خداحافظ بکارت

با سلام به تمامی دوستای عزیزم.شیدا سکسی هستم وبا یک خاطره سکسی دیگه از خودم اومدم.اما این بار یه خاطره خاص وبی نظیره که در زندگی هر دختری فقط یک بار رخ میده.خب دوستانی که در خاطرات قبلیم باهام همراه بودن حتما منو می شناسن.من سکس های زیادی رو در دوران دانشجوییم انجام دادم.در سال دوم دانشگاهم بودم که در ایام تعطیلات نوروز با یه پسری نامزد کردم وبه عقد هم دراومدیم.خب من توی شهرستان به نجابت وپاکی معروف بودم وهیچ کس نمی دونست که من بعد از ورودم به تهران برای درس خوندن تبدیل به چه جنده ای شده بودم.نامزدم اسمش رامین بود.یه پسر خوش هیکل وخوش تیپ وتحصیل کرده.از اقوام دورمون به حساب میومد که البته رفت وآمد خانوادگی چندانی با هم نداشتیم اما با این حال با هم نامزد شدیم.اونم بهم قول داد نامزدیمون تا پایان دانشگاهم ادامه داشته باشه وبعدش جشن عروسی بگیریم.سکس من با مجید دوست پسردانشگاهیم و یکی دوباری هم با فرهاد دوست پسر میترا بعد از نامزدیم با رامین هم ادامه پیدا کرد.از اینکه داشتم به نامزدم خیانت می کردم حس وحال بدی داشتم.اما من بعد از انجام اون همه سکس بی حیا شده بودم.

 

اوایلش برام سخت بود اما کم کم برام عادی شد.راستش دیگه سکس آنال ولز به تنهایی منو راضی نمی کرد ومی خواستم که بتونم از کسم هم در حین سکس کردن استفاده کنم.مسئله بکارتم مانع از انجام سکس از جلو بود.حالا که نامزد شده بودم می تونستم واسه همیشه از دست این بکارت لعنتی که مانع بزرگی برام بود خلاص بشم.فقط باید رامین رو به انجام یک سکس توپ تشویق می کردم.خب هرچی بود ما محرم بودیم وشرعا می تونستیم سکس انجام بدیم.اگر بکارتم در سکس با رامین از بین می رفت منم می تونستم در سکس های بعدیم با مجید ، فرهاد ویا حتی خود رامین لذت سکس از جلو وعقب رو با هم تجربه کنم.البته من ورامین با هم می خوابیدیم ولی نزدیکی انجام نمی دادیم وفقط در حد بغل کردن ، مالوندن وخوردن بود.اگه بهش می گفتم بیا بکارت منو بردار شاید قبول نمی کرد واسه همین تصمیم گرفتم که یه شب موقع همون عشق بازی های معمولیمون به قدری مست وشهوتیش بکنم که خودش واسه گاییدن کسم پیش قدم بشه.خب تعطیلات تابستون بود ومنم به شهرمون برگشته بودم.اون شب هم رامین مثل همیشه خونه ما اومده بود نامزد بازی.آخر شب هم به همه شب بخیر گفتیم وما هم رفتیم واسه خواب وعشق بازی.قبلش کسم رو صاف وتمیز کرده بودم وحموم کرده بودم وعطر سکسی وخوش بو هم زده بودم وخلاصه برای انجام نقشه ام آماده بودم.

 

رامین زودتر از من به داخل اتاق رفت ومنم بعد از خوردن یه لیوان آب به داخل اتاق رفتم. توی اتاق دراز کشیده بود ومنتظرم بود.با یه رکابی وشلوارک خوابیده بود.منم به محض اینکه وارد اتاق شدم شلوارکمو از تنم دراوردم.اولین باری نبود که اینکارو می کردم.همیشه با شورت توی بغلش می خوابیدم.اما برخلاف همیشه تاپم رو هم ازتنم دراوردم وبا یه سوتین رفتم سر تخت.یه نگاه بهم کرد که برق هوس از توش معلوم بود.خودمو لوس کردم وانداختم تو بغلش.اونم لبش رو روی لبم گذاشت ومشغول بوسیدنم شد.باهاش همراهی کردم وزبون رو توی دهنش گذاشتم واونم همزمان با خوردن ومکیدن لب وزبونم با دست مشغول مالیدن سینه هام از روی سوتینم شد.باید تمام تلاشم رو می کردم تا به اندازه کافی رامین رو حشری کنم تا خودش واسه برداشتن بکارتم مشتاق بشه.از همون اول با صدای آهههههه وناله های خودم اونو حشری می کردم.بند سوتینم رو باز کرد وسوتینم رو از تنم خارج کرد.منم خودم شورتم رو از تنم در آوردم وحالا دیگه کاملا لخت جلوش قرار داشتم.شروع به بوسیدنم کرد واز بالا تا پایین بوسه های ریز می گرفت.سینه هام رو می مالوند ، نوک سینه هام رو توی دهنش گذاشته بود ومیک میزد.بعدش به سراغ کسم رفت.خودش هم وحشی شده بود ودیدن بدن سفید وتر وتمیزم عقل وهوشش رو برده بود.

