کون دادن تو کارگاه

سلام. من سروش هستم و این چندمین خاطره ای هست ک مینویسم از الان هم بگم ک گی هست و هر کی دوست نداره نخونه ۲۲ سالمه کون گرد و سفیدی دارم تنگ با سوراخ صورتی قیافم هم معمولیه هر کی ببینه متوجه نمیشه ک مفعولم کون دادن هم خیلی دوست دارم از مفعول بودن هم ناراحت نیستم.

***
نزدیک به چهارساله ک تو یه کارگاه مشغول به کارم چند نفر بیشتر نیستیم با صاحب کارم میشیم ۵ نفر یه دوسالی هست ک یه مرد ۳۶ ساله به نام محمد اومده مشغول به کار شده اونجا ما اونجا خیلی با هم راحتیم و زیاد شوخی میکنیم لباسامونم تو اتاق عوض میکنیم جلو هم من همیشه کونمو شیو میکنم و شرت هفتی میپوشم یه روز ک مشغول لباس عوض کردن بودم محمد هم تو اتاق بود اومدم شلوارمو بپوشم ک دولا شدم محمد هم کونمو دید گفت چه کونی داری بده استفاده کنیم به شوخی ولی من خوشم اومد چون محمد همون چیزی بود ک من میخواستم سن بالا با یکم شکم منم خندیدم و چیزی نگفتم از این قضیه گذشت چند بار هم بهم گفت خوب کونی داری بده بکنیم و بده استفاده کنیم از این جور حرفها گذشت تا یه بار دوتا از بچه ها رفتن نصب و صاحب کارگاه هم کار داشت گفت تا ظهر نمیام محمد هم نیومده بود من خودم تنها بودم تا ساعت نزدیک ۱۱ ک محمد هم اومد رفت لباس عوض کنه ک منم رفتم تو اتاق اب بخورم شلوارشو در اورده بود ک کیرش از بغل شرتش زده بود بیرون ک گفتم بکن تو اون کیرتو

 

نگاه کرد خندش گرفت گفت به خاطر تو زده بیرون ک منم چیزی نگفتم رفتم سر یخچال ک برگشتم دیدم هنوز بیروز گفتم نکنه توقع داری من بیام بذارم سر جاش گفت اگر بذاری ک بد نیست منم به زحمت نمیفتم منم ک دنبال چنین موقعیتی بودم رفتم جلو تا دستمو بردم سمت کیرش یهو خودش کردش تو شرتش گفت چه سریع مشغول شدی گفتم چرا جا زدی پس گفت برو بابا شوخی کردم منم خورد تو پرم و اومدم یرون مشغول به کار شدم ک محمد هم اومد بعد از چند دقیقه گفت واقعا میخواستی بگیریش دست گفتم آره مگه چیه گفت واقعا گفتم شک داری درش بیار ک جا خورد بعد گفت تو این کارو نمیکنی گفتم امتحانش ضرر نداره ک کمرشو باز کرد کیرشو در اورد گفت بیا منم گرفتمش دست یکم مالیدمش گفتم باورت شد گفت بیشتر بگیرش دست منم استفاده کردم شروع کردم مالیدن کیرش یکم سیاه بود و سایزش هم عالی بعد از چند دقیقه گفتم بسه ک شلوارشو پوشید نمیشد خودم پیشنهاد بدم مشغول کار بودم ک محمد از پشت چسبید بهم منم مثلا ناراحت شدم گفتم چکار میکنی گفت راستش کردی نمیخوای بخوابونیش گفتم چی میگی گفت کسی نیست ک خودمون دوتایم یا واسم جق بزن یا بذارم لا پات گفتم حالیته چی میگی گفت آره گفتم ول کن بازم خودشو چسبوند بهم کیرشو فشار داد گفتم نکن محمد یکی میاد بده گفت من سریع ارضا میشم گفتم باشه جق میزنم قبول کرد ولی من میخواستم بدم

 

گفتم برم دستشویی و بیام رفتم پشتمو آب گرفتم تمیز کردم و اومدم دیدم محمد نیست رفته بود تو اتاق گفتم بیا سر کار گفت مگه نمیخوای جق بزنی گفتم ن بدم میاد گفت بیا بمالم بهت گفتم باشه فقط سریع شروع کرد مالیدن بعد از چند دقیقه گفت شلوارتو در بیار بذارم لاپات تا سریع بیاد منم از خدا خواسته با یکم اکراه قبول کردم گذاشت لاپام کلی آب دهن انداخت خیس خیس بود بعد انگشت کرد گفت بازه ک گفتم مال همه اینطوریه گفت مال تو خیلی بازه دولا شو ببینم دولا شدم گفت جووووووون چه سوراخی آب دهن انداخت گفتم چکار میکنی گفت میخوام انگشت کنم انقد انگشت کرد ک باز شد سوراخم گفت بذار لاپات کنم در حال لاپایی چسبوندم به دیوار یهو کرد تو کونم درد داشت منم یه آخی گفتم بهش گفتم در بیار گفت بذار تمومه شروع کرد تلمبه زدن چند دقیقه ک تلمبه زد گفت بخواب خوابید روم یکم ک تلمبه زد ابش ریخت تو کونم یکم خوابید روم بعد دستمال گذاشتم تو سوراخم و بلند شدیم رفتیم سر کار ک نیم ساعت بعد گفتم محمد تو ک منو کردی میشه یکم منم حال کنم جا خورد گفت میخوای بکنی گفتم ن بروکیرتو بشور بیا تا بهت بگم رفت اومد گفت شستم گفتم بریم تو اتاق تا بگم رفتی تو اتاق گفتم درش بیار نشستم جلو پاش جا خورد گفت چکار میکنی گفتم میفهمی اخه من از ساک زدن خوشم میاد مخصوصا اون آب شهوت بی رنگی ک میاد شروع کردم ساک زدن کیرش چون تازه کرده بود میدونستم ابش نمیاد

 

یه چند دقیقه ک خوردم راست شد بود گفتم بسه بریم گفت راست شده بیا یه حالی دوباره بکنیم منم قبول کردم دست دوم بیشتر حال داد ابش تو کونم بود لیز بود از دفعه قبل بیشتر تلمبه زد منم خیلی حال میکردم ابم اومد محمد هم چند دقیقه تلمبه هاش محکم تر شد خودشو فشار داد بهم محکم ارضا شد ابشو بازم ریخت تو کونم اینبار هم دستمال گذاشتم جلو سوراخم ک ابش نیاد بیرون اخه حیفه بعد از اینکه از اتاق اومدیم بیرون تا غروب کلی خودشو مالوند بهم دستمالیم میکرد دور از چشم صاحب کارم غروب هم با هم برگشتم موقع خدافظی گفتم این قضیه بین خودمون بمونه گفت مطمئن باش ولی تو هم قول بده بازم تکرار بشه منم گفتم باشه هر وقت خواستی بگو بعد از اون روز منو محمد هر وقت تنهایم محمد کونمو میگاد و هر وقت خونش خالیه میرم پیشش در هفته کمش یه بار از کون میکنم منم ازش راضیم.اینم داستان کون دادن من به محمد.

 

نوشته: سروش

دیدگاه بسته شده است