سکس زنم و آرش بیرون ایران

همه چیز از وقتی شروع شد که برای ادامه تحصیل همراه خانومم از ایران خارج شدم . یک سالی بود عقد بودیم و وقتی دوره ی کارشناسی رو تموم کردم برای ادامه درس تصمیم گرفتم به خارج از ایران برم و توی فکرم بود بعد از تموم شدن درسم جایی بیرون از ایران اقامت بگیریم و بمونیم .
یک ماه قبل از رفتن از ایران وقتی ویزا و همه کارهامون درست شد یه عروسی خوب ولی جمع و جور گرفتیم و از ایران رفتیم . ماه های اول خیلی سخت بود . تا به محیط و فرهنگ و آدم های یک جای جدید عادت کنی خیلی طول میکشه . تا بتونی چندتا دوست پیدا کنی و از تنهایی غربت فرار کنی .

 
من از همون اول اکثرا درگیر دانشگاه بودم و وقت کمی رو توی روز توی خونه بودم . بیشتر از همه خانومم تحت فشار بود چون برخلاف من کاری واسه انجام دادن نداشت و همیشه خونه بود و فقط یه جوری سرش رو گرم میکرد تا من عصر به خونه بیام .
وقتی اینجوری میدیدمش دلم میسوخت چون اول زندگی از پیش خانواده و همه چیز اونو به اینجا اورده بودم گرچه این تصمیم هردومون و به نفع هردومون در آینده بود .
تشویقش کردم به رفتن به کلاس زبان خصوصی و کلاس های ورزشی . مدتی کلاس زبان رفت و بهتر میتونست ارتباط برقرار کنه .
درکنار زبان به ورزش هم میرسید و چون هیکل خوبی داشت خیلی زود بدنش به ورزش جواب داد و رفته رفته پاهاش کمرش و فرم سینه و باسنش تغییر کرد و خیلی سکسی تر شد . وقت آزاد زیاد داشت و چون به ورزش علاقه داشت بیشتر وقتش رو به باشگاه میرفت .
توی خونه همیشه لباس های باز میپوشید . تاپ کوتاه نیم تنه و شلوارک های تنگ و نخی . شرتک های کوتاه و چیزهایی از این قبیل .

 
من با یه پسری که هم دانشگاهیم بود آشنا شدم و از اونجایی که پسر باحالی بود و اونم تنها بود کم کم بیشتر نزدیک شدیم . من چون متاهل بودم نمیتونستم وقت فراغتم رو با اون بگذرونم واسه همین توی بیرون رفتن ها و گردش ها همیشه خانومم هم همراهمون بود و سه تایی خیلی با هم گرم و صمیمی شده بودیم .
هرچه بیشتر رفت و آمد ما بیشتر میشد همسرم هم در زمان هایی که دوستم روزهای تعطیل به خونه ما میومد کمتر به فکر عوض کردن لباسش بود و اگه لباس توی خونش خیلی کوتاه و باز نبود عوضش نمیکرد منم زیاد اهمیت نمیدادم . گرچه هنوز تیپ اش در حد شوارک های بلند تا سرزانو بود.
تابستون اومد و چند هفته ای دانشگاه تعطیل بود . خارج از شهری که ما بودیم یک پارک آبی خیلی خوب بود و قرار شد یک روز به اونجا بریم . قوانین پارک آبی مثل استخر هست یعنی برای آقایون فقط مایو و برای خانوم ها بیکینی دوتکه یا یک تکه .
صبح به سمت پارک رفتیم و بعد نیم ساعت نزدیک 10 رسیدیم و تا 11 منتظر شدیم تا درهاش باز شد . بلیط گرفتیم و رفتیم داخل .
رختکن آقایون و خانوم ها دو سمت جدا بود پس من و دوستم یک کمد و خانومم هم یک کمد گرفتیم و رفتیم لباس عوض کنیم .

