سکس در سواحل مازندران

سلام

این خاطره ای که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به سال 87 تا 88 یه روز با دوستم ساحل چالوس بودیم و از هوای خوب دریا لذت میبردیم که متوجه دو تا دختر شدیم که یکیشون خیلی آمار میده خلاصه پا شدم و رفتم کنار دستشو باهاش صحبت کردم خیلی دختر خوبی بود که شمارشو گرفتم و دیگه آشناییم با معصومه شروع شد…

***

از اونروز به بعد دیگه با هم صحبت میکردیم تا اینکه بهش پیشنهاد دادم که بیشتر با هم باشیم اونهم با خجالت معصومانه ش و سکوتش منو متوجه کرد که دوس داره یه روز از سر کار مرخصی گرفت و اومد خونمون خونه ما شهسوار بود خونمون روز قرار خالی بود و حسابی مرتبش کردم که وقتی مسیح جونم میرسه ضایع نباشه ( تعجب نکنید مد شده معصومه‌ها به خودشون میگن مسیح! مثل این خبرنگاره مسیح علی‌ نژاد که اسم اصلیش معصومه قمی هستش) خلاصه بعد از یک ساعت گوشیم زنگ خورد دیدم که عزیزمه از قبل با ماشین یکی از دوستام منتظرش بودم سوار شد و با هم به سمت خونه رفتیم خیلی خوشگلتر شده بود حسی خیلی خوبی بهم میداد اینم بگم که بهش قول داده بودم که باهاش کاری ندارم فقط میخوام تنها صحبت کنیم وقتی رسیدیم گفتم راحت باش مانتو و شالشو در اورد و روی مبل نشست منم وسایل پذیراییو براش گذاشتمو کنارش نشستم و یه لب جانانه ازش گرفتم با هم صحبت میکردیم تا اینکه دیگه پا شد بره منم بهش گفتم زیر قولم نزدم و باهات کاری نداشتم اونم منو بوسید بعدش رسوندمش که با تاکسی بره سر کارش

 

خیلی خوشحال بودم که میتونم باهاش باشم بعد از اونروز دیگه بیشتر همدیگه رو میدیدیم سینما میرفتیم ساحل دریا و کافی شاپ کورش میرفتیم خیلی بهمون خوش میگذشت تا اینکه قرار بعدیو گذاشتیمو اون واسه قرار اومد خونه منم طبق روال قبل دنبالش رفتمو اوردمش خونه اینبار دیگه نمیتونستم تحمل کنم تا رفتیم خونه بغلش کردمو حسابی لباشو خوردمو بوسیدمشو انداختمش رو تختخوابم لباساشو در اوردمو شروع کردم به خوردنش از صورت و لبو گردن تا شکم و کسو لای روناش دو تامون حسابی داغ داغ شده بودیم اونهم لباسای منو در اورد و شروع کرد به خوردن گوش و گردن و سینه هام دیدم خیلی سینه هامو داره میخوره ازش پرسیدم گفت که دوس داره حسابی سینه بخوره من که حسابی حال اومده بودم بهش گفتم بره پایین ک تا شکمم رفتو بهش گفتم پایینتر که قبول نکرد ولی بعدش دیدم که یواش یواش دستشو گذاشت روشو شروع کرد به ماساژ دادنش بعدش تو چشام نگاه کردو یه بوس کوچولو از سر کیرم گرفتو گذاشتش تو دهنش اروم اروم میخوردش منم حسابی خوشم اومده بودم اونهم همینطور حس کردم دارم ارضا میشم اونو از کیرم جدا کردمو لباشو شروع کردم به خوردن حالا نوبت من بود لای پاشو باز کردمو اول بوش کردم چ بوی خوبی میداد دیوونه م کرده بود زبونمو چرخوندم روش یه آخ کوچیک کشید خیلی بهم حال داد خلاصه کسشو خوردم بعدش شروع کردم لاپایی کردمش و حسابی سینه و لباشو میخوردم بهش گفتم مسیح جان دوس دارم از کون بکنمت اون گفتم ممد جان عزیزم درد داره بهش گفتم من دوس دارم عزیزم یه نگاه بهم کردو گفت باشه عزیرم فقط یواش

 

لبامو گذاشتم رولباشو همونطوری یه بوس طولانی ازش گرفتم دمر خوابوندمش رو تختمو یه بالش گذاشتم زیر شکمش کونش اومد بالا ازش کرم گرفتمو دم سوراخشو سر کیرمو کرم زدم یواش کیرمو در سوراخش گذاشتمو باهاش بازی کردم همزمان گوششو گردنشو میخوردم کیرم اروم فشار دادم داخل از درد به خودش میپیچید نگه داشتم بعد یواش یواش دادمش داخل نگهش داشتم تا دردش کمتر شد و اروم گرفت ازش با یه بوس تشکر کردم حالا دیگه تلمبه زدنو شروع کردم اروم تلمبه میزدم حس خیلی خوبی داشتم مسیح جونم همونطوری اخ و اوخ میکردو منم با صدای اخش حال میکردم داشتم ارضا میشدم که بهش گفتم بریزم داخل گفت بریز منم تموم ابمو ریختم داخل کونش همونجوری افتادم روشو بوسیدمش خیلی وقت بود که سکس با کسی سکس نداشتم تا مسیح جونمو پیدا کرده بودم خیلی بهم حال داد پاشدیم باهم رفتیم حموم تا دوش بگیریم اونجا دوباره ازش لب گرفتمو اونم همینطور که دوباره تو حموم شروع کردیم به سکس بازم تو حموم لاپایی کردمش تا ارضا شد و بعدش منم از کون کردمش و نزدیک به ارضا شدن ابمو رو صورتو سینه هاش خالی کردم خیلی بهمون خوش گذشت اومدیم بیرونو همدیگه رو خشک کردیم و رو تختم تو بغل هم استراحت کردیم ازش بخاطر سکسی که باهام داشت تشکر کردم اونم ازم تشکر کرد و گفت اولین سکسش بوده و خیلی بهش خوش گذشته خستگیمون که در رفت پاشدیم لباسامونو پوشیدیم منم که باید میرفتم سر کلاس بخاطر همین تا چالوس رسوندمش اون رفت سر کار منم رفتم دانشگاه…
و این داستان ادامه دارد

نوشته: محمد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*