بعد از مدتها تونستیم سکس کنیم

خیلی وقت بود که باهم سکس نداشتیم البته اون همیشه تو ماشین من و ارضا میکرد ولی چون خودش دیر انزال بود بهم میگفت نیازی نیست ارضاش کنم چون واقعا دستم درد میگرفت ،خیلی وقت بود که خونه خالی گیرمون نیومده بود و سکس کامل نداشتیم بدجور تو کف بودیم تا اینکه روز موعود رسید:)

 
خونوادم قرار شد برن شهرستان واسه گردش اما من نرفتم و اونا رفتن رفتن منم زنگ زدم به عشقم و بهش گفتم که بیاد:)))))ساعت ده صبح بود شب قبلش رفته بودم حمام و خودم و تمیز کرده بودم .قبل ازینکه برسه(خونشون نزدیک خونمون بود و ده دیقه راه بیشتر نبود)سریع لباسامو عوض کردم یه سوتین سفید مشکی با شرتش و یه تاپ آبی عروسکی که تا پایین باسنم میومد و یه ساپرت مشکی پوشیدم و موهای بلندم که تا روی باسنم میومد و بستم بالای سرم تا هم قشنگ باشه هم موقع سکس هی نریزه رو صورت عشقم و اذیتش کنه:))) در و هم باز کرده بودم که دیگه زنگ نزنه و اگه کوچه خلوت بود سریع بیاد تو ،جلوی آینه داشتم با موهام ور میرفتم که صداش و شنیدم واااااااای خدا انگار دنیا رو بهم داده بودن رفتم جلو در سالن و بغلم کرد انقدر محکم به خودش فشارم میداد که کمرم درد گرفته بود لب تو لب شدیم انقدر لبام و محکم میخورد که من هیچ کاری نمیتونستم بکنم فقط اون میخورد و من تو هنگ بودم بلند شدن کیرش و حس میکردم که به بدنم فشار میاورد وااااااااای که چقدر دلم واسش تنگ شده بود.

 
یه لحظه از خودش جدام کرد تیشرتش و در آورد شلوارشم در آورد و فقط شورت پاش بود دوباره بقلم کرد و لبام و خورد تاپم و در آورد(من همیشه دوست دارم که در حین سکس کم کم لباسامون و دربیاریم و کامل لخت نشیم ولی اون دوست داره اول کامل لختم کنه و بدون هیچ لباسی باهام سکس کنه منم این اجازه رو بهش میدم چون میخام قشنگ حال کنه) هنوزم ایستاده بودیم ساپورتمم در آورد و خابوندم وسط هال و خودش خابید روم و شروع کرد به لیس زدن گردن و گوشم و بالای سینه هام و سوتینم و در آورد و سینه هام و گرفت تو دستش و محکم میک میزد و من فقط ناله میکردم و دیگه داشتم از هوش میرفتم که شورتمم در آورد و دستش و گذاشت رو کوسم و مالیدش رفت بین پاهام کوسمو لیس میزد دیگه داشتم دیوونه میشدم انقدر خورد و چوچولمو با لباش کشید تا ارضا شدم و اونم که فهمید ارضا شدم اومد بالا و لبامو بوسید بهش گفتم بریم تو اتاق،رفتیم تو اتاق من و خابوند و دوباره اومد روم خابید شورتشم در آورده بود کیرش و گذاشت لای کوسم منم دوباره حشری شده بودم و دلم میخاست جرم بده کیرش و آروم فشار داد تو کوسم و یه آههههههه بلند کشیدم اونم حالش بدجووووووووور بد بود شروع کرد به تلمبه زدن اول یواش میزد و همزمان لبامو میخورد ولی دیگه حشرش زیادی زده بود بالا شروع کرد به تند تند تلمبه زدن به حدی محکم و تند میزد که اگه بین دستاش قفلم نکرده بود با هرضربش یه قدم جلو میرفتم هیچوقت موقه ی سکس ناله نمیکرد فقط آه های کوچیک میکشید یا با حالت حشریش میگفت جووووووووووووونم

 