 
وقتی من و دوستم بیرون اومدیم خانومم ” الناز” هنوز بیرون نیومده بود . ما هم منتظر بودیم تا اینکه دیدم اومد . با یه بیکینی دو تکه آبی روشن . سوتین بندی ولی شرت معمولی . الناز تقریبا قد 170 داره و پاهاش کشیده هستن و چون لاغره سینه های کوچیکی داره ولی بعد از ورزش سینه هاش علی رقم کوچیک بودن سفت و گردن تر شدن ولی باسن خوش فرمی داره که چون کمرش باریکه خیلی به چشم میاد .
من پیش خودم فکر کرده بودم که خوب این همه دختر و زن با همین تیپ حتی خوشگل تر از الناز هستن و دوستم براش احتمالا عادیه اما از همون اول فهمیدم داره با چشماش بدن الناز رو خوب بررسی میکنه و میخورتش .
گفتم از سرش میپره و منم که هستم و چیزی نمیشه . به هرحال چون الناز آشنا بود حس دوستم به اون جور دیگه بود تا اون همه دختر دیگه .
رفتیم دوش گرفتیم و رفتیم سراغ بازی ها . یه کم آب بازی توی استخر کردیم ولی وقتی خواستیم از استخر به سمت سرسره های آبی بریم دیدم نوک سینه های الناز سفت و تابلو شده . البته این به علت سردی آب بود چون تازه ساعت 11:30-12 بود و آب گرم نبود و این ارادی نیست . توجهی نکردم .

 
بازی های مختلف رو رفتیم تا نزدیک ناهار شد . رفتیم همون جا مک دونالد بخوریم و من رفتم تو صف و از اونا پرسیدم چی میخورن که سفارش بدم . صف شلوغ بود و اون رفتن جایی رو واسه نشستن پیدا کنن .
من نزدیک ده دقیقه توی صف موندم و بعد هم منتظر غذامون شدم و وقتی برگشتم دیدم نه الناز نه دوستم نیستن .
هنوز چیزی نگذشته بود که دیدم دارن تند میان و وقتی پرسیدم گفتن یکی از بازی ها که با تویوب هست چون همه دنبال غذا خوردن بودن خیلی خلوت بوده و اونا هم تا من تو صف بودن رفتن و اومدن . اول ناراحت شدم ولی به غذا خوردن مشغول شدیم و منم گفتم روز رو الکی خراب نکنم .
وقتی غذا تموم شد کفتم بریم همون بازی با تیوب چون منم میخواستم برم . وقتی رفتیم دیدم یه تویوب بزرگ هست که دونفر روش میشینن و با تویوب روی یه سطح مثل حرف “یو” انگلیسی لیز میخورن و چون مدام آب روی سطح ریخته میشه لیز هست . اما نکته اش این بود یکی از دونفر جلو تیوب میشینه و نفر دوم پشت اون میشینه و پاهاش رو باز میکنه و روی لبه های تیوب میزاره که بشه کنترلش کرد . اگه الناز جلو بوده پس ” آرش” پشت اون نشسته و یه جورایی کمر و باسن الناز بین رون های آرش بوده .

 
داستان گذشت و عصر برگشتیم و اتفاقی نیفتاد منم درگیر درس شدم و یادم رفت . الناز از وقتی با آرش صمیمی شده بودیم هروقت غذای خاصی درست میکرد یه کم میداد واسش میبردم چون اون مجرد بود و میدونین دانشجو اونم مجرد غذاش اکثرا انواع مختلف تخم مرغ هست . یه مدت گذشت و آرش به علت درس هامون خیلی کم خونه ما میومد .
وقتی امتحان های میان ترم رو دادیم و خیالمون راحت شد کم کم باز بیرون رفتن و خونه هم رفتن هامون شروع شد با این تفاوت که بعد از اون پارک آبی الناز دیگه خیلی راحت جلوی آرش لباس میپوشید البته شاید اونم مثل من فکر میکرد که دیگه وقتی اونو با بیکینی دیده دیگه شلوارک کوتاه بلندش یکیه .
شلوارک های الناز اکثرا کوتاه بودن و جنس لی داشتن . الناز پوست گندمی داره و بدنش خیلی کم مو هست ولی باز هروقت بتونه پاهاش رو به جای اپیلیدی با وَکس یا همون موم میزنه که موندگاری بیشتری داشته باشه .
من و الناز قبل از عقد و نامزدی با هم توی یک دانشگاه بودیم و بعد نامزدی و عقد . از زمان عقد به بعد سکس داشتیم ولی همون جور که متاهل ها میدونن کم کم اون شور و شوق کم میشه و مثلا 4-5 دفعه سکس جاشو به 1-2 بار در هفته میده ولی باز هردو را ضی بودیم و گاهیم بیشتر سکس میکردیم . من از لحاظ قد و هیکل خوب هستم و چون خودم چند سال هست به شنا علاقع دارم و شنار رو ترک نکردم بدن بدی ندارم . توی سکس هم خوب هستم و کنترل خودم رو دارم تا همیشه الناز باشه که اول ار ضا میشه .

