یه هفته ای کونی شدم

سلام اسم من آرمان هس .
من ۲۰ سالمه پارسال اهواز دانشگاه قبول شده بودم.ترم اول گذشت و همه چی عادی بود.من قبل اینکه برم دانشگاه علاوه بر دختر بازی تو حموم جق میزدم و یه چیزایی تو کونم فرو می کردم. داستان از جایی شروع شد که بعد از تعطیلات عید، پدر من که نظامیه و خیلی مقرراتی مجبورم کرد که شب سیزدهم فروردین با اتوبوس به سمت اهواز حرکت کنم.من دوتا همخونه تو خونه دانشجویی تو اهواز داشتم که جفتشون گفتن هفته بعد میان .منم چون میدونستم یه هفته تو خونه تنهام موهای بدنمو که خیلی هم کم بود زدم تا یه حال اساسی تو اون یه هفته بکنم.اتوبوس ساعت ۶ حرکت کرد.دم دمای صبح بود که فکر کنم نزدیک اهواز بودیم که با صدای شاگرد راننده از خواب بیدار شدم که میگفت اتوبوس خرابه و باید به اتوبوس جلویی که نگه داشته بریم.

 

هیچی ساکمو برداشتمو رفتم اتوبوس جلویی صندلی ها اکثراً پر بود.تو صندلی آخر یه پسر هیکلی و تنومند با یه قیافه مردونه که تنها نشسته بود با دست اشاره به سمت من کرد که بیا اینجا خالیه.رفتمو پهلوش نشستم.راسی من قدم حدودا ۱۸۰ هس و وزنم ۷۵ اون موقع از اینم لاغرتر بودم.خیلی سر صحبتو باز کرد و گفت داره میره فامیلاشونو ببینه.اصلا لهجه نداش ولی خودش گفت من عربم.ناخودآگاه یکم ترسیدم ازش ولی به رو خودم نیاوردم .نمیدونم چیزی تو چشمای من دید که بی مقدمه صحبتو کشوند به چیزای سکسی و اینکه تا حالا ترتیب چند تا دختر و چند تا پسر رو داده از من پرسید تو چی من خندیدمو گفتم من دوس دختر دارم و چند باری ترتیبشو دادم.یه هو زل زد به منو با لحن عجیبی گفت تو خیلی خوشگلی خوش به حال دوس دخترت.این حرفش حسابی منو ترسوند،با اینکه مفعول بودنو دوس داشتم ولی تابحال با هیچ پسری نبودم.خودش صحبتو عوض کرد و راجع به من پرسید و فهمید که یه هفته خونم مکانه.

 

چشاش برقی زدو گفت شماره هامون به هم بدیم که تو این یه هفته اگه بیکار بودیم یه چرخی تو شهر بزنیم بالاخره دو تا بچه تهرونیم،تو شهر غریب همدیگرو تنها نذاریم.منم تو دلم گفتم ارواح عمت راس کردی واسه کون ما.معطل کردم تا رسیدیم ولی لعنتی کلید کرد شمارتو بده منم یه شماره چرت دادمو شمارشو گرفتم.حسابی ترسیده بودم.سمت ظهر رفتم دانشگاه عین قبرستون پرنده پر نمیزد زنگ زدم به بابام و حسابی غرغر کردم.رفتم سمت خونه و سر راه چندتا خیار سالادی گرفتم.رفتم تو خونه و مشغول شدم حسابی از خجالت کونم در اومدم.روز بعد دوباره رفتم دانشگاه از دیروز بدتر بود خبری نبود،برگشتم خونه حسابی شهوتی شده بودم هی وسوسه میشدم به پسره زنگ بزنم ولی میترسیدم.رفتم تو شهر یه چرخی بزنم بلکه فکرش از سرم بپره،وقتی برمیگشتم خواستم درو وا کنم پسر صاحبخونه رو دیدم فکر میکردم نیستن،فهمیدم همشون رفتن شیراز و اون زودتر برگشته۳۰ سالش بود بد ترکیب.همینجور که داشتیم سلام علیک میکردیم از پشت سر یکی صدام کرد آرمان برگشتم دیدم پسر عربه تو اتوبوسه کپ کردم،بعد از سلام احوال خودشو بچه محل من تو تهران جازد و با کمال پر رویی روبوسی کر

 

د با اولین تعارف الکی من پرید تو خونه پسر صاحبخونه هم یه نگاه چپ کرد و رفت. رفتیم تو بهش گفتم تو از کجا پیدات شد گفت تو شهر دیدمت دنبالت اومدم ازت بپرسم شماره اشتباه چرا دادی من گفتم خواب آلود بودم حتماً اشتباه شده.خندید گفت ایراد نداره خوب شد دوباره دیدمت .من خودمو زدم به کوچه علی چپ.رفتم نشستم خندید گفت چرا لباستو عوض نمیکنی. یاد پاهام افتادم که سفید کردمو عین پای دختراس ببینه دیگه کارم تمومه ولی کم نیاوردم رفتمو شلوارمو تو اتاق عوض کردم اومدم.من خونه دانشجویی مثل خیلیا شلوارک میپوشیدم.یه نگاه عجیب به پاهام کرد گفت همیشه موهای پاتو میزنی گفتم نه به خاطر ورزش و گرمای اهوازه.