 

خب من نامزدش بودم واین اولین بار نبود که منو لخت می دید اما اون شب شب خاص ومتفاوتی بود.خیلی حشری وشهوتی شده بود.نوک سینه هام رو محکم میک میزد وکسم رو می مالید.وقتی که داشت کسم رو لیس میزد من فقط آهههههههههههه می کشیدم.سرش رو با دست گرفته بودم ومحکم به کسم فشارش می دادم.واقعا داشتم پرواز می کردم.خیلی حشری بودم.رامین داشت خیلی حرفه ای و با ولع کسم رو می خورد ومنم آههههههه می کشیدم.به التماس افتاده بودم وازش می خواستم کسم رو بگاد.آهههههههه.رامین جون منو بگاااااااااااا.آیییییییییییی.کیرتو بفرست توی کسم عزیزم.آههههههههه.داری منو آتیش می زنی.کیرتو تا ته بکن توی کسم.رامین هم که حالش خراب تر از من بود لخت شد ومن چشمم به جمال کیرش روشن شد.خمار بودم وجز ورود کیرش به داخل کسم چیزی نمی خواستم.رامین سر کیرشو خیس کرد وکیرشو به لبه های کسم می مالوند اما داخل نمی کرد.کلافه شده بودم دیگه.آهههههههه می کشیدم وناله می کردم.اما رامین میخواست منو بیش از پیش حشری کنه.بازم به التماس کردن افتادم.تو رو خدا رامین این قدر عذابم نده.آههههههههههه.کیرتو بکن توی کسم.اون عزیز دلمو بکن توی کسم.این کس قراره همیشه مال تو باشه پس منتظر چی هستی؟داری آتیشم می زنی رامین.کیرتو بفرست تا ته توی کسم.آههههههههههه.رامین سر کیرشو به کنار کسم رسوند وبا یک فشار محکم کیرش تا دسته وارد کسم شد.کیرش با قدرت پرده ام رو شکافت و تا ته وارد کسم شد.آیییییییییییییییییییییییییی.آخخخخخخخخخخخخخخ.

 

صدای دادم اون قدر بلند بود که اگه رامین جلوی دهنم رو نمی گرفت تمام اهل خونه از خواب بیدار می شدن.درد وحشتناکی رو داشتم تحمل می کردم.تمام بدنم درد می کرد.شکمم ومعده ام خیلی درد گرفته بود.گرمای خونی که از کسم روان شده بود رو حس می کردم اما چون دراز کشیده بودم اون خون رو نمی دیدم.رامین کیرشو درآورد وکیر خودش وکس منو تمیز کرد ودوباره کیرش رو وارد کسم کرد ومن آههههههه
کشیدم.باز هم اهههههههههه کشیدم.آییییییییییییی.بالاخره زن شدن هم خرج داشت ومن بهاش رو پرداخته بودم.با بکارتم ودنیای دخترونم خدا حافظی کرده بودم وبه دنیای زن بودن سلام گفتم.دنیایی که می تونستم بهترین وهیجان انگیز ترین لحظات عمرم رو توش سپری کنم.درست در همون زمان که زیر کیر نامزدم رامین خوابیده بودم داشتم به مجید دوست پسرم وفرهاد که توی تهران هم دانشگاهیم بود وباهاشون سکس کرده بودم فکر می کردم.دیگه راحت می تونستم از جلو باهاشون سکس کنم.وقتی رامین تلمبه زدن هاش رو توی کسم شروع کرد از فکر وخیال مجید وفرهاد بیرون اومدم وتصمیم گرفتم که از سکس با رامین لذت می برم.هرچند که اولین سکس بیشتر با درد همراه بود وکمتر لذتی داشت.رامین پاهام رو داده بود بالا و با قدرت توی کسم تلمبه میزد.

 

منم با اینکه لذتی نمی بردم وبرعکس درد هم داشتم برای اینکه رامین رو از خودم راضی کرده باشم آهههههههههه می کشیدم.سکسمون که دیگه برام عذاب آور وپر از درد شده بود به پایان رسید ورتمین بعد از چند بار تلمبه زدن توی کسم کیرشو بیرون کشید وآبشو روی سینه هام خالی کرد.شب سخت وعذاب آوری رو پشت سر گذاشته بودم اما بعد از یک استراحت وتجدید قوا می تونستم از چند روز بعدش با زن شدنم خیلی خیلی از سکس هام لذت ببرم.خب هنوز تابستون بود وتا شروع دوباره دانشگاه ها هنوز خیلی مونده بود.می تونستم توی این مدت همه جوره با رامین سکس کنم.دوست داشتم حسابی در سکس پیشرفت کنم تا وقتی ترم جدید شروع شد ومن به تهران برگشتم با مجید وحتی اگه شد با فرهاد ومیترا سکس های آتشینی رو انجام بدم.

 

خاطرات جدیدتر وهیجان انگیزترم در تهران رو در قسمت های بعدی براتون تعریف می کنم.
پس امیدوارم تا اون موقع باهام همراه باشین.

8 thoughts on “خداحافظ بکارت

  1. خسته نباشی واقعا؛
    خیلی باحال بودش؛حال کردم؛
    اگه میشه ب میلم ی درخواست بدید لطفا؛ممنون میشم ؛خوشحال میشم باهاتون آشنا شم؛ میسی؛

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>