خواهرمو کرد منم جق زدم

سلام خدمت همه من بچه بوشهر م اسم رضا و سی سال خونواده ما سه بچه هستیم یه خواهر و دو برادر خواهرم بیس و چهار ساله خیلی خوش فرم و خوش هیکل اسمش محدثه .قد ۱۷۰ وز ن ۶۹ ادامه مطلب

ناموسم رویا

ما وقتی در مورد ناموسمون حرف میزنیم هر حرفی در مورد رابطه جنسی اینا پیش بیاد تو ذهن خودمون بایکوتش  میکنیم مثلا انگار برا ناموس ما این موضوعات مفهوم نداره و فقط در مورد بقیست! فقط ی لحظه تصور کن اون دختری ادامه مطلب

حشرنامه ی آقا معلم

برای سایه ام می نویسم که خودم را بهتر بهش بشناسانم. نه برای بچه جقی هایی که توی عمرشون جز به کیر خودشون به چیز دیگه دست نزدن. توصیه (از داستان های دنباله دار من عبرت بگیرید) فصل اول – ادامه مطلب

کیر صفر کیلومتر

سلام اسمم محمده این داستان مال وقتیه که ۱۹ سالم بود.من تا همین الانشم که ۲۰ سالمه قسمت نشده کس‌ بکنم .این داستان یجورایی خنده دار هم هست… *** بریم سراغ داستان:اوایل دانشگاه بود که با یه پسر دیگه دوست ادامه مطلب

گاییده شدن آبجی فاطی

سلام، من هادي هستم 16 سالمه يه پسر قد متوسط تقريبا 175 سانت با رنگ چشماي مايل به سبز پوست سفيد بدون مو، من تو يه خانوادهء تقريبا مذهبي به دنيا اومدم با 2 تا خواهر كه يكيشون 26 سالست ادامه مطلب

جنده بازی در حسین پارتی

این خاطره مال همین محرم امسال؛ شنبه هشتم مهر هزاروسیصد و نود و شش هست… *** تو شیراز دسته های سینه زنی شب ها از همه جای شهر راه میفتن بسمت شاهچراغ که یه محله قدیمی و پر از کوچه ادامه مطلب

ماجراهای بچه ی جوادیه در مالزی

با ارزوی لحظات خوبی برای همه تون اول اینکه بگم خانم ها همه تون دستم زیر ممه تون شروع داستان:   چند وقت پیش با ایال (همون عیال ولی باید رید تو زبون عربی خخخخخ) رفتیم یکی از این کشورای ادامه مطلب

کسخلای محل

با دوستام تو محل وایساده بودیم دیدیم داره میاد … کفشای جلوباز کیری که انگشتای کج و کوله و ناخنای کثیفش حال آدمو از هرچی کوسه بهم میزد . نمیدونم چه اجباریه حالا کفش جلوباز میپوشید یا حداقل یه لاک ادامه مطلب

رازی که نباید میدانستم

سعید هستم و بیست و هشت سالمه.یکسالی میشه که از همسرم جدا شدم و تنها زندگی میکنم. داستانی رو که مینویسم خیلی اتفاقی و بدون قصد خاصی اتفاق افتاد… *** بعد از حدود یکماه که به دلیل مشغله ی زیاد ادامه مطلب

اون روزا

عکسای پورنمو که اون وقتا بهش عکس سوپر میگفتیم تو کمدم قایم کردم و دستمال کاغذی حاوی آب منی رو تو کیسه فریزر گذاشتم درشم بستم گذاشتم جیبم که رفتم بیرون بندازم تو آشغالای دم در که کسی متوجه نشه ادامه مطلب