حقيقتی که هيچكی جرات گفتنشو نداشت

خدا آدم را آفريد و از روح خود در او دميد. سپس به همه فرشتگان فرمان داد كه به آدم، اين اشرف مخلوقات سجده كنند. همه سجده كردند به غير از شيطان كه تكبر ورزيد و سجده نكرد و خدا ادامه مطلب

اندر حکایت سکس رستم و تهمینه

شبي فردوسي خواب زشتي بديد سراسيمه از خواب خوش بپريد بديدا كه شرتش شده بس غني ز آب سفيد و غليظ مني كتاب بزرگ خودش باز كرد ز رستم سخن گفتن آغاز كرد برايت كنم نقل اين داستان كه آن ادامه مطلب

انتقام زنجیره ای

یک روز پسری دوازده ساله که لاکپشت مرده ای را که ماشین از رویش رفته بود را با نخ می کشید وارد یکی از “خانه های فساد” اطراف آمستردام (هلند) شد و گفت: – من می خواهم با یکی از ادامه مطلب

حکایتهای سکسی از عبید زاکانی

عبید زاکانی یکی از عاقل ترین افراد قرن خودش بوده. چند تا حکایتشو براتون به نثر امروزی دراوردم… *** یه روز پسر یه واعظی  (اخوند, یه چیزی شبیه سید علی‌ خامنه‌ای و روحانی) صبح زود بیدار میشه میبینه باباش داره خر شونو ادامه مطلب

اتوبوس اشتباهی

رفتیم اتوبوس سوار شیم. دیدیم پره. سمت اتوبوس که رفتیم راننده اومد سمت ما گفت عباسی شمایید. خانمم فهمید منتظر مسافرشونن گفت آره دو نفریم. گفت دوساعته منتظر شماییم. برید اون دو صندلی که خالین سوارشین حرکته. سمت اتوبوس که ادامه مطلب

کیر تو این کیر

وقتی که بدنیا اومدم اندازه بزرگم آلتم باعث وحشت پزشکها و پرستاران و عوامل بیمارستان شد. یک کیر بزرگ 12 سانتیمتری چسبیده به بدن یک نوزاد یک روزه! پدرم علت قضیه رو جویا شد و خیلی زود جواب آزمایشها اومد. بله، ادامه مطلب

ارسال‌شده در طنز

سکس تو اون دنیا

پرده اول:دفتر عزرائیل یكی ازفرشته های پستچی وارد میشود.عزرائیل پشت میزش نشسته ودارد باتلفن صحبت میكند.عزراییل:به جان شما نمیشه.این مهلتش گذشته.همین الآنم خیلی بهش مهلت دادم.الآن 2ساله داره زندگی میكنه.پس فردا پای من گیره.صداازپشت تلفن:حالاشمایك كاری بكنین.بچه خوبیه.ثواب داره.من با ادامه مطلب

ارسال‌شده در طنز

جد و آبادشو گاییدم

کونی از کونهای دخترای محل نمونده بود که من نگاییده باشم . هیجده سالم بود و سال آخر دبیرستان درس می خوندم . یعنی همون پیش دانشگاهی . دخترای محله همه دوستم داشتند . یا من اونا رو می آوردم ادامه مطلب

ارسال‌شده در طنز

معجزه

همه چيز از وقتي شروع شد كه به دنيا آمدم. اولين بار وقتي دكتر با دستهاش منو از شكم مادرم درآورد و دو تا زد دركونم به جاي گريه گفتم:آخ كس كش. دكتر يك لحظه جاخورد.اما بعد فكر كرد يكي ادامه مطلب

ارسال‌شده در طنز