کونیه اقا پدرام

ماجرا بر میگرده به ۲ سال پیش …۱۶ سالم بود بدنی رو فرم و سفید سفید تو کار گی نبودم اصلا نمی دونستم چیه چند وقتی بود یه حموم زده بودن تو شهر حموم خصوصی لوله ها خونه ریخته بود ادامه مطلب

کون دادن روی ابر ها

سر کلاس شیمی بودیم.حسین طبق معمول گوشیش دستش بود و داشت فیلم میدید.منم هرازگاهی یه نگاه کوچولو مینداختم به گوشیش. دستش روگذاشت رو دستم.نمیدونم چرا تا اونموقع همچین حسی واسم پیش نیومده بود. یه نگاه خاصی بهم کرد.بعد هم سریع ادامه مطلب

فهمیدم که کونی‌ هستم

سلام از همين الان بگم كه داستان گى هس   من الان ١٩سالمه اين داستانى كه ميخام بگم زياد سكسى نيست ولي خب تجربه هامه. وقتى خيلي كوچيك بودم ٦ يا ٧ سالم بود يه پسره تو كوچمون بود اسمش ادامه مطلب

شصت و نه‌

زیر هود سیگارمو گرفتم که به خیال خودم بوش کمتر تو فضای خونه پخش بشه.ممد اومد پیشم:”نکش سامی!” یه نگاهی بهش انداختم که مجبور شد حرف دیگه ای بزنه :”از دکتر کمیلی راضی هستی؟”خندیدم و گفتم:”بله خب وضعیت پوستم خیلی ادامه مطلب

داستان کون دادن‌های من

سلام. مانی هستم فیسم خوبه البته بچه بودم خیلی خوشگل بودم بدنم خوبه ورزشی با یه کون سفت و رونای نرم و سفید الان ۲۶ سالمه. *** از بچگی چون خوشگل بودم خیلی مورد توجه کون کنا بودم از همه ادامه مطلب

آمپول گوشتی عمو یخ فروش

وقتی دوازده سالم بود یه پسر سفید خوشگل با کون تپلی تقریبا نظر همه بچه بازها رو به خودم جلب میکردم هر کودوم میومدن دورو برم اولاش نمیدونستم قصدشون چیه اما رفته رفته فهمیدم که همشون توو کفه کون سفیدو ادامه مطلب

خونه خالی‌ و کون عالی‌

سلام اسمم امیره شونزده سالمه خوشگلم موهام خرمایی روشن پوستم سفیده میخوام داستان کون دادن خودمو به رفیقم مهدی بگم که یکسال ازم کوچیک تره قبلا هم بهش میدادم اما کیرش کوچیک بود خب بریم سر اصل مطلب یه روز داشتم ادامه مطلب

جنده ی شوهر خالم شدم

سلام من سامان هستم ۱۹سالمه قدم ۱۸۰ و وزنم ۸۰ و شوهر خالم ۲۸ ساله و قدش ۱۸۵ ورزشکار سیکس پک داره داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده به سه سال پیش ۱۲ فروردین قرار بود سیزده به در اون ادامه مطلب

تمام بکن‌های من

بیشتر از پنج سال از شروع رابطه منو و محسن گذشته بود . این اواخر هربار که زیر محسن بودم بی توجهیش به خودمو حس میکردم .گاهی موقع ساک زدن ،صورتشو نگاه میکردم ،دیگه اون هیجان و علاقه رو توی ادامه مطلب