گی تو حموم

من دانیالم، 23 سالمه با 67 کیلو و قد تقریبا بلند و پوست خیلی سفید و یه کون گرد و خوشگل از وقتی تموم موهای بدنمو زدم عاشق عکس گرفتن از کون خوشگلم شدم خیلی بهم حال میداد…مثل کون دخترا ادامه مطلب

آروم آروم کونی‌ شدم

سلام به دوستان عزیز .من میلادم 21 سالمه .میخوام داستان زندگیمو واستون تعریف کنم که چطور شد گی شدم… *** داستان برمیگرده به 14سالگیم .من اون موقع یه دوست صمیمی داشتم که همسایه بودیم و اسمش نادر بود که از ادامه مطلب

کون کن رازدار

سلام اسم بهزاد هست.24 سالمه.اینو که تعریف میکنم مال زمانی که میرفتم راهنمایی. مدرسه ای در شیراز… *** خیلی ها منو دوست داشتن اما من نمیدونستم سکس چیه یکی از پشت بهم میچسبید یکی انگشت میکرد و من عین خیالم ادامه مطلب

کونی‌ با وفا

سلام اسمم محسنه قدم ۱۸۰ و وزنم ۷۲ الان ک این داستانو مینویسم ۲۱ سالمه و این داستان واسه حدود ۴ سال پیشه.خوب میرم سر تعریف داستان بابای من حدود ۶ سال پیش توی مرغداری یه نفر به اسم محمد ادامه مطلب

مالیات داشتن کون سفید

سلام. این داستان مربوط به 10 سال پیشه. اون موقع هفده سالم بود و تویه مغازه خدمات صوتی و تصویری کار میکردم. صاحب مغازه اسمش مهدی بود و حدودا سی و پنج سالش بود. منم اسمم حمید رضاست. توی مدرسه ادامه مطلب

زندگی‌ زیبای یک کونی‌

سلام امروز میخوام خاطره اولین سکسم رو در قالب یک داستان براتون تعریف کنم که امیدوارم ازش خوشتون بیاد و لذت ببرید. *** اسم من علی هست و ۲۷ سالمه و این داستان برمیگرده به ۱۰ ساله پیش…   اول ادامه مطلب

دهن گاییده

سلام به همه بچه ها من ميخوام از يكي از خاطرات خودم رو كه واقعا روزندگيم تاثير داشته رو براتون بگم.. دوس ندارم اين خاطره رو بازگو كنم و ابروي خودم و ببرم ولي فهميدم كه هيچ اسمي درج نميشه… ادامه مطلب

جر خوردن با دو تا کیر تو کونم

سلام. امروز میخوام خاطره اولین سکسم رو در قالب یک داستان براتون تعریف کنم که امیدوارم ازش خوشتون بیاد و لذت ببرید. اسم من علی هست و ۲۷ سال سن دارم و این داستان برمیگرده به ۱۰ سال پیش… *** ادامه مطلب

کاش به جای کیر کوس داشتم

از وقتی منصور بهم گفت شیلا جنده هر وقت لباس زنونه می پوشم اسم زنونه م میشه شیلا. یکسالی میشد که کون نداده بودم و فقط هر وقت که حشرم می زد بالا با خودم ور می رفتم. وب می ادامه مطلب

درد کون دادن

سلام… من امیر ۳۲ سالمه.داستان مال حدود ۱۰ سال پیشه که من با یکی از دوستام شبا خونمون میخوابیدیم.چون خانواده رفته بودن سفر گفتم تنها نباشم.زنگ زدم دوستم اومد شب یک کم تخمه و غذا خوردیم و کنار هم خوابیدیم. ادامه مطلب