سکس من و سفیدبرفی

اسمم ناصره و25 سال سنمه قد 180. یه روز ک نشسته بودم تو خونه نرگس(خواهرم)داشت با الهام(خواهرزن داداشم)حرف میزد که بع ازقط کردن گف قراره بیان تهران آخه شهرستان زندگی میکنن.منم که الهامو خیلی دوس دارمو همیشه تو کف اندامشم ادامه مطلب

سکس عالی‌ با الناز

سلام. من محمد ۲۵سالمه و این داستان مربوط به حدود ۳ سال پیشه. من از بچگی تو شهرهای مختلف درس خوندم و تو این شهر که الان هستم بعد اتمام درسم شاغل شدم و الان دیگه ۵سالی هست اینجام.تو یه مقطع ادامه مطلب

کوسی در اتوبوس

اسمم فرهاده واین جریان مال سال ۱۳۷۷ هست… ترم آخر کارشناسی دانشگاه صنعتی‌ شریف بودم. داشتم با اتوبوس از شهرستان میرفتم تهران. ۱۱ فروردین بود. تعطیلات عید خوش نگذشته بود و داشتم میرفتم خوابگاه که مطمئن بودم کسی‌ نیست.حسابی‌ پکر بودم.شب ادامه مطلب

زور گیر شدن و کون دادن به پسر همسایه

سلام. ساشا هستم. تو همسایگی خونه ما یه پسری زندگی میکرد با نام مستعار ح که خیلی بچه شری بود همه از دستش حسابی ناراحت بودند بچه ها رو کتک میزد و هر کار شری از بگین بر میومد تازه ادامه مطلب

برا همیشه جر خوردم

سلام. اسمم ساسانه و الان سی سالمه.دوازده ساله بودم که این اتفاقی که الان میخوام براتون بگم برام اتفاق افتاد که برا همیشه شد جزئی از زندگیم. بیشت فامیلامون تو روستا زندگی میکردن و ما هم ماهی یک بار میرفتیم ادامه مطلب

کس دادن مامان جندم

سلام به همه. داستانی‌ که می‌خوام  براتون تعريف کنم مربوط ميشه به چند ماه قبل که من ومامانم به همراه خانواده خاله ودايي اينا به باغ پدربزرگ رفته بوديم من يه خاله دارم که الان 28 سال داره ويه شوهر ادامه مطلب

ارضا شدن با انگشت دوس پسرم

سلام. کتی هستم. یه دختر خیلی‌ حشری و دیوونه ی سکس. قبل از هر چی من 20 سالمه قدم 165 وزنم 45 دوست پسرم امیر فیتنس کاره و خوش استیل و سکسیه همینطورم وحشی این خاطره ی اولین سکسم نیست ادامه مطلب

آشتی کردیم و بهش کس دادم

سلام من نسیم هستم 26 ساله. من خیلی داغ وحشری هستم همیشه کوسم خیسه و دلش کیر میخواد شوهرم هم منو روزی چند بار میکنه میدونه چجوری ام. من و امیر جون یه هفته سر یه موضوع با هم قهر ادامه مطلب

شوهرم کتکم زد منم کس دادم

اون روز سر یه مسئله بی خودی با شوهرم که داشت آماده میشد بره مسافرت کاری حرفم شد و کارمون به کتک کاری کشید از اینکه می دیدم شوهرم سر هیچ و بیخودی داره منو میزنه خیلی ناراحت شدم و رفتم ادامه مطلب

رابطه با مریم

اخرین روزهای زندگی مشترکمو پشت سر می گذاشتم… همسرم آدم خیلی خشکی بود و رابطه ی خوبی نداشتیم از ظاهرش هم خوشم نمی اومد و کلا تا سن ۳۵ سالگی لذت زیادی از رابطه با یه زن نبرده بودم. تا ادامه مطلب