خالم یه جنده ی حرفه ایه

سلام داستانی که میخوام براتون تعریف کنم کاملا واقعیه من علیرضا هستم و 17 سالمه قدم 181 مث بقیه داستان ها نمیگم خوشگلم قیافم کاملا معمولیه داستان از اونجایی شروع شد که خالم وهمسرش رفتن مسافرت و مراقبت از خونشون ادامه مطلب

مالوندن خاله جونم

سلام .اسم من علی .داستانی رو میخوام واستون تعریف کنم مربوط میشه به اسفند ماه ۹۵ک من برای شرکت تو جشن عروسی پسرعموم رفته بود م شهرستان … از خاله جانم بگم ک نفس منه عشق منه ازبچگی تا الان ادامه مطلب

سکس با خاله میترا

من  امیر ٢١ساله قد ١٧١وزن ۵٨کیلو خالم میترا سن ٢٩ قد١۶۵تقریبا وزن ۵۰تقریبا داستان برمیگرده به سال پیش… *** عید بود و خالم اومد خونمون من و خانواده اون سال جایی نرفتیم البته داداش بزرگم با دوستانش رفت شمال خلاصه خالم ادامه مطلب

کس خالمو چرا خودم نکنم؟

سلام دوستان.خدمت اون کسایی که میان میگن محرم و این کس شعرا عرض کنم که خودتم مشکل داری و اومدی داری میخونی فکر کنم ولی مهم نیست دوستانی که علاقه دارن رو چشم ما هستن.در ضمن این قضیه با محارم ادامه مطلب

سکس با خاله ی تپلم

سلام من اسمم پوریاس ۲۵ سالمه ۲ خاله دارم که اونا یه ۷ سالی از من بزرگترن…     من با یکی از خاله هام خیلی بیشتر گرم میگیرم و اون خالم تو یکی از شهرک های اطراف زندگی میکنه ادامه مطلب

سکس با خاله ی حشریم

سلام دوستان این داستانی که میخوام واستون تعریف کنم برمیگرده به عید پارسال که رفتیم مسافرت… *** من اسمم ساسان و 23 سال دارم قدم 185و وزنمم تقریبا 80 کیلو تعریف از خود نباشه ولی اینو بگم یه استیل خوب ادامه مطلب

خالم می‌خاره عایا؟

باسلام خاله ام حدودا قدی 170 وزنش حدودا75 با سینه هایی بزرگ دیگه سایزشو نمیدونم همچنین با کون تپل و اونجورییی که به نظر میاد شهوتیه دوستان باید خدمتتون عرض کنم خودمم 20سالمه قدم180وزنم70فوق العاده شهوتی اما تا حالا به ادامه مطلب

سکس با خاله ی تپلم فریبا

سلام به همه ی دوستان. میخوام داستان خودم و خاله فریبارو براتون بگم … *** خانواده ما چه مادری و چه پدری تقریبا وزن بالایی دارند و من هم غیر از این نیستم . من البرز هستم ۲۵ ساله اهل ادامه مطلب

گاییدن کس و کون خاله کوچیکه

بعد از ازدواج داییامو خاله هام موند خاله اخریم مریم … یه دختر ۲۰ساله با قد ۱۶۸ وزن ۷۰ و بدن تپلو گوشتی و چهره سبزه و تپلو خوشکل… *** چون یکسال ازم بزرگتر بودو بعد دیپلمم دیگه درس نخوند ادامه مطلب

شارژری برای کیرم

مهدی هستم این خاطره جند ماه پیش اتفاق افتاد با خاله جون که ه‌‌ر وقت میبینمش شق میکنم .کون داره …. *** اومده بود خونه ما از من 3 سال بزرگ تره وقتی بعد ظهر دراز کشیده بود منم پشتش دراز ادامه مطلب