مورد بی شرمانه

زیر آسمان خاکستری رنگ مرد جوان تا روبه روی آپارتمانی که آدرسش را روی کاغذ یادداشت کرده بود می رسد . چندتا دنده خالی می‌کند و موتور را خاموش می کند . کمی باد می وزد و پلاستیک کوچک در ادامه مطلب

کارلوتا

اسم من کارلوتاست. توی سوئدی معنیش زن آزاد هست. نوزده سالمه.توی ساندزوال درست وسط سوید بدنیا اومدم ولی خوب دوست نداشتم توی شهر کوچک و پرت خودم زندگی کنم. به همین دلیل آخر بهار امسال اومدم استکهلم. خیلی احساس بهتری ادامه مطلب

ابتدای عشق در انتهای شب

پسرک نچسب همچنان با نگاه هرزه اش به من زل زده بود. کلافه شده بودم. اشکان و پریسا هم در آن تاریکی و دود میرقصیدند. انقدر نوشیده بودند که حالا حالاها انرژی داشتند. تنهایی کلافه ام کرده بود. کاش اصلا ادامه مطلب

رهایم کرد

تو جلسه بودم و داشتم با شور و اشتیاق در مورد اصلاحات پروژه حرف میزدم که پیامی روی گوشیم اومد ، همونطور که حرف میزدم ، منوی بالای گوشی رو نگاه کردم و اسمش رو دیدم ، دوباره گوشی رو ادامه مطلب

من تن فروش نیستم

همین امشب فقط امشب فقط هم بغض من باش…همین امشب فقط مثل خود عاشق شدن باش… در آوار همه آینه ها تکرار من باش…همین امشب کلید قفل این زندون تن باش… *** توی قطار نشستم ساعت دوازده و نیم شبه. ادامه مطلب

مسیر آخر

باید سامان رادیده باشی تا کاربرد جمله ی با «خونسردی تمام»را درست ادا کرده باشی گاهی اوقات با خودت میگویی خلقت یک نفر چقدر میتواند ناهنجار باشد،حتی با تمام دنیای دیدگی هایم!   از وقتی که ازآن محله ی پایین ادامه مطلب

راز گل شب بو

محسن با عصبانیت بی وقفه بدوبیراه میگفت و من هرچی در جواب قسم و آیه میخوردم و سعی میکردم بهش بفهمونم تو این ماجرا بی تقصیرم فایده ای نداشت.دست آخرم با گفتن این جمله که “اگر خیلی عاشقش هستی و ادامه مطلب

عطر گم شده

نگاهم از پشت شیشه ی کثیف پنجره ی چوبی اتاقم، بر روی برگ های درختان چنار کهنسال کنار خیابان باریکی که اتفاقا اصلی ترین خیابان شهر بود می لغزید… برگ های پهن و خوش فرمی که ذره ذره خود را ادامه مطلب