مدرسه ی فاک

ماجرا به زمانی برمیگرده که دخترم آنی 17 سالش بود و تو امتحان علوم رد شد. بچه بیچاره حتی هر روز بعد مدرسه به کتابخونه می رفت و میدونستم که کلی درس میخوند. از طرفیم از معلماش میخواست تکالیف بیشتری ادامه مطلب

شریک جندگی‌های مامانم

سلام به دوستان. من اسمم امیره و 16سالمه و اسمه مامانمم مهساس.ماهمسایه پایینی مون یه زن فلیپینی که شوهرش ایرانیه.رابطه مامانم با اون زن فلیپینیه خوب بود هر چن وخ یه بار همو می دیدن تا این که قرار شد ادامه مطلب

سكس سه تايى من و زنم و دوستم

سلام. بي مقدمه ميرم سراغ داستان سكسى خودم و زنم با رفيقم… *** اسم من مسعود سه ساله ازدواج كردم اسم زنمم فرنوش من دركل آدم داغ و حشرى هستم زنم از خودم بدتر كيرم فوق العاده كلفت و البته ادامه مطلب

تعریف لذت

لذت یعنی اینکه بعد از یک رو کاری مزخرف بیای خونه… ببینی خواهرت زیر دوست پسرش داره از لذت بیهوش میشه. بری با خشونت با دست کیر پسره را از کونش بکشی بیرون . شروع کنی به ساک زدن کیر بکن خواهرت ادامه مطلب

کردن یه جنده ی لهستانی

سلام این اولین بار بود که کس کردم همین چند هفته پیش بود… *** خوب اول از همه من تو یکی از کشور های اروپایی زندگی میکنم جریان از اونجا شروع شد که من و داداشم از تمرین اومدیم خونه ادامه مطلب

پذیرایی از کیر دوستم با کس زنم

اولین کلاسم تو دانشگاه هفت صبح بود، چهل دقیقه ای تو کلاس موندم و بدون اینکه از استاد اجازه بگیرم از کلاس زدم بیرون محمد پای پله های طبقه همکف منظرم بود. رفتیم و سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم ادامه مطلب

ليس زن سوراخ كون محبوبه

من و طاها همسايه بوديم از بچگى با هم بازى ميكرديم و تا سال اول دبيرستان با هم بوديم كه بعد انتخاب رشته كرديم و از هم جدا شديم اما هنوز همسايه بوديم و مثل گذشته ولى فقط مدرسه هامون ادامه مطلب

صاحب کارم آبجیمو کرد

سلام من نیما هستم و 17سالمه در یه مغازه مبل فروشی کار میکردم خواهرم مینا بعضی وقتا که از دانشگاه میومد دمه مغازه باهم میرفتیم خانه چند باری که مینا امده بود در مغازه با خانم صاحب معازه که خانم ادامه مطلب

دوست دختر دونفره

در تب و تاب فیسبوک من با پسری آشنا شدم به نام رضا خیلی با هم کامنت بازی میکردیم تا اینکه یه روز قرار گذاشتم و از نزدیک دیدمش یکی از صحبتایی که بینمون رد و بدل شد صحبت دوستای ادامه مطلب

راز کوچیک ما سه تا

سلام اسمم احمد هست 24 ساله زنم سارا 21 سالشه یه برادر خوشتیپ داره 19 سالشه اسمش رضا هست . من رضا رو خیلی دوست داشتم از بس خوشکل بود همیشه دوست داشتم بکنمش حتی دوست داشتم سارا رو جلو ادامه مطلب