جان مریم لاپاتو وا کن

سلام به زن عموی هایی که عاشق برادر زاده ی شوهرشون هستن.
سلام به مریم جانم زن عمو و دوست عزیزم.

اسم من نوری هست 30 سالمه تک فرزندم واز خردسالگی پدرمو از دست دادم قدم 179 و وزنم 80 کیلو هست. تنها یک عمویی دارم 40 سالشه که سال 93 با یک حوری بهشتی 30 ساله ازدواج کرد . ویژگی های بدنی این حوری اینچونین است : پوست بدنش سبزه هست بینیش طبیعی باریک و کوچیک چشماش سیاه و ابروهاش پیوندی لباش پر حجم طبیعی گردنش بلند و انگشتاش کشیده و قدش 170 یعنی نه کوتاهه نه بلنده وزنش 95 کمی تپله که بیشتر این چاقیش توی رون هاش و باسنش و ممه هاش جمع شده بود . میرم سر اصل مطلب که چگونه اولین سکسمون رو تجربه کردیم . امسال تابستون 97 اومدن خونمون کرج من ازشون دعوت کردم که بریم طالقان یک ویلای کوچیک داریم اما عموم باید بر میگشت چون بیشتر نمی تونست بمونه لذا یه روز که مادرم به اتفاق همسایمون رفت بیرون من موندم خونه دیدم هنوز مریم جونم خوابه. رفتم تو اتاقش بالای تخت کنارش رفتم و کنار گوشش نجوی کردم مریم جانم بیدار شو دیدم با صدای خواب آلود گفت : نوری اذیتم نکن کسالت دارم چرا اتاق گرمه یهو دیدم پتو رو از روش برداشت . من شوکه شدم دیدم شلوارک سفید پوشیده و تاپ توری قرمز تنش کرده و به هوای اینکه جاشو عوض کنه باسن طاقچه ایش رو عقب جلو مینداخت و با دلم بازی میکرد پدر سوخته. رو شکمش خوابیده بود که روشو برگردوند بهم وبا چشمای شهوتی وصدایی عشوه ناک بهم گفت : نوری یکم کمرم رو ماساژ بده دردم میکنه منم که از خدام بود دستمو بردم زیر تاپشو دیدم گرمای کمرش کیرمو شق کرد آروم آروم تقریبا یه ربعی ماساژش دادم که بهم گفت : نوری تاپمو بده بالا بتونی خوب ماساژم بدی منم که دیگه کیرم داشت شلوارمو سوراخ میکرد تاپشو دادم بالا و سوتین سفیدشو دیدم دیگه داشتم دیوونه میشدم که روشو بهم برگردوند وبا لبخند بهم گفت : نوری جان دستت درد نکنه می تونی بری . منم با همون کیر شق کرده از اتاق یواش یواش رفتم بیرون اما در رو نبستم و رفتم رو مبل مقابل اتاق تو سالن نشستم . همون لحظه دیدم مریم کنار در ایستاده پشتشو به من کرده منم که دید کامل داشتم به درون اتاق دیدم شلوارکشو پایین داده.منم همون لحظه کیرمو در اوردم وشروع به جق زدن کردم محکم میزدم که دیدم شرت سفیدش باسنشو خوشگل وسکسی نشون میده و داره شرتشو بالا پایین میده وخم شده که پتو و رختخوابو مرتب کنه . شرت وسوتینش رو با هم ست کرده بود . یکی دو دقیقه نگذشت که آب کیرم با فشار اومد بیرون منم زودی رفتم حموم.

 