دیوونه ی این مردونگیش بودم که مث بعضی پسرا که موقه ی سکس عین دختر ناله میکنن نبود مث بعضیا پانتومیمم بازی نمیکرد و حین سکس دوستت دارم عاشقتم و قربون صدقه رفتن از دهنش نمیوفتاد همیطور داشت تلمبه میزد و منم دیگه داشتم التماسش میکردم که تو رو خدا یواش ولی اعتنا نمیکرد چند تا ضربه یواش میزد و دوباره حالش بد میشد و تند تند میزد یکم دیگه که زد گفت آبم داره میاد بیا بخورش(منظورش کیرش بود نه آبش چون خیلی بدش میومد آبش و بخورم) نشست و تکیه داد به دیوار منم رفتم بین پاهاش شروع کردم به ساک زدن اون کیر خوش تراشش حسابی حشری شده بود همش میگفت تندتر بزن و یکی از سینه هامو تو دستش گرفته بود و فشار میداد با اون یکی دستشم موهامو گرفته بود و سرم و بالا پایین میکرد دیگه داشتم عوق میزدم ولی بخاطر اینکه اون حال کنه هیچی نمیگفتم تا اینکه آبش بافشار ریخت تو دهنم و یه آه قشنگ کشید سرم و آوردم بالا و تو چشمای خمارش نگاه کردم

 

انقدر عرق کرده بود که انگار زیر دوش رفته بود منم آبش تو دهنم بود دهنم و بسته بودم و بدون اینکه قطره ای از آبش بیاد بیرون نگاش میکردم که بهم گفت تف کن رو پام منم خاستم اذیتش کنم ابروهامو انداختم بالا یعنی نمیخام خندش گرفت گفت دختره پرو با توام میگم تف کن دیگه خندم گرفته بود طاقت نیوردم تف کردم رو پاش و زدم زیر خنده اونم باهام میخندید و نوازشم میکرد رفتم دستمال آوردم و پاشو کیرش و تمیز کردم بغلم کرد و خابید و از پشت تو بغلش بودم دستش و از پشت از لای باسنم رسوند به کسم و انگشتش و کرد لاش و گفت قربون کس خوشگلت بشمممممم مننننن ،منم چون خجالت کشیدم لپام قرمز شد و فقط با یه لبخند جوابش و دادم ،بهم گفت خسته شدی عشقم؟ گفتم آره خیلیییییییی گفت بیخووووووووود فکر کردی من ولت میکنم ؟میدونی چند وقته تو کفم؟ خندم گرفت هیچی نگفتم یکم تو بغل هم استراحت کردیم که دوباره شروع کرد به لب گرفتن و خابید روم پاهامو باز کرد و بین پاهام خابیدو کیرش وسط کسم بودیه فشار داد دوباره کیرش رفت تو کسم منم دوباره حشری شده بودم سه چهار بار ارضا شده بودم ولی بازم تشنه ی کیرش بود هردومون خیلی هات بودیم و هستیم:)))

 
شروع کرد به تلمبه زدن آروم تلمبه میزد و تو چشام زل زده بود و با چشمای خمار قهوه ای رنگش نگام میکرد و من از شرم هر چند لحظه یبار چشمامو میبستم با اون هیکل بزرگ و سبزش خیمه زده بود رو بدن لاغر و سفید من و هی تلمبه میزد که دیگه انگار خسته شد از پوزیشنمون و بهم گفت دمر شو منم به شکم خابیدم و عشقم یه بالشت گذاشت زیر کسم تا بیاد بالا وکیرش و از پشت کرد تو کسم و شروع کرد تلمبه زدن دیگه داشتم دیوونه میشدم جون نداشتم ولی بازم میخاستم و همش ناله میکردم و اونم با سرعت خیلی بیشتر تلمبه میزد آب از کسم راه افتاده بود انقدر خیس و لیز شده بود که همش کیرش لیز میخورد و موقع تلمبه زدن میومد بیرون واسه بار چندم بود که کیرش سر خورد بیرون و گفت ای جووووووووووونم بیتا کست چقد خیس شده و برم گردوند دوتا بالشت گذاشت زیر باسنم وکوسم اومد بالا به طوری که خودم میتونستم ببینمش و پاهامم بالا بود ،عاشق این پوزیشنم البته باید برای مدت زمان کم استفاده بشه چون آدم کمردرد میگیره اگه زیاد باشه خودش اومد بین پاهام رو زانوهاش ایستاده بود و کیرش دقیقا جلوی کوسم بود فشارش داد تو و شروع کرد محکم تلمبه زدن دیگه داشتم بیهوش میشدم از لذت و با صدای بلند ناله میکردم و اون بیشتر حشری میشد دیگه پاها و کمرم خسته شده بود بهش گفتم پام درد گرفته بالشتا رو از زیرم برداشت و خابوندم رو زمین و اومد بین پاهامو شروع کرد به تلمبه زد ولی مگه لامصب آبش میومد انگار پنچ شیش تا قرص خورده باشه ولی نخورده بود یعنی با این کمرش لازم نبود بخوره

