سکس من و دندونپزشک

سلام.پریسا هستم.28 ساله .یه ازدواج ناموفق 8 سال پیش داشتم.هیکلم نسبتا خوبه. تنها زندگی میکنم و تو حسابداریه یه کارخونه کار میکنم .داستانی که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به 2 ساله پیش. یه مدت بود دندون درد امونمو ادامه مطلب

مامان گوهر و من

هرچي بهش مي گفتم مامان وايسا ما اين جا حقمونو بگيريم تورو خدا شوهر نکن واسه من آقا بالا سر نيار . خودم درسامو ول مي کنم ميرم سرکار . فايده اي نداشت که نداشت . مي تو نست قرص ادامه مطلب

پرنسس کوچولوی من

سلام..من اسمم امیر حسینه…تازه وارد 26 سالگی شدم . اول از همه باید یه سری توضیح راجع به خونوادم بدم..وقتی 3_4 سالم بود مامان بابام تو سفر کشته میشن و من از اون به بعد من پیش عموی بزرگم زندگی ادامه مطلب

من و زن دایی سمانه

اسم من صادق هستش و21 سالمه. .. من یه زندایی دارم اسمش سمانه است . خیلی آدم مذهبی و معتقدیه و جلو نا محرم خیلی خودشو میگیره. دایی من تو کار تجارته و قطعات کامپیوترو موبایلو اینا وارد میکنه و ادامه مطلب

مال هم شدیم

شب تولد بهترین دوستم بود! مخ مامانمو زده بودم ک چون شب تنهاس پیشش بمونم! میدونستم امیرم میاد! باامیر چهارساله دوستم.. رابطمون ی دوستیه ساده نیس..عاشقه همیم!زیاد خونشون رفتم..اونم اومده اما هیچ وقت زیاده روی نکردیم! اونروز بعده اینکه دوش ادامه مطلب

سکس با مامان دوستم

سلام من مهرزاد هستم و 22 سالمه این خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم برای تابستون 90 من اون موقع خیلی شیطون بودم با هرکسی رفاقت میکردم ولی تجربه سکس با زن شوهر دارو نداشتم. تا داستانو به طور ادامه مطلب

سکس با خواهرم و دخترعمم

سه شنبه بود.اونروز از صبح تا عصر بايد دانشگاه مي موندم.ولي ساعت دوم از رو بي حوصله گري بادوسه تا ازبچه هاي كلاس و استاد روپيچونديم تا بريم خونه.وقتي به خونه رسيدم پشت در يه جفت كفش دخترونه بود.فهميدم كه ادامه مطلب

ضربدری با باجناق

من اسمم حمیدو 25 سالمه و وزنم پنجاه کیلو به تازگی با یه دختری ازدواج کردم که دو سال ازم کوچیکتره و بیست کیلو چاقتر . به اسم مونا . مونا کون بر جسته ای داشته و خیلی هم حشریه ادامه مطلب