 
اومدو ریلکس بغلم نشست گفت یعنی دلیل دیگه ای نداره رنگم پریدو گفتم مثلا چه دلیلی.گفت واسه قشنگی.گفتم اشتباه گرفتی عمو دستمو گرفتو روی مبل بدنشو بهم چسبوند گفتم چیکار میکنی داد و بیداد میکنما عوضی.گفت چرا اصرار داری نشون بدی از من بدت میاد.گفتم از این حرکتات بدم میاد.گفت د ِنه دِ از این حرکتام خوشت میاد و همزمان با دست محکم کیرمو گرفت که بدون اینکه حواسم بهش باشه نیمه شق شده بود.تا خواستم جلوشو بگیرم لبهاشو گذاشت روی لبهامو محکم لبمو مکید.بیشتر شهوتی شدم ولی به رو خودم نیاوردم گفتم داد میزنما گفت تو خوشت میاد پس الکی جو نده.این حرفش بدنمو سست کرد و تقریبا تسلیمش شدم. خیلی ماهرانه لباسامو در اورد و شروع کرد به خوردن کیرم.دیگه از شهوت داشتم منفجر میشدم.خودشم کم کم پیرهنشو در اورد چه بدنی همش عضله بود.منو تو بغل گرفتو بوسید.دیگه مست شده بودم.پاهام سست بودن،منو که تو اون حال دید شلوارشو شرتشو باهم در اورد یه هو یه کیر خر زد بیرون. بدنم لرزید گفتم من پاره میشم گفت نترس من بلدم جوری میکنم بری فضا یه ذره هم درد نکشی.

 

اومد جلو رو در رو منو بغل کرد کیرشو از زیر خایم رد کرد گذاشت لای پام.لامسب رسید اون ور خورد به لای کونم.محکم تو آغوشش فشارم دادو دوباره ازم لب گرفت.دست روی شونه هام گذاشت ازم خواس جلوش زانو بزنم .کیرشو اورد جلوی دهنمو و گفت بخور گفتم بدم میاد،دید فایده نداره دوباره شروع کرد به خوردن کیر منو اینبار زبونشم به سوراخم میمالید.اینکار واسم تازگی داشت یه چیز گوشتی نرم داغ و زبر داشت دیونم میکرد،گفت برو خودتو بشور گفتم پاره میشم گفت نترس تو بچه ای نمیکنمت برو کونتو تمیز کن با زبون ارضات میکنم.من خر باور کردم.با سرعت رفتم دستشویی و برگشتم دوباره فمبل کردمو شروع کرد به لیسیدن کونم.داشتم با اینکارش مست میشدم که دیدم داره یه خیار تو کونم میکنه. جلوشو نگرفتم یه ذره که عقب جلو کرد یه خیار بزرگتر اورد،خودم تا حالا همچین خیاری تو کونم نکرده بودم ولی با اون ژلی که بهش دادم راحت رفت تو کونم.یه هو دیدم خیاره تکون نمیخوره برگشتم دیدم داره کاندوم میذاره گفتم نامرد تو که گفتی نمیکنم گفت لامسب کون حقی داری نمیشه ازش گذشت گفتم از همون تو اتوبوس واسه ما راس کرده بودی جر میخورم ،گفت مگه کیر من چقدر از خیاره کلفت تره یک سانت خم شو نترس امشب جوری ارضات میکنم مزش تا آخر عمر زیر زبونت بمونه.

 

خم شدم و کیرشو گذاشت دم سوراخمو آروم فشار داد .دادم در اومد دوباره ژل زد و از نو فشار داد.بیشتر خم شدمو سعی کردم سوراخمو باز کنم فشار داد تو . تمام کونم درد پیچید ولی تحمل کردم در اورد دوباره فرو کرد اینبار راحتتر رفت.کم کم شروع کرد به تلمبه زدن سوراخم کم کم باز شد و لذتم دو چندان.بعد چند دقیقه دید دیگه توان ندارم تو حالت قمبل بمونم .گفت به پشت دراز بکشو پاهاتو باز کن.وقتی دیدم داره کیرشو میذاره داخل احساس عجیبی بهم دست داد.یه مرد گنده تو چشام زل زده بود و با یه هیکل تنومند داشت منو مثل یه زن میکرد.حس حقارت، زن بودن،کیرشو که فرو کرد بعد چند لحظه از نوک کیرم یه مایع بیرنگ بیرون زد.گفت تو همون حالت که هسی جق بزن کیرمو گرفتمو به سختی مالشش دادم تا راس بشه چون کیر اون تو کونم بود به سختی راس شد.

