مامانم کمکم کرد مرد بشم

ظهر یه روز تابستونی با مامان تو خونه تنها بودیم وقت نهار صدام کرد و از اتاق اومدم بیرون و نشستیم سر سفره مامان روبه روی من نشست هیکل بیستش که نسبت به سنش که 43 ساله عالیه صورت و ادامه مطلب

کون دادن من تو مدرسه

سلام..من پارسا هستم.این داستان مربوط میشه به همین امسال… *** من 16 سالمه و امسال اول دبیرستان بودم..اول اینو بگم که من یه پسری هستم با چشای سبز،قدم 173 و تپل و خیلی هم خوشگل… چند وقت پیشا با یه نفری ادامه مطلب

عشق قدیمیم زن عموم

سلام خدمت شما دوستان من اشکان 23  از یه شهرستان نسبتا کوچیک تو خراسان رضوی هستم .من 3 تا زن عمو دارم که از بین اینا آخریشون که اسمش مهنازه از زمانی که به بلوغ رسیدم میل سکسی من بوده ادامه مطلب

فروشنده ی موفق یا فرو کننده ی موفق

ساعت دو ظهر بود و وسط تابستون داشتم از دانشگاه برمیگشتم خونه و دانشگاهمم وسط کویر بود و انقدر درگیر چیزای چرت و پرت بودم توی زندگی که کارشناسی ناپیوسته که باید توی چهار ترم پاس بشه توی ده ترم ادامه مطلب

جلوی دوست دخترش کردیمش

سلام به همه کسایی که این خاطره منو میخونن من اسمم مهدی هست… *** من تو یه شهر کوچیک زندگی میکنم. شهری که همه همدیگه رو میشناسن و بزرگترین سرگرمی ما جونای شهر مواده شهری هست که هیچ جای سرگرمی ادامه مطلب

پاره شدن کون تنگ و داغم

سلام به همه دوستان این داستان نیست بلکه یه واقعیته و برمیگرده به 20-22 سال پیش… *** وقتی که 10-12 سال بیشتر نداشتم. تو کوچه ها بازی میکردیم و پسربا عموم که همسنم بود در حد لاپایی سکس داشتم که زیادتر ادامه مطلب

مرسی‌ بابا مرسی‌ مامان

صبح یکی از روزهای تابستون – تابستونی که من بین اول و دوم راهنمایی بودم – توی پذیرایی داشتم با برادرام بازی می کردم که مامانم اومد پیشمون و بعد از همراهی مختصری با ما در بازی کردن، تلویزیون رو ادامه مطلب

کلاس کامپیوتر و اولین کون دادن

اسم من ارشیاست 15 سالمه و کلاس نهم هستم. این داستان داستان اولین باری هستش که کرده شدم. همه چیز از کلاس کامپیوتر مدرسه شروع شد.در کلاس کامپیوتر پشت هر میز دو نفر میشینن . جاها رو هم خود معلم ادامه مطلب

داییم منو کرد و منم جندش شدم

من پویا هستم 16سالمه تو شهرمون همه منو بچه خوشتیپ و باهیکل سکسی میشناسن … *** چند وقت بود که فقط با دایی اکبرم رابطمون صمیمی شده بود منم باخودش به نیروی انتظامی می برد منو هم تو جمع دوستانه ادامه مطلب

وای خدای من، کس!

یواش یواش داشتم پا به سن میگذاشتم و هنوز سکس نکرده بودم! 26 سال رو رد کرده بودم. حتی دوست دخترم نداشتم. از فرط جلق زدن پدر کمر و زانوم در اومده بود و اعصابم خراب خراب بود. در به ادامه مطلب