کاش بی شرف بودم

سلام ، نمیدونم از کجا باید بگم…فقط میدونم الان که اینجام دارم خفه میشم ، فقط میدونم بار اوله که میام توی این سایت و وقتی دیدم جایی پیدا شده که بنویسم و هق هق کنم بی اختیار تو سایت ادامه مطلب

سکس لاله با کاوه

سلام دوستان.این اولین داستانیه که میخوام براتون بنویسم که امیدوارم خوشتون بیاد.اسم من لاله است یه دختر خوشکل و خوش قیافه و خیلی حشری که دوست داره با کسی سکس کنه که مثل خودش حشری باشه و بدونه چطور یه ادامه مطلب

دختری که تورم کرد

سلام ب دوستان شهوتی خودم میدونم اگه این داستانوبنویسم یا فحش میدید یا خندم میکنید یا مگید فیلم زیاد دیدی ولی من واقعیت روبراتون مینویسم… داستان من مهرپارسال شروع شد… ی شب ک داشتم درس میخوندم ی شماره ناشناس روگوشیم ادامه مطلب

نقطه ضعف

امروز تصمیم گرفتم داستانم رو براتون بزارم ، اصلا نمیخوام در مورد واقعی بودنش صحبت کنم ، داستان رو بخونید خودتون متوجه واقعی بودنش میشید ، من ندا هستم ، 23 سالمه و 5 ساله که ازدواج کردم ، تو ادامه مطلب

عشق بی اندازه من به کون دخترها

تعریف این خا طره ها خلاصه زندگی سکسی من است و نمیدانم چه مدت طول بکشد ولی در سری های مختلف اونو تعریف میکنم..ولی به کسایی خوندنشو پیش نهاد میکنم که به کردن زن و دختر از کون علاقه دارن.چون ادامه مطلب

سكس من و همكارم با زنم

سلام به همگي قبل از اين كه ماجرا را براتون تعريف كنم خودمونو معرفي ميكنم و چگونگي شروع اين ماجرا رو براتون ميگم: من اميد 36 ساله و زنم ندا 33 ساله قد 171 وزن 62 سينه 75 سفيد مو ادامه مطلب

داستان اصلی و سانسور نشده يوسف و زلخيا

ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﺻﻠﻲ ﻳﻮﺳﻒ ﻭ ﺯﻟﻴﺨﺎﺭﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ…..ﺑﺮاﺩﺭﺍﻥ ﻛﺴﻜﺶ ﻳﻮﺳﻒ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺻﺪﺍﻳﻲﭼﻮﻥ ﺷﭙﻠﻖ ﺍﻣﺪﺧﻼﺻﻪ ﻳﻮﺳﻒ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﺑﻮﺩ ﻙ ﻳﻪ ﻳﺎﺭﻭﻳﻲ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﻳﻮﺛﺎ ﻙﻛﻮﻧﺸﻮﻥ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﺍﻧﺠﺎ ﻣﻲ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﻳﻮﺳﻒ ﺭﺍ ﺍﺯﭼﺎﻩ ﺩﺭ ﺍﻭﺭﺩ ادامه مطلب

شیرینی‌ پزان شهوتناک

اسمم حامد ۳۰ سالمه این داستان مال سال ۸۶ من تا قبل از سربازی رابطه نداشتم اولین رابطم بود با مریم ، مریم بیوه شوهرش به علت قند خون فوت کرده بود من و مریم تو یه کارگاه قنادی کار ادامه مطلب

نقشه برای سكس دوستم با زنم

منو علی حدودا يكسال و نيم بود باهم ازطريق سايت آشنا شده بوديم تو اين مدت خيلی باهم بوديم و رو هم شناخت پيدا کرده بوديم ؛ يه روزكه سپیده نبود ومن علي رو به خونه دعوت كرده بودم تا ادامه مطلب

من و علي با زن هامون

اسم من اميره ٥ساله كه ازدواج كردم اسم زنمم محدثه است ما يه دوست خانوادگي داريمكه در واقع دوست من بوده بعد از ازدواج هم با هم رابته داريم اسمش عليه اسم زنشم مهرنوشه خانواده هاي ما خيلي باهم صميمين ادامه مطلب