 
من از همون ابتدای ازدواجمون هربار خواستم به راهی الناز رو را ضی به سکس از پشت کنم راه نداد . فقط دو بار توی زمان عقد را ضی شد که اونم به دقیقه نکشیده من هنوز نصف توش نکرده بودم از درد زد زیرش منم بی خیال شدم چون به خاطر ورزش و اینکه حواسش به هیکلش بود هنوز از جلو تنگ و لذت بخش بود برام .
اما یه شب اومد که من بهش شک کردم .
اون شب مثل همیشه قرار سکس کردن داشتیم و من دوش گرفتم و اونم از قبل خودش رو آماده و تمیز کرده بود و آرایش خوشگلی داشت . یکی از لباس خواب های سکسیش رو هم پوشیده بود . مثل همیشه از روی لپ تاپ یه فیلم از اینترنت گذاشتم و شروع کردیم به خوردن لب های هم و بوسیدن و خوردن گردن و لخت کردن هم دیگه . همیشه اون اول منم رو لخت میکرد و بعد از بوسیدن بدنم میرفت و برام ساک میزد . این بار هم همین جور بود . وقتی حسابی حال کردم و کیرم شق شد نوبت من بود . لباس خواب مشکی که داشت رو در اوردم و رون هاشو میمالیدم فقط یک شرت پوشیده بود که اونم چون هم تور بود و هم پشتش یه بند بیشتر نبود بود و نبودش فرقی نداشت .
لباش رو میخوردم و سینه و شکمش رو میمالیدم بعد شروع به خوردن و مکیدم سینه هاش کردم و دستم از روی شرت کس داغش رو میماید .
الناز زن داغی هست و آه و ناله هاش به تنهایی آدم رو ار ضا میکنه . نوک سینه هاش مثل اون روز توی استخر سفت شده بود منم میمکیدم و لذت میبردم .
رفتم پایین پاهاش و چون روی پاهاش حساس بود و خیلی حشری میشد همیشه یه کم انگشت های پاشو میخوردم اونم واسه همین همیشه ناخن هاشو مانیکور میکرد و لاک خوشرنگی بهش میزد. تو اوج شهوت بود . شورتش رو زده بود کنار و خودش کسش رو میمالید . از اینکه توی سکس خودش همیشه خودش رو میماله خوشم میاد . گاهی سینه هاشو مشت میکنه گاهی چوچولش رو میماله .

 
لبام رو بردم روی رونش ولی تا نزدیک کسش شدم گفت نمیخواد بخوری خیسم خیلی شروع کن فقط .
خواستم کسش رو تمیز کنم و بخورم گفت نه خیلی شهوتی ام زود آبم میاد بکن فقط عزیزم .
رفتم لای پاش سر کیرمو مالیدم رو کسش و آروم دادم تو . گرم و لزج . الناز وقتی کسش خیس میشه و شروع به تلمبه زدن میکنم آب کسش مثل یه جور کف سفید کم رنگ از گوشه کسش میزنه بیرون روی کیرم میماله .
هنوز 2-3 دقیقه نبود که آروم تلمبه میزدم که گفت وای خیلی حشریم . اینجوری آب من خیلی زودتر تو میاد . بعد گفت واسه اینکه هم آبم دیر تر بیاد هم توام به خواستت برسی دلت میخواد همین یه شب از پشت سکس کنی ؟
اول نفهمیدم چون دیر بود و بلند حرف نمیزدیم ” آپارتمان هست خونمون ” . گفت : مگه همیشه نمیخواستی از پشت منو بکنی ؟؟ امشب میخوام بهت کون بدم عشقم .. میخوام کونمو بکنی با کیرت …
منو الناز خیلی راحت هستیم ولی یه حرمت هایی داریم واسه خودمون . الناز معمولا توی سکس شاید به زور من 1-2 بار اسم کیر و کون و کس بیاره اونم چون من ازش میخوام بگه و حشریم کنه اما الان چه حرفایی که نمیزنه …
گفتم چه مدلی کمتر اذیت میشی ؟ گفت تو چطور راحت تری ؟ جواب نشنیده به شکم خوابید و باسن گندش رو داد بالا و کفت اینجوری بکن کمتر درد داره …

