سکس من با نازی خواهرم و زنداییم

اسم من بابکه. این ماجرای سکس من با نازی خواهرم و زنداییم هست که مربوط میشه به هفت سال قبل… *** اون موقع خواهرم 12سالش بود و من 14 سال تا قبل از سکسم بانازی سالهای قبل تو خونه و بیشتر ادامه مطلب

ابتدای عشق در انتهای شب

پسرک نچسب همچنان با نگاه هرزه اش به من زل زده بود. کلافه شده بودم. اشکان و پریسا هم در آن تاریکی و دود میرقصیدند. انقدر نوشیده بودند که حالا حالاها انرژی داشتند. تنهایی کلافه ام کرده بود. کاش اصلا ادامه مطلب

جنده‌های ایرانی

سلام به تمام دوستان . پیمان هستم از مشهد… *** حدود ۱۰سال پیش خونمونو عوض کردیم و یک خونه بزرگتر که بالای شهر مشهد بود خریدیم منتها چون یک مقدار پول کم داشتیم خود صاحب قبلی خونه با کسری پولمون ادامه مطلب

دکتر و نرگس

سلام. من عارف هستم الان 28 سالمه این خاطره مربوط میشه به سه سال پیش… *** من تا همون 3 سال پیش اصلا سکس رو تجربه نکرده بودم دانشجوی رشته پزشکی بودم تقریبا درسمم داشت تموم میشد ولی با اینکه ادامه مطلب

لز با مامان و خاله

سلام به همه ی سکسیا. اسمها رو مستعار میگم. اسم خودمو میزارم سمیه. مامانم الهام. خالم ساناز. من هجده سالمه. مامانم 35. خالم 24. من چارده سالم بود کون دادم. پانزده سالگی از جلو اوپن شدم. مامانم هم اعتراضی نداره. ادامه مطلب

جزوه

نزدیک امتحانا بود و توی انتشارات مشغول کپی کردن جزوه هایی بودم که از دوستام گرفته بودم . انتشارات شلوغ بود انصافاً ؛ برگه های کپی شده رو داشتم مرتب میکردم توی دستام که دیدم یه دختر بلوند فوق العاده ادامه مطلب