شکلاتی با روکش سیاه

روز اولی که دیدمش با چادر بود .دختری سنگین و زیبا به اسم بهار .روی صندلی جلو میز من نشسته بود و من از نیم رخ میدیدمش . تابستان بود و هوا گرم . همینطور که نگاه کردم یک لحظه ادامه مطلب

کارمندان شرکت فاکران

تازه از کرمانشاه برگشته بود و روز اول بعد از مرخصی بود، ناصرتمام مسیر رسیدن به محل کار رو رو مخم رفته بود که امروز کار رو تموم کنم و مخ این دختره رو بزنم…. *** من و ناصر با ادامه مطلب

همکار همه کاره

سلام. اسم من محمدرضاست و ۳۰ سالمه. داستانی که میخوام بگم مربوط به حدود ۳ سال پیشه… *** اون زمان من توی یک شرکت خصوصی تو خیابون کارگر تو تهران کار میکردم. شرکت ما یک شرکت کوچیک بود با حدود ادامه مطلب

فالی‌ که واقعیت داشت

من در اتاق انتهای راهرو اداره جاییکه اتاق تبعیدیهاست مینشستم. یه اتاق کوچیک سه نفره که مهندس حیدری معاون سابق اداره و من و هادی مینشستیم. مهندس حیدری در نظر مدیر عامل و معاونین یک دشمن تمام عیار بود و ادامه مطلب

حال دادن به کس آیدا

سلام به همه اسم من نیماس 34 سالمه اهل کرجم ولی ساکن تهران اوایل سال 92 بواسطه یکی از آشناها( پارتی بازی و این حرفا) توی یه اداره دولتی استخدام شدم چون پارتیم کلفت بود در جا یه پست خوب ادامه مطلب

نامزد داشت ولی کردمش

سلام من امید هستم 23 سالمه این داستان بر میگرده به دوسال پیش من تو یه شرکت کار میکردم که کلی دختر هم اونجا کار میکردن البته بیشتر دخترا ترشیده بودن واز سر بیکاری سر رفتن حوصله اومده بودن کار ادامه مطلب

چطور شد که دختر خجالتی بابا جنده شد

سلام .من اسمم مریمه. وکیل دادگستری هستم، دختری باموهای بلوند هستم …این داستان روکه میخام براتون تعریف کنم عین واقعیت است ، قضیه ازآنجایی شروع میشه که من تازه درازمون وکالت پذیرفته شده بودم و برای گرفتن وکیل سرپرست ، ادامه مطلب

کس دادن ستاره تو شرکت

سلام.من ستاره هستم و 33 سالمه …   هفت هشت سال پیش که مجرد بودم تویکی ازشهرستانهای جنوب کشور استخدام شدم و اونجا توی یکی ازشعبات مجبور بودم سالهای اول خدمتمو بگذرونم چون استخدامم دولتی بود. تو اداره ای که ادامه مطلب