کوس دادن با لذت به دوست شوهرم

سلام دوستان. من مینا هستم 32 ساله همسرم علی 35 سالشه، ما یه پسر 4ساله هم داریم، من و شوهرم یه ازدواج عاشقانه داشتیم،زندگیمونم خوب بود،من عاشق سکس هستم شوهرمم همینطور،سکس های خوبی هم با هم داشتیم و داریم همیشه،شوهرم ادامه مطلب

آخرش کردمش

سلام به همگی من مرتضی هستم یه پسر معمولی و کمی خوش تیپ این خاطره ای که میخوام بگم اولین و اخرین سکس منه و تقریبا برای یک سال و نیم پیش هستش … *** حدود دو و نیم سال ادامه مطلب

جندگی تو خون زنمه

باسلام خدمت دوستان این داستان سال 90 اتفاق افتاده… *** جفت انگشتهای هردو پام کلا 6 انگشت از هرکدوم 3 انگشت بعلت قرارگرفتن زیر جک لیفتراک شکستن وپاهام دوماه توگچ بودن از اونجایی هم که زن من حشری وشهوتی هست ادامه مطلب

زندگی‌ سکسی من

سلام اسمم علیرضاست۲۵سالمه. حالابماند اهل کجام…من یه زندایی دارم انصافا سکسیه. ۳۵سالشه و دوتادخترداره یکیشون کوچیکه اون یکی ۳یا۴سال ازمن کوچیکتره اونم دافیه واسه خودش…این قضیه مال ۷سال پیشه یعنی تو ۱۸سالگیم.   بریم سراصل مطلب.اولا بگم که من از۱۴سالگی ادامه مطلب

منتظر فرصت بود که به کیرم حال بده

من سعید هستم 43 سالمه . متاهلم و بچه و زندگی عادی دارم. ما تو یه ساختمونی زندگی میکنیم که تو هر پاگرد دوتا واحد روبروی هم قرار داره خب ما هم بعضی وقتا میشه که دعوامون میشه حالا به ادامه مطلب

شانس به توان دو

سلام.   منم با مادر زنم رابطه داشتم شاید باورتون نشه زنم خیلی زیبا بود ولی یه اخلاق گندی که داشت باهم دعوامون میشد باهام به هیچ وجه سکس نمیکرد منم دوست نداشتم زوری باهاش سکس کنم مادر زنم خیلی ادامه مطلب

کوسگیجه

سلام من نيوشا هستم ١٩ سالمه تاحالا سكس نداشتم ولي معاشقه و سكس چت چرا… *** خاطره هايي كه ميخوام براتون تعريف كنم مربوط به هر دوباري هست كه معاشقه داشتم، بار اولي كه با يه پسر قرار گذاشتم دوم ادامه مطلب

کیمیای سعادت

تو اینه اسانسور یه دور دیگه تیپمو چک کردم 20 عالی با باز شدن در اسانسور رو پاشنه پام چرخیدم و تق تق کنان بسمت اتاقش رفتم.منشی داشت وسیله هاشو جمع میکرد که با صدای کفش من نگاهی بم انداخت ادامه مطلب

کون دوم

یکسالی بود از شوهرم جدا شده بودم در عین حال که پدر و مادرم هوامو داشتن خیلی هم کنترلم میکردن تصمیم گرفتم با مسیح پسر ۳سالم جدا زندگی کنم با مهریه ای که گرفته بودم پشتوانه مالی خوبی داشتم گشتم ادامه مطلب

مرسی‌ از باباش

سلام من امیر هستم 21 سالمه. این داستان که دارم تعریف میکنم مال 1 سال پیشه… *** یه همسایه داشتیم که تازه دو ماه بود تو محل اومده بودن. از بویی که از خونشون میومد معلوم بود باباش تریاکیه.یه دختر ادامه مطلب