خواهر زن حشری

سلام دوستان
من اولين باره كه داستان مينويسم هميشه ميومدم تو سايت فقط داستانهاي شمارو ميخوندم به خودم كفتم كه يه بار هم داستان خودم رو بنويسم كه شما هم حال كنيد. خوب بگذريم ……
من اسمم ابي هست و اين داستاني رو كه ميخوام براتون بنويسم مربوط به خواهر زن منه كه اسمش مريمه من 28 سالمه و حدود 2 ساليه كه ازدواج كردم البته مريم هم ازدواج كرده واز زنم كوجيكتره ولي من از همون اولا خيلي مريم رو دوست داشتم خيلي دختر نازي بود بدن سفيد كمر باريك وسينهاي وسط كه هميشه تو كفشون بودم 170 هم تقريبا قدش بود

 
خوب بريم سر اصل ماجرا كه از اونجاي شروع شد كه من يك روز رفته بودم خونه مادر زنم اونجا هم مريم خواهرزنم هم بود سلام عليك كرديم وبعد نشستيم مريم هم روبروي من نشسته بود و به من خيره شده بود من هم كه اصلا خيلي دوست داشتم كه با هم يك رابطه اي داشته باشيمو از خدام بو من هم بهش زل زدم يدفعه بهم جشمك زد خنديد من هم خنيدم اصلا اون شب برام يجوري بود همش تو فكر مريم بودم تا بعد از يك هفته تقريبا مريم به من زنك زد من هم جواب دادم خيلي خوشهال بودم جون كه اصلا مريم با من تماس نميكرفت سلام عليك كرديم وكفتم جه عجب مارو ياد كردي مريم كفت هيجي هين جوري من كه فهميده بودم قضيه جيه رفتم سراغ اون شب وبهش كفنم كه مريم اون شب تو يكجور ديكيه اي داشتي منو نكاه ميكردي ؟كفت من از تو خيلي خوشم مياد ودوست داشتم كه شوهري مثل تو داشتم و من فكر ميكنم كه با تو خيلي راحتم من همين جوركه داشتم كوش ميكردم كيرم سيخ شد كفتم مريم من تورو خيلي دوست دارم ولي جرات نميكردم بهت بكم ولي الان بهت ميكم كه من عاشقتم دوست دارم مال خودم باشي مريم بهم كفت من مال توام ولي نبايد كسي بفهمه خوصوصا خواهرم من هم قبول كردم و به من قول داد تو نزديكتري فرصت با هم باشيم…

 

بعد از اون تلفن من خيلي تو كف مريم بودم تا يك روز كه مريم با من تماس كرفت كفت كه من امروز ميام خونه مادرم…. جون مريم خونشون بيرون از شهر بود به خاطر كار شوهرش بود من هم خوشحال شدم وبهش كفتم كه هرجوري هست امروز من وتو بايد با هم باشيم كفت ببينم جي ميشه من كفتم باشه بعد از نيم ساعت زنم با من تماس كرفت و كفت كه با مادرش ميخواد بره دكتر من هم بهش كفتم برو و از خوشحالي داشتم ميمردم سريع به مريم زنك زدم بهش كفتم كه خواهرش با مادرش ميخوان برن دكتر كفت كه ميدونم كفتم خوب جه كار كنيم كفت نميدونم من بهش كفتم ميام خونتون اون هم خوشحال شد و گفت بيا من كه ميدونستم كه چند ساعتي بيشتر فرصت ندارم زود مثل برق خودم رو بعد ازاينكه رفتن بيرون رسوندم خونه مادر زنم.

در زدم مريم در باز كرد داشتم ديونه ميشدم جون اصلا من مريم رو اينجوري نديده بودم همش با حجاب بود موهاي زرد يك تاب قرمز با يك شلوار تنك كه اصلا من رو داغون كردمريم كفت بيا تو جرا نكاه ميكني خوب بيا تو من هم رفتم داخل و روي مبل نشستيم من فقط داشتم تماشا ميكردم خيلي خوشكله كفت بابا جته مكه زن نديدي كفتم زن ديدم ولي حوري نه خنديد و رفت برام شربت بياره وقتي شرب رو اورد خم شد كه شربت تعارف كنه كه سينهاش جلوي جشم افتاد عجب خط سينه اي داشتم ميمردم كيرم شق كرده بود ديكه نتونستم تحمل كنم پاشدم و سرش رو كفتم و بعد لبام رو رو لبش كذاشتم و لبشو ميخوردم عجب لب شيرني داشت مريم هم خيلي خوشش اومده بود لبش رو ميخوردم و دستم مشغول حال كردن با سينهاش بود خابوندمش رو مبل تابشو در اوردم شلوارشو خودش در اورد معلوم بود كه خودش خيلي حشري بود يك شورت وسوتين زرد هم بوشيده بود كه به هيكل نازش ميومد

 

باورم نميشد كه من الان روي مريم بودم سينهاش رو ميخوردم بعد اودم شرتشو در اوردم عجب كسه سفيدي داشت مثل تو فيلما زبونم رو كذاشتم روي كسش خيلي خوش طعم بود كشو ميخوردمو مريم جيغ ميكشيد ناله ميكرد رفته بود توي يك عالم ديكه بركردوندمش روي شكمش و كونش رو ميمالوندم بعد از همونجا زبونم رو ميزاشتم روي سوراخ كونش خيلي حال ميدا د وكسش رو ميخوردم نالش خيلي بود با او صداش ميكفت ابي بكن منو بكن ديكه نميتونم من هم كيرمو دراوردم كذاشتم تو دهنش برام مثل خمارها داشت ساك ميزد ديكه من هم نميتونسم بيشتر از اين صبر كنم مريم رو خوابونم رو كمرش باهاش و دادم بالا مريم مكفت بكن منو ابي من هم كيرمو كذاشتم رو كسش و كردم توش واي جه كسي بعد خوابيدم روش و تلمبه ميزدم حدود 3 . 4 دقيقيه داشتم ميكرمش كه حس كردم ابم داره مياد كيرمو كشيدم بيرون نذاشتم ابم بياد بعد مريمو به حالت سكي خوابوندم وكيرمو كردم توكسش مريم ميكفت جرم بده ابي كيرتو ميخوام همشو ميخوام من با اين حرفا داشتم ميمردم

 

انكشتمو كردم تو كونش و كريم تو كس مريم تلمبه ميزد داشت ابم ميومد كه كفتم مريم ابم داره مياد كفت بريز تو كسم من هم كيرمو تا ته كردم تو كسش و ابمو خالي كردم توش مريم از لذت خوابيد و من هم افتادم روش و هي لوباشو ميبوسيدم خيلي اون روز حال كرديم بعد از اون روز ما هر يكي دو ماهي ما باهم سكس داشتيم .

 

با تشكر

 

 

 

نوشته: ابی

2 Replies to “خواهر زن حشری”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*