چوچول باد کرده

 

سلام من شهنازم الان 33 سالمه هات و حشری مثه شما
میخوام داستانی بگم که از خاطره هامه.عروسی دایی زادم بود .من اونموقع تازه عقد بودم.سکس نداشتم از کون میدادم .خیلی هم نه .نامزدم بکن نبود مذهبی بود میگفت گناه داره.

عروسی بود دیگه مختلط بود نامزدم نیومد بیرون تبریک گفت رفت ما موندیم و یه عالمه مرد و پسر که مشروب هم میخوردن.
من لباسم بلند بود اما سینه هام چاکش معلوم بود مردا میرفتن تو نخم.پسرا میومدن کنارم اما من چشمم یه مرد مسنو گرفت.جو گندمی.باحال صدای خندش ادمو دیوونه میکرد هیکلی.چشم چرون.باحااااااااال
رفتم تو نخ چشماش که به همه زنها نخ میداد موقع رقص دختر داییم که عروس بود منو مجبور کرد برم تو دایره رقص.اون مرد هم بعد یک دوتا اهنگ خودشو رسوند کنار دستم وقتی میرقصید خودشو میمالوند.شلوغ شد میخاستم از جمعیت بیام بیرون برم بشینم که زیر گوشم گفت سالن غذاخوری

 
رفتم نشستم پیش مامان اما دلم پیشش بود .استرس داشتم.تو جمعیت نبود هر چی چشم گردوندم ندیدمش .به بهونه دسشویی پیچوندم رفتم تو سالن که هنوز برا شام اماده نبود.هر چی نگا کردم ندیدمش.داشتم میمودم بیرون که یهو جلوم ظاهرشد اونقد مست بودم که نفهمیدم چجوری بغلم کردم چسبوندم سینه دیوار پشتو یه ستون تا تونست لب گرفت ازم داشتم ارضا میشدم اینقد دستاش قوی کار میکرد .پستونامو انداخت بیرون مثه ادمای وشی میزد.منم تا میتونستم لباشو خوردم.عطر تنش و لباساش حتی عرقش محشر بود یه مرد سکسی به تمام معنا بود دستم رو کیرش بود که با تمام زورش میچشبوند به رونم بود و بازی میکرد

 
که یه دفعه گفت بریم پشت سالن یه مکانه میخوام بکنمت نمیتونم نگهش دارم
کثافت اونقد صداش تحریک کننده بود که میخواستم همونجا شورتمو بکشم پایین.
دنبالش دویدم یه جا بود کلی صندلی مندی ردپو کرده بودن.شلوارشو تا زانو کشید پایین.کیر کلفت و خیسشو در اورد .ناله کرد و گفت بکن تو اون دهن خوشگلت میخوام اب دهنت اتیششو سرد کنه
وقتی دهنمو باز کردم چپوند تو دهنم ناله ای کرد که فکر کردم ابش اومده یه کم ساک زدم.کوسم داشت اتیش میگرفت منم خجالتو گذاشتم کنارو گفتم.چوچولم بادکرده برام میخوریش؟؟
یکی دوتا صندلیارو جابجا کرد منو بلند کرد و گذاشتم رو صندلی شورتمو دراورد من از حشر داشتم میمردم.نگاهی انداخت به کس خیسم وگفت ازون جنده هایی چه کس تپلیه ابمو میاره

 
دهنشو گذاشت رو چوچولم که مثه سنگ شده بود اونقد حشرم بالا زده بود که هر چی میخورد سفت تر میشد .سشو اود بالاترو گفت خوشگله این چوچوله یا کیر چرا اینقد سفته ؟اینجوری ابت نمیاد بزار کیر کنم تو کست
گفتم دخترم
گفت دارم میترکم این چوچول باد کرده حیفه بزار ابمو بیارم تو کست بزار حال کنم دارم میمیرم
من مستش بودم لنگای سفید و نازمو تا اخر باز کردم و اون مرد حشری کیر کلفت اروم اروم پردمو زد وقتی درد میکشیدم چوچولم اروم اروم دل دل میزد حشرم اروم میشد وقتی تا دسته رفت توش یکی دوبار بالاپایین کرد یهووناله طولانی ومن جیغ کشیدم خیس عرق بودیم همه اب کیر نازشو فرستاد تو کس نازم چوچولم اب کیر میخواس ارو م شد
اروم اروم

نوشته: شهناز کوسی

4 thoughts on “چوچول باد کرده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>