق باز شد تخت طوری بود که کسی می اومد زود دیده میشد از زیر ملافه دیدم کسری تنها اومد درم بست قفلشم کرد
رسید پای تخت با صدای گرم و دلنواز گفت سلام عزیزم خوبی ؟
سرمو از ملافه اوردم بیرون گفتم سلام از من تا خواستم پاشم گفت نه بلند نشو همون نشسته خوبه میدونم خسته ای خخخخ
شروع کرد کلی حرف زدن و خوش و بش چیزی که نمی پرسید وضع پرده و سکس بود
خیلی یواش پرسیدم بقیه پشت در هستن گفت نه همه را بیرون کردم در اصلی را هم بستم راحت حرفاتو بگو باور نداری برو خونه را بگرد ریلکس باش
یه حسی برام میگفت که راسته

 

گریه کردم با مهربانی اشکامو با دستمال کاغذی با احتیاط پاک می کرد حالا من نشسته بودم و ملافه دور تنم بود پرسید دکتری که معاینت کرد چی گفت؟
گفتم گفت مبارکه باکره ای نوشت و داد دستم چندتا سوال کرد
گفت اجازه می دید من معاینت کنم ؟
فقط شلوارتو در بیار پاهاتو بده بالا همونجور که پزشک قانونی کردی ببخش مجبورم شرمنده عزیزم (اسممو نمی گفت )
گفتم شلوار تنم نیست شورته گفت در بیار
زیر ملافه در اوردم پاهامو با ملافه دادم بالا چراغ قوه ی موبایلشو روشن کرد ملافه را داد کنار اول یه نگاه سطحی کرد بعد با یه دستش کصمو باز کرد با موبایلش توشو نگاه کرد خیلی ور رفت
گفت خشگلم میشه تو موبایلو اینجا نگه داری تا با دو دستم بتونم معاینت کنم
اگه میشه ملافه را بکش بالاتر تا کمرت تا جلو نورو نگیره

ملافه را جمع کردم رو شکمم تا موبایلو گرفتم تا نزدیک سینه ام هم لخت شد پرسید لباس نداری؟
گفتم نه پسر داداشت پرت کرده نمیدونم کجا پیدا نکردم
گفت من محرمتم دکتر محرمه نترس

 

تو دلم گفتم تا باشه محرمی مثل تو حالا فقط دوس داشتم منو بکنه پاهامو تا جایی که میتونستم اوردم بالا کصم خوب زد بیرون موبایلو نورشو گرفتم با دو دستش باز کرد بعد انگشتشو کرد تو کصم از فرت عطش اخی کردم ارام ارام انگشتشو چرخوند خودم حس می کردم انگار انگشتش لبه ای را دور میزنه تو کصم نوری که مینداختم زاویه اش خوب نبود

گفت با دو دستت تا می تونی پاهاتو فشار بده سمت سرت موبالم بده من موبایلش از اون نولیا ساده ها بود گرفت تو دهنش نورشو انداخت با دو انگشت کصمو معاینه می کرد
گفت تو هنوز باکره ای تو حلقوی هستی ممکنه تا زایمانتم باکره بمونی
گفتم کاش نگی به طاهر تا طلاقمو بگیرم دوسش ندارم
کسری گفت کاش همدیگرو زودتر دیده بودیم سارا تو بی نظیری(اولین بار تو رقصیدن منو دید) کاش…
گفتم من تو را تو عروسی پسر عمویت دو سال پیش دیدم عاشقت شدم ولی تو منو ندیدی متوجه نبودی
گفتم همش بتو فکر می کردم چشامو بسته بودم طاهرو بجای تو تصور کردم تا راضی شدم منو جادو کردن بله گفتم
کسری نشسته بود موبایلشو انداخت گوشه ای و بوسه ی ابداری از کصم کرد گفت ببخش نتونستم دوام بیارم بغلمو باز کردم
گفت اجازه میدی منم لخت بشم

 

گفتم چرا لخت نمی شی زود باش عشقم که انگار منتظر اجازه ام بود تا لخت شد همه اندامش مثل خودش زیبا بود کیرش کلفت و پر از رگهای کلفت مثل خودش سفید و کمی تیره با سر بادامی صورتی روشن بسیار زیبا همونجوری که خوابیده بودم گفتم بکووون توش ولی حاضر نشد اومد لب گرفت زیرش داشتم مثل مار بخودم می پیچیدم چشمامو بوس کرد گوشامو خورد نفس گرمش لرزه به اندامم انداخت تا کیر کلفتشو کرد تو کصم حالا فهمیدم کیر یعنی این احساس می کردم جایی از کصم اونقدر تنگه که دوس نداره بذاره کیرش بیاد بیرون بقدری تو خوردن لبهایم و گردن و سینه و بدنم و بازی با کصم وارد بود انگار دهها ساله زن داره
کصم آماده بود تو فشارهایی که میداد فقط لذت بود هیچ دردی نداشتم ابم اومد کسری هم کمی بعد من ابشم شاید بگم اندازه یک لیوان ریخت تو کصم
خدا را شکر کردم که چه زود به ارزویم رسیدم
از روز ازدواجم الان 8 سال می گذره من دکوری زن طاهرم، او میدونه، مامانشم میدونه مادر کسری هم میدونه مال کسری هستم
اینم بگم تو همون روزهای اول ازدواجم آبستن شدم بعد 9 ماه صاحب پسری شدیم همه چیزش شبیه کسری بود الان کلاس اوله از ترس کرونا نذاشتیم بره معلم خصوصی گرفته کسری پزشکیشو گرفت ولی طبابت نمی کنه شرکت داره ساختمانسازی می کنه منم همه کاره دفترشم همین یک بچه را داریم بچه مونم میدونه باباش کسری است ضمنا بابک را با سزارین بدنیا اوردم چون نمیشد طبیعی بدنیا بیا هنوز من باکره ام و کصم تنگ به اصرار من کسری کیرشو عمل کرد نزدیک 5 سانت بلندتر شد و بیخش کلفتر تخمهایش خیلی مردونه است پوست کیسه ی تخماش در واقع شده پوست بدنه بیخ کیرش تو هر حالتی از زمان عمل کردنش به راحتی منو می کنه

 

ایمان دارم کسری با هیچ زن و یا دختری غیر از من سکس ندارد یه دوس دختر اپن داشته تا منو #گایید قسم خورد که هر گز بمن خیانت نکنه در حالیکه بمن #آزادی داده اگر از پسری خوشم اومد باهاش حتی سکس کنم ولی اگه گردنمو بزنن #امکان نداره چون عاشق کسری هستم
مدتهاست زن #مطلقه ای را صیغه طاهر کردیم تا اونم بدون سکس نباشه سالها طول کشید طاهر فهمید چه توهینی بمن کرده ولی دیگه دیر شده بود
تعریف نکردم به این راحتی نبود از من دست بکشه ولی از انجا که شب #نخست رذالتشو نشون داده بود قبول کرد اسمش رو من باشه ولی زن #کسری باشم …

 

 

#ممنونم #که #خوندید

 

#سارا

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *