کس دادن به ملا

من یک دختربلوچم.بنام شیماخوشگل، ناز،همیشه تمیز. در روستا مکتب باز کرده بودند و همه،بچه ها و دخترا میرفتن وآموزش میدیدند. ملاایرانی نبود از پاکستان بود.تقریبادرس شروع شده بود و ما شب ها میرفتیم،بعد از نمازعشا تعلیم میگرفتیم. مدتی گذشت.تا اینکه ادامه مطلب

سکس با دوست داداششم

سلام این خاطره ی قشنگ مال سه ماه پیشه وهنوز ادامه داره … *** من ترانه هستم 19 سالمه یه داداش دارم به اسم رامتین که 12 سالشه خیلی خوشکله خیلی هم سوسوله ما چون توی خونوادمون خیلی محدود هستیم ادامه مطلب

گول خوردم و کون دادم

سلام. من حسن هستم تو تهران زندگی میکنم و تک پسر هستم الان نوزده سالمه این خاطره بر میگرده به موقعی که من چهارده سالم بود .اون سالا وضعیت مالی خانواده ما خوب نبود و مادرم هم مجبوری سر کار ادامه مطلب

ابی بود که منو کونی کرد

۷ سالم بود که مدرسه میرفتم … من اولین فرزند خونه بین ۳ تا داداشامم واسه همین مادرم خیلی حواسش به من بود. مادرم واسه اینکه تو درسا پیشرفت کنم منو میبرد پیش همسایه بالاییمون پیش رعنا دختر ستاره خانوم ادامه مطلب

سالهای سال منو کرد

اولین باری که بهم دست زد 11 سالم بود ناپدریمو میگم خیلیا به خاطر سایه ی سرش و امکاناتی که برای مادر عامیو بیسوادو 5 تا بچه ی قد و نیم قدش فراهم میکرد بیست و چهار ساعته سرکوفتم میزدن ادامه مطلب

منو کونی‌ خودش کرد

همسایمون بود. منم 13 سالم بود. همیشه منو میدید میخندید و آدم خوش مشربی بود. اون موقع 45 سالش بود… *** یکروز داشتم میرفتم مدرسه که دیدم یه ماشین جلوم ترمز کرد. شناختمش و سلام و احوال پرسی . ازم ادامه مطلب

سواستفاده دخترخالم از من

سلام اسی(مستعار) هستم 19 سال دارم… اولین بارم هست داستان مینیویسم و شاید زیاد مهیج نباشه، در عوض حقیقت هست و خیلی جنسی نیست! خب داستان از این جا شروع میشه، من 6 یا 7 سال داشتم و صبح یکی ادامه مطلب

لاپایی باهام حال کرد

سلام من نازی هستم ۱۸سالمه داستانم برمیگرده به ده سال پیش دقیقا من اونموقع هشت سالم بود یه داداش بزرگتر دارم اسمش محمد هس که چهار سال بزرگتر از منه حالا ربطی به داداشم نداره ولی به هرحال باید بگم… ادامه مطلب

کوسلیس کوچک

سلام اسم مستعارمه هادی ساکن اردبیلم این داستان که مینویسم واقعی هست … *** حدود 4 یا 5 یا شش سالم بود مدرسه نمیرفتم اینو خوب یادمه داییم تازه متاهل شده بود و بعد مدتی برای کار رفت تهران چون ادامه مطلب

لاپایی با ستاره

سلام  من وحیدم 26 سالمه اولین باره داستان مینویسم … *** ی خواهر زاده دارم ب اسم ستاره که 18سالشه با رون درشت و سینه های کوچیک و پوست فوق العاده سفید که قدش بلنده 175وزنشم55 کلا از نظر من ادامه مطلب