کون دادن واسه استخدام

من زهرا 34 ساله هستم ماجرا بر میگرده به استخدامم توی بیمارستان امام رضا… همه جا رو واسه کار گشتم پارتی هم نداشتم تا از این و اون شنیدم که برم پیش آقای حسن پور اون نفوذ داره و میتونه ادامه مطلب کون دادن واسه استخدام

بازم منو کردن

من زهرا هستم 34 ساله قدم 171 و وزنم 65 کیلو من پرستار بیمارستان هستم شوهرم معتاد است از پس مسائل جنسی من بر نمیاد یه شب خیلی حشری بودم و شیفت شب بود اومدم بیمارستان و همه فکرم تو ادامه مطلب بازم منو کردن

کون دادنم به دکتر شیفت

سلام من زهرا هستم 34 ساله من در بیمارستان کار میکنم یه شب که شبکار بودم و اتفاقا شب جمعه بود وقتی اومدم سرکار خیلی بیمارستان خلوت بود و مراجعه کننده کم بود منم توی گوشیم افتادم و رفتم توی ادامه مطلب کون دادنم به دکتر شیفت

کون دادن به دکتر پزشکی قانونی

من زهرا 42 سالمه وزنم 72 و قدم 170  من پرستار بیمارستان هستم شوهرم اعتیاد داره و علاقه ای به مسائل جنسی نداره. ماجرا از اون شب شروع شد که از بیمارستان زنگ زدن که پسرم تصادف کرده پسرم مهدی ادامه مطلب کون دادن به دکتر پزشکی قانونی

بهترین دکتر دنیا

سلام داستانی که میخونین واقعا اتفاق افتاده برای من و الکی نیست! اسم من آرمین ۲۰ سالمه این داستان واسه ۳ سال پیشه ۱۷ سالم بود … مریض شده بودم و رفتم دکتر واسه سرماخردگی که معاینه شم،مطب دکتر سرخیابون ادامه مطلب بهترین دکتر دنیا

خوردن آبکیر

مدت یک هفته بود که ناراحتی کلیه داشتم و چشمتون روز بد نبینه یکشنبه ۱۳ خرداد سنگ کلیه دفع کردم رفتم دکتر برام آزمایش ادرار و خون و سنوگرافی نوشت و چون به تعطیلی خورده بود تصمیم گرفتم پنجشنبه برم ادامه مطلب خوردن آبکیر

جق درمانی

سلام میخواستم داستان خودم رو براتون تعریف کنم ولی قبلش بگم سیاوشم مخلص همه این داستان به سه سال پیش میرسه که خونه دانشجویی داشتم… *** از تنهایی نمیدونستم چی کار کنم گفتم بیام خودم رو ارضا کنم خیر سرم ادامه مطلب جق درمانی

فکرشم نمیکردم اون‌روز کون بدم

اسمم ناناز اسم مجازیمه دختری هستم که ۲۵سالمه و بعد کلی تلاش تو رشته ای که آرزوشو داشتم قبول شدم و بعد دوره های لازم بعنوان دکتر هوشبری مدرک گرفتم و تو یکی ازبیمارستان های خصوصی درتهران شروع به کار کردم ادامه مطلب فکرشم نمیکردم اون‌روز کون بدم

دیدار با پدر بچم

من هانیه(خان بی بی ) هستم همون دختر بلوچ كه تو داستان قبلي براتون گفتم با شوهرم اومدم چابهار با دكتر دندان پزشكم سكس كردم… ***   چند روز پيش با شوهرم اومدم چابهار دل تو دلم نبود دلم ميخواست ادامه مطلب دیدار با پدر بچم

دكتر کامبخش

دبیرستان كه می رفتم با دوست صمیمیم یاسی كل روز راجع به سكس حرف می زدیم و پورن میدیدیم فكر كنم ما حشری ترین دخترهای اون مدرسه بودیم هرچند كه اصلاً بهمون نمیومد چون همیشه شاگرد اول بودیم و ظاهر ساده ادامه مطلب دكتر کامبخش