 
من هم شک بودم هم حس شهوت باهاش قاطی شده بود . شوک بودم چون حرفای الناز و اینکه میخواست از کون بکنمش جالب بود و شهوت چون میخواستم کون الناز رو واسه بار اول درست بکنم …
رفتم پشتش سوراخش کونش رو با انگشت مالیدم بعد کیرم رو خیس کردم و کون اونو هم همینطور .الناز هم از زیر با سینه یا کسش بازی میکرد و میمالید … فکر کردم داره خودش رو میماله تا شهوتی بشه و کمتر درد حس کنه …
سر کیرم رو گذاشتم و آروم فشار دادم توی کونش .. کله کیرم سخت راهش رو باز کرد و رفت افتاد توی سوراخ کونش ولی تا باز یه کم فشار دادم خیلی راحت بیشتر از نصف کیرم رفت تو کونش … کیر من ابر کیر نیست ولی 17 سانت هست … دفعه قبل 2 سانت اش هم نرفته بود و اینقدر جیغ و داد کرد ….
با دست پهلو هاشو گرفتم و با یه کم فشار تا سر تخمام تو کون الناز کردم جوری که رونام به پشت روناش چسبید و تخمای آویزونم به لای روناش میمالید … شاید همه اینا تو چند ثانیه بود ولی واسه من که فکر و حلاجی میکردم بیشتر میگذشت .. الناز یه آه از روی شهوت نه درد کشید .. من نگه داشتم یه کم تا اذیت نشه تلمبه میزنم که گفت زود باش دارم میشم زود بکن ….
شروع کردم تو حالت سگی تلمبه زدن با دستام لای کونش رو باز میکردم و چند تا هم زدم رو کونش …کمر باریکش رو گرفته بودم و جلو عقب اش میکردم که الناز گفت : بکن …. تند تر بکن … واینسا بکن … و بعد نفس نفس زد و ار ضا شد
منم شاید دو سه دقیقه دیگه کردم و قبل اومدم آبم از کونش کشیدم بیرون و روی کمر سفیدش ریختم ..
وقتی سرحال اومدم با دستمال اونو خودم رو تمیز کردم . الناز رفت دست شویی و بعد من رفتم … توی دست شویی همش تو فکر بودم …

 
هم حس خوبی که کردن کون درشت و سفت الناز داشت هم اینکه چطور به این راحتی آخه …
وقت خواب یه کم مقدمه چیدم تا ناراحت نشه و بالاخره ازش پرسیدم …
تو که این چند سال نمی زاشتی من دست به باسنت هم بزنم چی شد امشب یهو خودت گفتی از عقب سکس کنیم ؟
– خوب واسه خاطر تو بود . همش میگی و ازم میخوای …
آخه همیشه کلی درد و جیغ داد میکردی اما الان راحت کردم انگار درد که نداشت لذت هم میبردی ؟
درد داشت به روی خودم نیوردم .. جدای اون از کسی شنیدم تو این حالت دردش خیلی کمتره …

من دیگه دنبالش رو نگرفتم چون بهش برخورد .. گفتم شاید دارم اشتباه میکنم ..
یه مدت سعی کردم پای دوستم رو از خونه دور کنم و تا میشد هم الناز رو زیر نظر گرفتم ولی چیزی ندیدم ازش گرچه به دوستم هم 100% مشکوک نبودم .. اما خوب من نصف روز رو توی دانشگاه بودم و همیشه نمیشد زیر نظرش داشته باشم.
چند ماه بعد درس من تموم شد و برگشتیم و دیگه هم چیزی ندیدم ازش ولی هنوزم گاهی به این مو ضوع فکر میکنم که چی شد ؟!

 

“نوشته : پارانورما”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*