پژواک

یه چوپان زاده بازیچه زن ارباب بشه، به عشق دختر ارباب بره خارج، با دختر خارجی دوست بشه، درگیر سرویس جنسی… به نظر شوخی میاد، آره، یه شوخی که کاش روزگار با من نکرده بود. از بابا ننه م فقط ادامه مطلب پژواک

تعریف جدید از جندگی

زمان دانشجویی یه دوست داشتم که خیلی درست و حسابی بود. اون داروسازی میخوند و من دندونپزشکی. همیشه میگفت درسشو داروسازا میخونن و پولش رو دندونپزشکا پارو میکنن. راست میگفت. اما من در زمان دانشجویی و حتی بعد از فارغ‌التحصیلی ادامه مطلب تعریف جدید از جندگی

مزخرفات سکسی من

کلید نداشت … درو می کوبید. بیدار شدم . درو میزد و آروم اسمم رو صدا میکرد. صدای غژ در و سلام گفتن پر خط و خش من که تازه بیدار شده بودم. نگاهش کردم . لبخند مصنوعی مغرورش رو ادامه مطلب مزخرفات سکسی من

روزهای نگار

توی تاکسی درب و داغونی نشسته بودم و صدای خوش بنان و بوی موندگی سیگار و غذا نخوردن ۲۴ساعته چشمام رو خمار کرده بود! یادش به خیر همیشه می‌گفت “نگار تو تو خمارترین حالت ممکن تازه چشمات شبیه آدمهای عادی ادامه مطلب روزهای نگار

لذت کرم ریختن

یکی از فامیل های فری شوهرم تصادف کرده بود و هر دو پاش شکسته بود اسم طرف فرامرز بود؛ ی پاش از قوزک اونیکی از فمور اما هر دو رو تقریبا کامل کچ گرفته بودن؛ وقتی فرامرز سالم بود خیلی ادامه مطلب لذت کرم ریختن

می‌ آمور

در رو باز کردم و بوی میخک و شکلات ،مثل یه رویای شیرین و بازیگوش به مشامم رسیدند.عمیق نفس گرفتم و باز هم از سایش کف ونس هام و سنگ های بکر لذت بردم.سرشونه های آشفته ام رو مرتب کردم ادامه مطلب می‌ آمور

تسلیم در استخر

هنوز بعد از گذشت ۱۵ دقیقه داشتم نفس نفس میزدم و احساس میکردم از بدنم اتیش بلند میشه گرمم بود ولی هیچ میلی و توانی برای بلند شدن از روی تخت نداشتم زیر چشمی نگاهش کردم که همونطور برهنه داشت ادامه مطلب تسلیم در استخر

شهوت بازان

صدای نفسام فضا رو پر کرده بود…     دیوونه وار داشتم به خودم فشارش میدادم یه نگاه به بدن سفیدش کافی بود که تا اوج برم و دیگه نفهمم الان کجاییم یا چه زمانیه. حرارت بدن جفتمون انقد زیاد ادامه مطلب شهوت بازان

کس‌های خیس

اسمم هلما ست دو ماهه دیگه هفده سالم‌ میشه از مشخصاتم بگم: پوستم گندمیه ،چشم و ابروم مشکیه و همینطور رنگ موهام ، دهنم کوچیکه و لبهام بنا به تعریف دیگرون غنچه ای وخوشکله ،در کل بجز بینی گوشتیم که دوسش ادامه مطلب کس‌های خیس

هر کاری که بکنه بازم بهش می‌دم

مثل همیشه جاشو پهن کرد ایستاد یه لبخند زد رفتم طرفش دستاش باز شد تو بغلش جا گرفتم مثل همیشه نبودم اصلا ! بهم خیانت شده بود بدترین چیزایی که یه زن میتونه از عشقش بفهمه رو شنیده بودم‌..اونم از ادامه مطلب هر کاری که بکنه بازم بهش می‌دم