پنج ساعت روی کیر

اوایل ماه آگوست بود. زمان زیادی از صبح رو صرف چیدن وسایلمون توی ماشین کردیم. پسرمون، مایک قرار بود که بره دانشگاه. صبح بود اما می‌شد گرمای هوا رو به خوبی احساس کرد. مایک، شوهرم و من بعد از آماده ادامه مطلب