من و سارا کون طلا

شب عيد بود همه دور هم نشسته بوديم،که حسن پسر عموي من گوشيش و آورد بيرون و رو کرد به من و گفت؛امير اين شماره به من پيامک اشتباهي داده زنگ زدم يه خانم برداشت،من که هميشه از هر موقيت براي خودم استفاده ميکنم،شماره رو ازش گرفتم و همون لحظه يه پيامک فرستادم که متنش اين بود؛سلام سحر اميرم لطفا جواب بده شرمنده شمارتو روي کاغذ نوشته بودم و توي جيب لباسم بود اين شد که اينقدر دير پيام دادم.چند دقيقه بعد صداي آهنگ پيام گوشي بلند شد و من ديدم شماره جواب داد؛آقا اشتباه گرفتي،من سحر نيستم.من که احساس کردم يه مرحله جلو رفتم دوباره پيام دادم؛سحر شوخي نکن باور کن الانم کلي اين کاغذ در اثر شسته شدن شماره هاش کمرنگ شده،اما مطمئنم شماره خودته پس اذيت نکن.چند لحظه بعد جواب اومد آقا من که گفتم سحر نيستم.کمي نا اميد شدم و براش نوشتم شرمنده مزاحم شدم،اما اين شماره رو من توي ميدون ونک از يه خان گرفتم که کاش شما اون بودي….

 
اونشب تموم شد و منم ديگه فکر پيام دادن به اون شماره رو از سرم بيرون کردم چون دوست نداشتم اگه طرف اهلش نيست باعث آزار و اذيتش بشم.
روز بعد وقتي از خواب بيدار شدم ديدم برام پيامک اومده!وقتي باز کردم ديدم بعله همون شماره پيام داده و نوشته؛سلام،سحر و پيدا کردي.
منم سريع جواب دادم ؛نه اشکال نداره اگه قسمت بشه از اون بهتر پيدا ميشه ظاهرا که شما ميتوني برام جاي خاليشو پر کني.ديدم جوابي نيومد،براش نوشتم؛راستي من امير هستم،اسم شما چيه؟لحظه اي بعد جواب داد سارا.ديگه کم کم از هم پرسيدن و چند سالته و چکاره هستي و الا آخر.
بالاخره سارا خانم با من قرار گذاشت،و من هم رفتم سر قرار.
و با هم يه چرخي تو خيابون زديم،وقتي سارا پياده ميشد،ديدم عجب کوني داره،اونقدر کونش قشنگ بود که تا وقتي از چشمم دور شد نگاهش کردم،البته صورتش هم به اندازه کافي خوب بود اما برامن که کون شناس خوبي هستم،کونش بهترين قسمت بدنش بود.اونروز،سارا يه هديه هم به من داد و من تشکر کردم و رفتم،اما چون ملاقات اول بود بهش دست نداده بودم موقع سلام کردن،
حدود پنج دقيقه بعد بهم پيام داد ؛امير من چطور بودم؟منم جواب دادم خيلي عالي اونم گفت به خاطر همين بهم دست ندادي،

 
منم گفتم نه اول اينکه جلسه اول بود احساس کردم شايد دوست نداشته باشي،دوم اينکه اصلا حواسم نبود،گفت امير چه چيز من بيشتر خوب بود منم نامردي نکردم سريع اصل مطلب و گفتم؛سارا کونت خيلي قشنگه،مدتي گذشت و سارا پيام داد ميتوني بياي خونمون منم با کله سرفتم،اونقدر عجله داشتم که يادم رفت ماشينم درش قفل نيست،رفتم تو خلاصه ديدم يه بچه کوچيک هم توي حموم داره آب بازي ميکنه،متوجه شدم سارا بچه داره،يه دوچرخه هم تو حياط بود،که فهميدم يه پسر داره که تازه نو جوونه ،همينکه جلوم راه ميرفت انگار ژله بعد غذا داره جلوي چشمام ميلرزه ،کونش مثل ژله واقعا خوشفرم بود،اومد نشست کنارم منم بي معطلي دست انداختم گردنش،کمي با هم لب گرفتيم،از حالت عجله و نگرانيش فهميدم وقت کمه بايد زود برم ممکنه کسي بياد آخه اونجا خونه اونا بود و من هيچ شناختي نداشتم ،وقتي سينشو از زير سوتين کشيد بيرون چندتا ميک زدم و به شوخي گفتم سارا جون اين سينه کم.کم دوتا بچه شير داده تو که ميگي دختري،اما بازم من خودم زدم به…دمر خوابوندمش اونم گفت جلوم بستس تو نکني منم گفتم باشه از پشت لا پايي ميکنم،باور کنيد وقتي اون کون از زير شورت افتاد بيرون نزديک بود جان به جان آفرين تسليم کنم ،آخه کون گفتي و تموم شد،جواهر بود هم خوش فرم هم خوش رنگ هم چاک بلند و گوشتي هم داغ مثل تنور،خلاصه اونقدر کون رديفي بود تا گذاشتم لاش بيست ثانيه نشد آبم اومد ،هم ناراحت بودم از اينکه اونقدر زود ارضا شدم هم اينکه بايد کم کم ميرفتم،خلاصه خداحافظي کردم و رفتم،بعد از نيم ساعت زنگ زد گفت امير چطوري گفتم خوبم اما کاش ميشد يه بار ديگه ميکرديم،اونم گفت يه فرصت ديگه…

 
بعد از يه هفته،خونه خودمون خالي بود،و قرار شد سارا بياد اونجا من رفتم دنبالش با هم وارد خونه شديم ،تا وارد شد با هم لخت شديم باو کنيد يک ساعت سکس کرديم دو بار ،چون وقت بود و امنيت هم کامل بود هردو لخت شديم ،وقتي سارا شلوارشو در مياورد اين رون پاهاش با تکون خوردن دلبري ميکرد سينه هاش با اينکه سارا گندمي بود نوک صورتي بود کوس که نگو تنگ تنگ وقتي گذاشتم درش فشار دادم انگار در شيشه نوشابه پپسي باز شد تاپ صدا داد بعدش ملچ ملوچ شروع شد کوس سارا داشت کير منو ميخورد منم کيرم و سپردم به کوسش فقط بعضي وقتا کمي طرف چپ و راست کوسش ميچرخوندم ،کوس داغ و کوچولو مثل کوس دختر 14ساله بود اصلا فکر نميکردم زني بعد از بچه دار شدن کوسش اونجوري بمونه ،وسطاي سکس ازش خواستم براش ليس بزنم اما نزاشت سارا اصولا خيلي سنتي سکس ميکنه و من اونروز يکي از ماندگار ترين سکس هامو داشتم ،البته هنوزم با سارا هستم و هر فرستي پيش مياد دوست دارم با سارا سکس کنم ،من بهش ميگم سارا کون طلا.

 

نوشته:‌ امیر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>