فرداش رفتم اتاقش بدون زدن در ناگهانی دیدم داره تاپشو عوض میکنه كه یهو برگشت بهم بدون سوتین ممه های بزرگشو دیدم هم اون شوکه شد هم من.
نوک ممه هاش پهن وقهوه ای سوخته بودن خواست داد بزنه که با حالت شوک و با صدای آروم بهم گفت وااای نوری زشته پاشو برو بیرون مامانت نبیندت منم بهش گفتم ببخشید مریم جان الان میرم اونم زودی پتو رو کشید رو خودش و با لبخند گفت : اشکال نداره چیزی نشده حالا برو بیرون بذار زن عموت شرتشو هم عوض کنه. اینو که گفت ؛ من تا رسیدم اتاق یه جقه دیگه زدم زودی هم آبم اومد. همون شبش مادرم بهم گفت : نوری وسایل رو جمع کن که فردا با زن عموت بریم طالقان منم همه چی آماده کردم برا فردا صبح . وقتی خواستم بخوابم رفتم یه سری به اتاق زن عموم مریم بزنم .در رو زدم وبهش گفتم مریم جان من اتاقم هستم خوابم نمیبره الان اگه خواستی بگو ماساژت بدم اگه کسل هستی. اونم پتوشو از روش برداشت که دیدم با بادی سرمه ای پا شده داره میاد سمتم منم تو دلم گفتم الانه که بهم پیشنهاد سکس بده بهم اما کور خوندم دیدم اومده در رو باز کرد و دست به پهلوم برد و با ناز وعشوه بهم گفت نه عزیزم برو بخواب زن عموت میخواد بخوابه . منم رفتم اتاقم اما فهمیدم اونم کیر میخواد . دندون رو جیگر گذاشتم تا صبح شد رفتیم طالقان جاتون خالی ماهی کباب کردیم ومن با چاپلوسی خارهای ماهی رو برا مریم در می آوردم قرار بود دو سه شبی ویلا طالقان بمونیم . شب که شد مادرم رفت یه ساعتی پیش پیرزن همسایمون حجامت کنه منم فرصت رو غنیمت شمردمو رفتم سراغ مریم تو اتاق دیدم داره با عموم صحبت میکنه منتظر شدم که تماسش تموم بشه همینکه تموم شد وارد شدم هنوز دهنمو باز نکردم دیدم بهم میگه: نوری اینجا تو خونتون روغن زیتون ندارین ؟ گفتمش چرا داریم . اونم گفت افرین میشه برام بیاریش منم گفتم بروی چشم الان. رفتم آشپزخونه و اومدم اتاق دیدم زن عموم مریم داره تاپشو در میاره منم خودمو زدم به اون راه گفتم بیام تو؟ اونم گفت بیا نوری عزیزم کمرم خیلی دردم میکنه برام با روغن زیتون ماساژش بده قربونت بشم یادم میاد شلوارکی که پوشیده بود از اون مدل پاره ها بود

 

تا خوابید رو زمین منم روغن رو مالیدم به کمرش و شروع کردم به ماساژ دادن راستش بیشتر شبیه به مالیدن بود چون کیرم شقه شق شده بود سوتینش قرمز بود بهم گفت :نوری سوتینمو باز کن بتونی خوب ماساژ بدی منو. منم بازش کردم اونم از زیر شكمش سوتین رو کشید وکنار زد بدون سوتین بودش یهو چرخید و رو به کمرش خوابید و ممه های بزرگ و نوک قهوه ایش رو نشونم داد من ساکت شدم یه دفعه اونم فقط لبخند شهوتی زد که من بهش گفتم الان کجاتو ماساژ بدم ؟ که دیدم دستمو گرفت گذاشت رو ممه هاش وبا صدای حشری بهم گفت بمالشون نوری دردم میکنن . منم که دیگه داشتم مست میشدم شروع به مالیدنشون کردم و اونقدر محکم فشارشون میدادم که چشماش مست شد وبهم گفت بخورشون نوری قرمزشون کن برا زن عموت. من تو اون لحظه نمیفهمیدم چیکار دارم میکنم شروع به لیسیدنشون کردم نوک ممه هاشو گاز گرفتم اونم میگفت اوووووممممم نوری بخورشون برام دارم حشری میشم .تو همین لحظه ها دیدم هلم داد به عقب وخودش پاش شد شلوارکشو داد پایین وبا صدای محکم بهم گفت شرتمو در بیار کسمو بخور مثل ممه هام. اینو که گفت دیگه سوسول بازی رو گذاشتم کنار و شلوارکشو کشیدم پایین و شرتشو در آوردمو دوتا انگشتامو گذاشتم داخل سوراخ کسش تا ته فرو کردم که دیدم جیغ آرومی کشید وگفت نوری انگشتاتو بیار بیرون کیرتو بهم بده بخورمش برات منم درش آوردم مثل لوله سفت شده بود داشت مثل سگ ساک میزد برام تا آبمو آورد تا خواستم بکنمش مادرم در خونه رو زد . اما بعد تابستون تا الان هر وقت من رفتم یا اون اومد برنامه سکسمون به راهه .

 

مرسی ازت مریم جانم. مرسی از شما که خوندین.

2 Replies to “جان مریم لاپاتو وا کن”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*