 

دیگه کسم میسوخت بهش گفتم یه لحظه صبر کن خیلی میسوزه اونم دلش برام سوخت و کیرش و کشید بیرون و رفت بیرن پاهام گفت آخی بذار ببینم این کوچولو رو و زبونش و گذاشت لاش و یکم لیسش زد دیگه نمیسوخت گفتم خوب شد اونم خوشحال شد گفت واقعا؟؟؟ گفتم آره ،دوباره اومد بین پاهام و کیرش و کرد تو و چندتا تلمبه زد و دوباره بهم گفت دمر شو دمر شدم دوباره بالشت و گذاشت زیر شکمم و کیرش و از پشت کرد تو کسم و شروع کرد تلمبه زدن تو کسم پر آپ بود به حدی که وقتی تلمبه میزد شالاپ شلوپ صدا میداد و اون حال میکرد کیرش و در آورد و با آب کسم خیسش کرد و مالید به سوراخ کونم ولی تو نکرد منتظر اجازه ی من بود همینطور هی باهاش بازی کرد بهش گفتم اگه آبت داره میاد از پشت بکن عیبی نداره ،انگار دنیا رو بهش داده باشن گفت چشممممممممم و یه فشار آروم به کیرش داد سرش رفت تو ولی چنان دردی گرفت که انگار داشتم جون میدادم یه آخخخخخ بلند گفتم ،گفت درد داری عشقم ؟اشکم در اومده بود گفتم آره خیلیییییی ولی نذاشتم بفهمه گریه کردم که ناراحت نشه سریع کیرش و در آورد و گفت ببخشید عشقم شرمنده وبا انگشتش سوراخ کونم و مالید وقتی دردم آروم شد کیرش و کرد تو کسم و دوباره تلمبه زد

 

عرقهایی که از صورتش میومد گردنم و خیس کرده بود کیرش و کشیده بیرون و آبش با فشار پاشید رو کمرم ،یکم تو همون حالت موند و بعد یه دستمال کمرم و پاک کرد و بغلم دراز کشید منم سریع چشمای اشکیمو پاک کردم و روم و کردم طرفش و با اون لبخند قشنگ و جذابش تو چشام زل زد و یکم باهم حرف زدیم و گفت من دیگه برم عشقم یدفه مامانت اینا میان نگاه به ساعت کردم باورم نمیشد ساعت دو و ربع ظهر بود و ما چهار ساعت باهم حال کرده بودیم لباسامون و پوشیدیم و من تو بغلش دراز کشیدم و اون باهام حرف میزد هنوز یکم دیگه وقت داشتیم یکم که حرف زد دوباره حشرم زد بالا و شروع کردم لباش و خوردن که بهم گفت بازم میخای عشقم؟ یکم خجالت کشیدم هیچی نگفتم ولی اون فهمید که میخام ساپورتم و در آوردو انقدر کسم و خورد تا دوباره ارضا شدم و گفت بیتاجونم دیگه خیلی دیره من باید برم ،بااینکه دلم نمیخاست بره ولی مجبور بودیم تا پایین پله دنبالش رفتم و یه لب حسابی ازم گرفت و رفت.این آخرین سکس ما نبود و ما هنوزم با هم هستیم و تا ابد خواهیم بود و قراره باهم ازدواج کنیم و اون با کاراش عشق پاکش و بهم ثابت کرده و من واقعا عاشقشم واسه به هم رسیدنمون دعا کنید دوستان…و این هیچ وقت یادتون نره که اگه واقعا دوست پسر یا دوست دخترتون و دوست دارید و قصد ازدواج باهاش و دارید حتما قبل از ازدواج باهاش سکس کنید چون ممکنه بعد از سکس ازش دلسرد بشید و اگه عشق واقعی باشه آتیشی تر میشید مثل من و عشقم….پس بهتره قبل ازدواج باشه که بعد ازدواج پشیمون نشید.ببخشید که طولانی شد….

 

 

 

 

بای

4 Replies to “بعد از مدتها تونستیم سکس کنیم”

  1. سلام به همگی،
    من نویسنده ی این داستان هستم ممنون از همه کسایی که داستانمو خوندن…
    حرفی ندارم فقط اومدم بگم که بالاخره با عشقم ازدواج کردم (که آخر داستان زندگی من و بدونید) و هنوزم هر دومون مثل قبل هاتیم…
    دوستتون دارم…
    بای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*