کردن شاهکوس محل با یه نقشه ی بیست

سلام اتفاقی رو که میخوام براتون تعیرف کنم توی محرم سال 95 اتفاق افتاده و یکی از بهترین خاطره های سکسی منه… *** من علی هستم 23 سالمه و توی یکی از محله های متوسط رو به پایین تهران یا ادامه مطلب

گاییدن مادر حاج حسین

این ماجرا مال همین دوهفته پیش و روز تاسوعای محرم امساله… هشت مهر نود وشش.. *** این حاج حسین که میگم همسایه مون هست. یعنی از قدیم همسایه بودیم. خونه ما بر خیابون هست و خونه اونا تو کوچه بغل ادامه مطلب

جندگی خواهرم در حضور خدا

داستانی که میگم مربوط به بیست سال پیشه و  حقیقت داره … *** من پسر کوچیک خونه بودم و اون موقع چهارده ساله بودم یک خواهر هفده ساله داشتم که اون سال برای کنکور درس میخوند و یک خواهر بیست ادامه مطلب

واکنش همسر عزیز من

سلام. زمان دانشجویی سال هفتاد کرمان بودم و با داشتن چهار فرزند کوچک که ابتدائی درس میخوندند رفتم و یه خونه طبقه هم کف اجاره کردم صاحبخانه هم یک پیرزن زرنگ که چهار دختر داشت و سه نفرش ازدواج کرده ادامه مطلب

کوس یک میلیاردی

سلام . اسم من اردلانه  ۲۱ سالمه و قد ۱۷۰ و وزن ۵۵ یه کم لاغر به نظر میام شیراز زندگی میکنم.داستانی که میخام براتون بگم بر میگرده به دو ماه پیش.ولی اون روزی که من رفتم تو کف زهرا ادامه مطلب

منتظر فرصت بود که به کیرم حال بده

من سعید هستم 43 سالمه . متاهلم و بچه و زندگی عادی دارم. ما تو یه ساختمونی زندگی میکنیم که تو هر پاگرد دوتا واحد روبروی هم قرار داره خب ما هم بعضی وقتا میشه که دعوامون میشه حالا به ادامه مطلب

مرسی‌ از باباش

سلام من امیر هستم 21 سالمه. این داستان که دارم تعریف میکنم مال 1 سال پیشه… *** یه همسایه داشتیم که تازه دو ماه بود تو محل اومده بودن. از بویی که از خونشون میومد معلوم بود باباش تریاکیه.یه دختر ادامه مطلب

کوس زهره

سلام به  دوستان.من 24 سال دارم و در كل عمرم فقط يه بار سكس داشتم كه اونم برميگرده به اسفند ماه سال 91… *** اول از خودم و شرايطم ميگم.اسم من رامين هست.زياد هم خوشتيپ و خوشقيافه نيستم.خونه اصلي ما ادامه مطلب

سکس روستایی

با سلام من اسمم وحیده نوزده سالمه ما من تو روستا زندگی میکنم ما یه همسایه داریم که یه دختر داره که اسمش نرگسه راستش من مغازه دارم هستم از اون دختر بگم هر وقت میاد دم در مغازه لباس‌های ادامه مطلب

دختر حشری همسایه

سلام دوستان تقریبا ده سال پیش وقتی دانشجو بودم ما چهار نفری خونه گرفته بودیم و خونمون تقریبا مرکز شهر بود و البته دو طبقه طبقه همکف ما بودیم طبقه اول صابخونه که خانومش مرده بود و یه دختر داشت ادامه مطلب