 

اون فشار ضربه هاشو بیشتر کرد و صدای خایه هاش که به کونم میخورد منو شهوتی تر کرد تو تمام عمرم همچین لذتی نبرده بودم.حتی موقع کردن دوس دخترم.کسایی که کون دادن فقط میتونن بفهمن من چی میگم.کیر اگه کلفت باشه غده پروستات مفعول رو تحریک میکنه علاوه بر اون اعصاب اطراف مقعد زیادن و لذتو دو چندان میکنن.پسره کیرشو در اورد و کاندومو بیرون کشید فکر کردم آبش اومده ولی نه گفت حالا کیرمو بخور.اینبار چون خیلی شهوتی شده بودم با اکراه کمتری خوردم.اومد روی مبل و سعی کرد طول بیشتری از کیرشو داخل دهنم کنه حالت اوق پیدا کردم سرشو سریع بیرون کشید ولی باز داد تو،سرم به دسته مبل گیر بود علاوه بر اون دستای تنومندش سرمو به سمت کیرش فشار میداد،سر کیرش که به ته حلقم میخورد حالت اوق میگرفتم ولی حس جالبی بود لذت میداد.کیرشو در اورد دوباره کاندوم کشید پاهامو گرفت رو شونه هاش ، خم شد سمت منو شکمشو چسبوند روی بیضه های من.

 

همزمان کیرش تا ته تو کونم رفت و با پسه های ریز(عقب جلو کردن ریز) داشت کونمو آتیش میزد.با چند بارجق زدن آبم به سرعت اومدو پاشید رو شکمم .واقعا عجیب بود به خاطر حرکات اون آبم خیلی سریع اومد اونم پسه هاشو عمیقتر و سریعتر کردمن بعد ارضا دیگه از لذت زیادی نداشتم شهوتم خوابیده بود و احساس گناه میکردم ولی اون انقدر ادامه داد تا آبش اومد،کاندوم سریع بیرون کشید و آبش ریخت رو شکمم.از این کارش خوشم نیومدخواستم برم حموم که دیدم در حیاطو میزنن گفتم وللش چند لحظه صدایی نیومد دیدم پسر صاحبخونه هس از در پارکینگشون اومده تو حیاط و داره در حیاطو میکوبه و منو صدا میزنه سریع لباس پوشیدمو رفتم گفتم چیه چیکار داری گفت باز کن همه چیزو دیدم.

 

ادامه دارد

نوشته:‌ آرمان

9 thoughts on “یه هفته ای کونی شدم

  1. من فاعل کاملم .مفعول از کرمانشاه ِسنندجِ همدان مایل بود شمارشو میل کنه اگه شد زود تا قبل از سیزده بدر یه کون تنگ و تپل رو بکنم به امید شنیدن ناله هات وقتی که در حال کردنت ِنوک سینه هاتو دارم میخورم..x.keyvan @yahoo.com

  2. سلام محمد 27 ساله مجرد هستم دنبال دوستی واقعی با زوجها و خانمها و زنونه پوشهای واقعی و مفعول های واقعی از کرمانشاه و سنندج ممنون 09033601473

  3. سلام
    25 سالمه و فاعل هستم. قد 172 و وزن 62.
    قم زندگی میکنم ولی تهران هم میام.
    دنبال یه پسر ناز مفعول یا زنپوش هستم برای زندگی.
    قیافم به حد کافی خوب هست.
    اگه کسی هست که بفهمه دوست داشتن یعنی چی پیام بدید.
    بالای 25 سال پیام ندن.
    اگه دنبال عکس و از اینجور بچه بازی ها هستی پیام نده.
    فقط اگه گی واقعی هستی پیام بده. دنبال کونی بازی نیستم. دنبال عشقم.
    اد کنید
    gayboyever@yahoo.com

  4. سکس تل خيلي خفن و حرفه اي همه جور سکس تلي بلدم.خانم ها و دخترايي که اب کسشون زياه بزنگن تا جوري ارضاشون کنم آب کسشون بپاشه بيرون. فقط دختراي حشري بزنگن .آرش 09037902058

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>