سگ وفادار زندايی

سلام ميخوام داستان زندگي خودم و اربابم رو براتون بنويسم که چطور در واقع 20ساله که بنده زنداييم شدم. ما تو يکي از شهرهاي شمال زندگي ميکرديم ميخوام مقدمه رو کوتاه کنم و برم سر اصل مطلب… من تو 7سالگي پدرو ادامه مطلب

بازگشت خانوم شعبانی

امروز میخوام جریان اولین رابطه سکسم با شوهرم رو براتون تعریف کنم. اصولا برای من از ابتدا و از دوران بلوغ به خاطر بالا بودن میل جنسیم برقراری رابطه سکسی در اولویت قرار داشت. اما به خاطر ترس از خدا ادامه مطلب

پاهای عمه حوری

سلام. من احسان هستم 18 سالمه از شهر های شمال کشور من از بچگی به پاهای زنا علاقه داشتم چند روز پیش رفته بودم خونه ی عمه حوری 36 سالداره ولی لامصب یه پاهایی داره تو فرم و اون روز ادامه مطلب

پالیسان نوجوان

سلام   قضیه بر می گرده به 2 سال پیش من عاشق پای خانوم ها بودم همیشه جورابشونو دید میزدم میخواستم خم شمو همونجا لبامو بچسبونم به پاهاشون تا اینکه یروز با دوستم عیسی اشنا شدم ی پسر مسیحی مو ادامه مطلب

پالیس

با سلام خدمتتون…خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به دو سال پیش تابستون…من اسمم رضاست بیست سالمه و تو یه خانواده مذهبی بزرگ شدم…من از بچگی به لیسیدن پای خانما علاقه داشتم و دست خودمم نیست… *** ادامه مطلب

فتیش زوری خواهرم با من

اسم من غزله .من 26 سالمه و متاهل هستم.اسم خواهرم فاطمه هست و متاهل هست و 30 سالشه.فاطمه خواهرم کارمنده و کاری با من کرد که من هیچ وقت فکرش رو هم نمیکردم.یه روز فاطمه از سره کار اومد خونه ادامه مطلب