زنمو حسابی‌ جر داد

سلام دوستان.

اسم من نیما و زنم مرجان من 29 سال سن دام و زنم 25 سال.زنم یک زن فوق حشریه که خیلی دیر سیر میشه.من چندین بار در مورد سکس ضربدری باهاش حرف زدم اما راضی نمیشد تا اینکه تو همین سایت با یه زوج دیگه اشنا شدم چند ماه اول با محسن رفیق شدم و در مورد زنامون با هم حرف زدیم تا اینکه قرار گذاشتیم اوایل بدون اینکه زنامون بفهمن چه نقشه ای براشون کشیذیم با هم رفت و امد کنیم البته بدون زنامون.محسن 3بار به خونه ما اومد و من یک بار.سری اول که محسن اومد زنم با حجاب کامل اومد و بهش گفتم محسن از دوستای قدیمیه و لازم نیست که زیاد خودتو اذیت کنی که اون خدایش خیلی خوشحال شد که اینو گفتم چون زنم اصلا نمیتونه با چادر و روسری بگرده پیش مهمون.خلاصه منم یکبار رفتم خونشون و زن اونم با حجاب اومد من کم کم خواستم گرم بگیرم با زنش اما زن محسن از ترس محسن جرات نمیکرد زیاد باهام حرف بزنه خلاصه 20روز از اون ماجرا گدشت و یه روز به زنم گفتم محسن نهار میاد اینجا یه چیزی درست کن بخوریم بیخبر از اینکه محسن و من چه نقشه ای براش کشیدیم

 

خلاصه وقتی محسن زنگ زد خانومم داشت اشپزی میکرد گفتم تو برو لباس بپوش الان میرسه که گفت چی بپوشم منم گفتم تونیک با شلوار موهات هم خواستی روسری نذار که قبول نکرد.بعدااز ده دقیقه زنم با یه تونیک که بیشتر تا زانوهش نمیومد و یه ساپورت نازک از اتاق اومد بیرون گفتم چه شیک شدی شیطون که خنده ای کرد و رفت خلاصه محسن رسید وبعد از سلام و احوال پرسی رفتیم نشستیم محسن دقیقا رو به اشپزخونه نشست که کون گنده زنمو ببینه خلاصه حسابی کیرش شق شده بود و ودر گوشی بهم میگفت خوش به حالت عجب کونی داره منم گفتم مال خودته عرضه داشته باشی میکنیش بهش گفتم باهاش گرم بگیر و سعی کن سر صحبت را باهاش باز کنی که اونم شروع کرد به تعریف کردن از اشپزیش که به به عجب بو غذایی که زنمم که دید منم بدم نمیاد باهاش حرف بزنه شروع کرد به حرف زدن با محسن.اتفاقا زنم داشت کباب چوبی درست میکردکه محسن گفت حالا غذا چی هست که بوش این همه پخش شده که زنم گفت کباب چوبی که محسن یواشکی گفت میشه برم اشپزخونه کنارش که گفتم نه سوتی میشه ایجوری نه صبر کن من به بهانه گرفتن نوشابه میرم بیرون تو هم برو اشپزخونه ببین میتونی بمالیش من رفتم اشپزخونه و به زنم گفتم زشته نوشابه نداریم من برم نوشابه بگیرم و بیام که زنم گفت نه منو چجوری با یه غریبه تنها میذاری خودم میرم منم گفتم نمیخواد زود میام دیگه…

 

خلاصه به محسن یه چشمک زدم و گفتم افا محسن تا بیرون میرم زود میام که اونم الکی گفت اگر کاری هست تا منم بیام که گفتم نه تا سر کوچه میرم و میام.خلاصه من رفتم بیرون ومحسن با زنم تنها موند بعد از یک ربع اومدم خونه وقتی بیرون بودم محسن به زنم میگه مرجان خانوم این کباب چوبی چحوری درست میشه امکانش هست به منم یاد بدی که خانومم بهش میگه کاری نداره که محسن به بهانه درست کردن کباب چوبی میره اشپزخونه که چند دقیقه اول را از دور نگاه میکنه اما بعد از چند دقیقه به بهانه دیدن و مالیدن زنم خودشو به زنم نزدیک میکنه و از پشت کیرشو بهش میماله که زنم متوجه میشه ومحسن زود معذرت خواهی میکنه و میگه ببخشید از بس دستپختتون خوبه که جلو چشماممو نمیبینم که خانومم یه خنده الکی میکنه و میگه زیاد هم دست پختم تعریف نداره که همون موقع من از بیرون ایفون را میزنم و محسن دوباره خودشو بهش میماله و میره تو پذیرایی و به زنم میگه برای اینکه شک نکنه نقشه بوده میگه به نیما نگو من اشپزخونه بودم شاید نارحت بشه خلاصه اون روز گذشت و وقتی محسن رفت به محسن زنگ زدم و جریان را برام گفت اما زنم هیچی در این مورد نگفت فقط گفت از دوستت زیاد خوشم نیومد که منم گفتم چرا؟مگه بد بهت نگاه کرده که اونم گفت نه اما ازش خوشم نمیاد احساس میکنم حیز باشه که منم گفتم نه عزیزم همچین ادمی نیست.

