قضیه ی کونی شدن من

سلام. من اسمم رضاست و 18 سالمه.داستان مال 3 سال پیشه… *** من خیلی لاغرهستم و قیافمم دندون گیر نیست ولی فقط سفیدم که همین سفیدیم کار دستم داد.وضع بابامم متوسط روبه ضعیفه.داستان از اونجا شروع میشه که من تازه ادامه مطلب

سکس من و مامانم سپیده

سلام . اسم من سامان و 19 سالمه و تک فرزندم. من با خانوادم تو تهران زندگی می کنیم . داستانی که می خوام براتون بگم مربوط میشه به 18 سالگیم ینی پارسال که کنکور داشتم . کار و زندگیم ادامه مطلب

حالا جور کیرمو بکش

خسته شده بودم از این زندگی.با وجود اینکه زنم رو خیلی دوست داشتم،اما دیگه تحمل زندگی با شهرزاد برام سخت شده بود.منی که آدم خیلی هات و سکسی بودم طوری شده بودم که ماهی یک بار هم با زنم سکس ادامه مطلب

تهدیدم کرد منم بهش دادم

سلام.علی هستم 17 ساله از زاهدان. قدم صدو هفتادو هفت.وزنم پنجاهو سه. خیلی لاغرم ولی یه کون بزرگ دارم که چشم خیلیا دنبالشه… *** من چون شنا بلد نیستم میرم کلاس شنا خصوصی.یعنی منو مربی فقط تو استخریم. یه روز ادامه مطلب

شبی که کیر رو کشف کردم

سلام. من روبیتا م 17 سالمه با قد 178 و وزن 48 کیلو . به طور اتفاقی با این سایت آشنا شدم و داستان هارو میخوندم و به خودم گفتم منم داستانمو بزارم . *** شب تولدم مامانم عموم و ادامه مطلب

مخ زنی

سلام …. علی هستم 20 سالمه … میخوام بهترین مخ زنی و کسی که کردم رو تعریف کنم … من یه پسر خوشتیپو قد بلندم هیکل خیلی خوبی دارم که خیلی سکسیه .. این ماجرا بر میگرده به تابستون همین ادامه مطلب

بالاخره به دو نفر دادم

سلام به همه دوستان گي كامران هستم و دو داستان قبلي كه براتون گذاشتمو حتما خوندين قبلا هم گفتم من به صورت پولي كون ميدم و درامد خوبي هم داره ميخوام ادامه جريان كون دادن به دونفر رو براتون تعريف ادامه مطلب

جنده‌ای به نام زن عمو ندا

سلام من رضاام 21 سالمه از 2 سه تا جوش روی صورتم بگذریم خشگلیم ازمعمولی بالاتره با 178قد و68 وزن. من از وقتی زن عموم ندا خانوم وارد خونواده ما شد تو کفش بودم تا چندماه پیش که اومده بودن ادامه مطلب

اینجوری بود که منم اوبی شدم

یه بار تو بچگی تو یه جای خلوت، دست یه پسره بیست و پنج بیست و شش ساله افتادم که اگه میخواستمم بهش ندم، با زور میکرد. منم اولش مقاومت کردم ولی تو اون باغ به اون بزرگی که هیشکی ادامه مطلب

هم زنمو گایید هم منو

سلام. رامین هستم 25 تهران.زنم 24 ازاده.همسایمونم  29 شایان. داستانی که میگم مال دوماه پیشه. .. *** من دو سالی هست که ازدواج کردم.قبلش چند باری داده بودم و مزه ی کیر رو چشیده بودم…بعد ازدواج بیخیال شدم…و زنمم نمیدونست..دو ادامه مطلب