شب من و آرش

تق…. تق….. تق …. این صدای ضرب آهنگی بود که با انگشتانم روی میز مدرسه گرفته بودم، دل دل میکردم که کی زنگ میخوره ، خدایا کی زنگ میخوره!!! – رحمانی ؟؟؟ میخوای دیگه اون صدای لعنتی رو در نیاری ادامه مطلب

سکس رویایی با زندایی

سلام. من هومن هستم 17 سالم بود که داییم ازدواج کرد من هم عروسیشون نبودم اولین باری که زن داییمو دیدم یکهفته بعد عروسی بود که اومده بودن خونه ما تقریبا همسنیم اون چهار ماه از من کوچیکتر بود و ادامه مطلب

سکس با دکتر اشکان

ﺳﻼﻡ.ﭘﺮﯾﺴﺎ ﻫﺴﺘﻢ 28 ﺳﺎﻟﻪ . ﯾﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ 8 ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺩﺍﺷﺘﻢ .ﻫﯿﮑﻠﻢ ﻧﺴﺒﺘﺎ ﺧﻮﺑﻪ . ﺗﻨﻬﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﺗﻮ ﺣﺴﺎﺑﺪﺍﺭﯾﻪ ﯾﻪ ﮐﺎﺭﺧﻮﻧﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻢ .ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ ﺑﻪ 2 ﺳﺎﻟﻪ ﭘﯿﺶ …   ادامه مطلب

دلم سکس میخواست

دوست پسرم چند روزی بود سفر کاری رفته بود. واقعا دلم تنگ شده بود واسه یه سکس طولانی. وقتی اومد یه لباس سکسی پوشیدم.یه مشروب عالی گرفتم. یه شام عالی درست کردم…. بعد از یه ساعت که تو بغل هم ادامه مطلب

کونمو مال خودش کرد

سلام بچه ها. اسمم عرفان 23 سالمه و قیافمم به قول دوستام خیلی سکسیه و ازوقتی یادمه همه بهم میگفتن بچه خوشگل وآرزو داشتن باهام سکس کنن.اندامم انصافا خیلی سفید وسکسیه وکون نرمی دارم.این خاطره که میخام تعریف کنم برمیگرده ادامه مطلب

کون دادن به استاد کون کردن

سلام اسم من آرمانه. حدود دوسال پیش بود و من هفده سالم بود. تابستون یه دوچرخه جدید خریده بودم با لوازم و لباس و با دوستم میرفتیم پارک چیتگر .بعد دو سه هفته بود که دوستم مشکل کلیه پیدا کرد ادامه مطلب

قبل از بیداری

چیز زیادی از اون شب یادم نمیاد… یادمه تعطیلات و حسابی ترافیک بود. هوای سرد جاده ی شمال با این که تابستون بود، صدای شاهین که میخوند عشق مکثی ست قبل بیداری، انتخابی میان جبر و جبر. و ودکا و ادامه مطلب

نقشه ی پوران خانوم برای کون میترا

پوران خانوم با پنجاه سال سن خوب تو کارش خبره بود… یه چند تایی خانوم از دوست و آشنا واسه مشتری هایی با سلیقه های جورواجور تو دست و بالش داشت که با بهم رسوندن اینا روزگار میگذروند.انقد وارد بود ادامه مطلب

سزای خیانت

سلام دوستان اسم من بهزاده… اواخر تابستون 84 بود صبح طبق معمول ساعت 9 سوار اتوبوس واحد شدم که برم دم مغازه . روی صندلی روبروی قسمت زنونه نشستم . داشتم به گوشیم ور میرفتم که اتوبوس ایستاد و یه ادامه مطلب

نقشه زن عموم برای کیر من

اسم من حسینه. هیجده سالمه. اسمم رن عمومم مرضیه است . زن عموم 2 تا پسر داره که 10و7 سال سن دارن . خلاصه کنم ،من یک روز برای اینکه روی کامپیتر پسر عموم نرم افزار نصب کنم رفتم خونه عموم ادامه مطلب