 

خلاصه هر کاری میکردیم نمیتونستیم زنامون رو راضی کنیم تا اینکه زنم میخواست رانندگی یاد بگیره تا گواهینامه بگیره منم که ماشین نداشتم گفتم اگر محسن راضی بشه ماشینشو بگیرم تا یادت بدم بعد برو ثبتنام کن اینجوری زشته هیچی بلد نباشی که اونم موافقت کرد به محسن زنگ زدم و قضیه را بهش گفتم گفتم من روز اول باهاش تمرین میکنم از روز بعدش بهانه میارم که کار پیش اومده برام و نمیتونم باید محسن بیاد.خلاصه فردای اون روز محسن ماشین را داد بهم و بازنم 2 ساعتی تمرین کردم اینم بگم زنم رانندگی خیلی دوس داره فردای اون روز که ماشین محسن را گرفتم بعداز بیست دقیقه یکی از دوستام که از قبل بهش گفته بودم بهم زنگ بزنه و ازم بخواد برم پیشش کار واجب داره بهم زنگ زد و زنم گفت پس ماشین را ببر بده محسن که منم گفتم زشته اون هر روز نمیتونه بیاد ماشین بهم بده ببینم اگر بیکاره ازش بخوام تا بیاد باهات تمرین کنه که زنم مخالفت کرد و گفت با غریبه نمیتونم تنها باشم که گفتم بهتر از یه مربی مرد غریبه که میری کلاس تا بهت یاد بده که با هزار بدبختی قبول کرد زنگ زدم محسن بهش گفتم محسن شرمنده تو رخدا یه کاری پیش اومده من باید برم اگر بیکاری ممنون میشم بیایی چند ساعت باهاش تمرین کنی که محسن میدونست نقشه ست گفت اتفاقا بیکارم امروز خوشحال میشم بتونم کمکی کرده باشم خلاصه من رفتم و ادرس را به محسن دادم و اون تنها موند با زنم اون روز به زنم گفتم تا شب کارم طول میکشه تو هم حسابی یاد بگیر که فقط فردا میتونیم ماشین محسن بگیریم خلاصه بعد از 3 ساعت محسن زنگ زد و گفت دمت گرم حسابی دستمو به کون و کوسش مالوندم گفتم چیزی نگفت گفت نه از استرس رانندگی چیزی نمیگفت اما فردا را هم نیایی من میتونم حسابی بکنمش که گفتم باشه فردا را هم بهانه میارم و میرم سر کار ببینم چکار میتونی بکنی بهش گفتم چند ساعت تمرین کردی باهاش که گفت 3 ساعت شب وقتی رفتم خونه از زنم پرسیدم حالا شدی راننده یا هنوزم بلد نیستی خودت تمرین کنی که گفت خیلی خوب یاد گرفتم که گفتم چند ساعت بهت اموزش داد که گفت کار داشت حدودا یک ساعت.

 

