شاه جهان ناصرالدین شاه فاتح

اوردند که روزی ناصرالدین شاه قاجار همراه ملیجک درباغچه دربار می چرید… ناگهان درنزدیکی حوض همایونی دخترکانی رابدید.روبه ملیجک کردوفرمود:پسرک ابنه ای اینهاکیستند.ملیجک گفت:اینان لباس شویان اند که لباس زنان اندرونی را میشویند.شاه اندکی جلوتر رفت ودخترکان رابرانداز کرد.ناگهان دخترک ادامه مطلب

هفتاد سبک سامورایی

یک سامورایی جوان و زیبا در ژاپن و در شهری کوچک زندگی میکرد و شاگردان زیادی داشت. او به ذکاوت و قدرت در این شهر مشهور بود و خون هزاران نفر را ریخته بود! روزی در صف شاگردانش مشغول تمرین ادامه مطلب

عذاب خدا برای قومی که جق می زنند

وقتی پانزده ساله بودم هر روز جق می زدم… یکی از همین روز ها در دستشویی داشتم جق می زدم که ناگهان صدایی آمد که می گفت ای جقول نمی ترسی از عذاب آخرت؟! فهمیدم صدای خداست گفتم ببخشید! عفو ادامه مطلب

خواستگاری باید اینجوری باشه

این داستان متن مکالمات یک جلسه واقعی خواستگاری هست که واقعا اتفاق افتاده و بین دو خانواده متشخص، بافرهنگ، باکلاس و امروزی؛ و پدر و مادر عروس، خواهر و برادر عروس، پدر و مادر داماد، خواهر و برادر داماد و ادامه مطلب

رفتیم بکنیم ولی کردنمون

با سلام و خسته نباشید اسم من محموده یه رفیق دارم به  اسم اسفندیار .ما دوتا خیلی تو تلگرام و شبکه های مجازی میچرخیم و کلا اونجا پلاسیم و تا حالا کس از نزدیک ندیده بودیم.روز ها همین طور میگذشت و زیر ادامه مطلب

کیر خوش شانس

سلام ب همه دوستان. من امیر ۲۳سالمه با۷۳ کیلو وزن اهل یکی از شهرستان های شمال شرقی کشورم بهش میگن اسفراین خراسان شمالی .این ماجرا واسه تابستون سال ۹۳ خونه ما طوریه ک از در ورود ک میای تو ۲تا ادامه مطلب

گودبای پارتی جعفر

سلام دوستان عزیز این داستان عاشقانه قشنگی هست که آخرش با خوشی وخوبی تموم میشه و کاملا واقعیه. من جعفر…  ببخشین یعنی‌  محمدم ۲۵سالمه و الان ازدواج کردم و اسم زنم ندا هست داستان از اونجایی شروع شد که من ادامه مطلب