میدونستم که دروغ میگه اما به روی خودم نیاوردم خلاصه بهش گفتم کارم تموم نشده و فردا باید برم دوباره سر کارو نمیتونم بیام که اونم گفت مشکلی نداره دیگه تمرین بسه مربی هم بهم یاد میده که گفتم نه فردا را هم تمرین کن که دیگه ماشین گیرت نمیاد تمرین کنی که اونم با کمی ناز که نمیتونم و راحت نیستم قبول کرد که دوباره از محسن بخوام بیاد باهاش تمرین کنه محسن فردای اون روز گفت مطمئن باش امروز میکنمش که گفتم نمیتونی اگر تونستی نوش جونت.خلاصه اون روز با محسن صبح از ساعات10تا 12 تمرین کردن و موقع نهار به زنم زنگ زدم گفتم که شب دیر میام تا خیالش از بابت من راحت باشه که محسن نامرد نهاررا با هم بیرون خورده بودن و چند بار دیگه هم دست مالیش کرده بود ساعت 3ظهر محسن گفته بود که بریم خونه خسته شدم که زنم میگه دستتون درد نکنه خیلی عالی بودمحسن هم زنمو تا در خونه میاره و به بهانه اب خوردن میاد بالا والکی به من زنگ میزنه و میگه کار من تموم شدمن با اجازتون مرجان خانم را تا دم خونه میرسونم و میرم خونه که منم میدونستم نقست گفتم دستت درد نکنه ایشالا برات جبران کنم تا محسن قطع کرد به زنم زنگ زدم واونم گفت محسن تا دم در اومده و رفت منم گفتم عزیزم استراحت کن منم تا شب میرسم(خواستم خیالشو راحت کنم که نمیرم خونه فعلا) وقتی تلفن را قطع میکنم محسن میگه مرجان خانم نیما کی میاد؟ما را با هم نبینه اینجا؟

 

که مرجان میگه شب میاد اما ببخشید شربتتو بخور کسی بیاد یا شوهرم بیاد خیلی بد میشه که محسن هم میگه نترس تا شب که گفت نمیام و محسن دست زنمو میگیره و زنم میگه دستمو ول کن که محسن میگه مرجان عاشقتم فقط یه بوس میخوام که مرجان مخالفت میکنه و میگه خجالت بکش نیما به تو اعتماد کرده که محسن هم میگه فقط میخوام بوست کنم که به زور مرجان را میبوسه و خودشومیماله بهش مرجان هر چی تلاتش میکنه نمیتونه از زیر دستش در بره ومحسن اونو بغل میکنه و میبره داخل اتاق خواب اوایل به زور باهاش حال میکنه اما کم کم مرجان میره تو حس و محسن حسابی ترتیبشو میده حدودا 2 بار محسن زنمو میکنه و هر چی اب داشته تو کوسش خال میکنه و بعد از 2 ساعت محسن زنگ زد و گفت ترتیب زنتو دادم تا به حال همچین کوس تنگی ندیدم گفتم از کجا معلوم راست بگی گفت بین پاهاش هنوز کبوده رفتی نگاش کن تا متوجه بشی شب وقتی خواستم با مرجان سکس کنم هر کاری کردم نزاشت چون میترسید بدنشو ببینم اما مشخص بود که محسن بدجور ترتیبشو داده . خلاصه منم چند بار رفتم خونه محسن اما زنش راضی نمیشه بکنمش.الان 2ماهه با محسن رفیق شده ام در این دو ماه بیست بار بیشتر ترتیب زنمو داده جالبه وقتی با زنم در مورد محسن حرف میزنم میگه ادم پاکیه من اوایل اشتباه میکردم در موردش.حالا نمیدونم محسن راست میگه یا نه .میگه دیگه زنمو نمیرسم بکنم تا زن من هست.من هنوز تو کف زن محسنم اما اون زنمو حسابی جر داده…

 

نیما

23 Replies to “زنمو حسابی‌ جر داد”

  1. من مجردم دنبال یک زوج تروتمیزمیگردم و آدم حسابی ،ازلحاظ مالی همه همه جوره ساپورت میکنم وسفرخارج ازکشور هرکسی تمایل داشت تلفن۰۹۳۶۶۹۹۰۵۶۴

  2. دوست دارم زنمو جلوم بکنند آبشم بریزه تو کسش! زنم عاشق کیرای گنده ست!! زنم 26 سالشه!! دوست دارم همراه زنم گیر گنده رو ساک بزنم!! اگه داری کیر گنده!! ایمیل بزن! //کیان

  3. منم یک کیر کوچولو دارم که دلمه یکی خودم و زنمو بکنه و آبسو بریزه رو صورتم و الان سه ماهه متاهلم

  4. سلام
    من متاهلم و عاشق اینم که زنم رو جلوم بکنند اونم وحشیانه. فقط رازدار باشید و کیر کلفت.ازاراک هستم درصورت تمایل اس بدید تماس میگیرم ۰۹۳۵۱۶۰۳۱۸۶

    • من چنان زنتو جلوت میکنم دادش هوا بره وبعد اب کیرمو میریزم رو سینه اش تو بلیسی راست میگی آدرس بده شماره زنتو هم بذار تلفنی شهوتیش کنم بعد با کیر شق کرده بیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*