هم مدرسه ای خوشگل

سلام دوستان. شهرام هستم و این دومین داستانه که متفاوت با اولیه … گفتم که مجردم و البته تجربه همه جور سکس راداشتم. دوستان میگن چهره ات زنها را جذب میکنه و میدونند که فقط اهل سکسی و از عشق خبری نیست! الان که فکرش را میکنم میبینم چقدر عمر زود میگذره. خاطرات همیشه میمونند و سکسی که دلچسب باشه تا آخر عمر بیاد میمونه. دیروز خاطره سکس با دختر عمه بامعرفت را گفتم و امروز خاطره هم مدرسه ای خوشگل. امیدوارم خوشتون بیاد..

***

اواسط جنگ بود و سال چهارم دبیرستان بودم . تو مدرسه یک پسری بود که دوتا خیابون بالاتر از ما مینشست و اسمش پیمان بود .دو سال کوچکتر از من بود و بعد از تعطیلی دبیرستان مسیرمون با هم بود و میومدیم خونه. من اصلا تو خط پسر نبودم ولی اینقدر تو دبیرستان پیمان جلب توجه میکرد که منم کم کم حواسم پیشش بود. کون گرد و برجسته ای داشت جوری که بهش میگفتند پیمان اردک!
بخاطر کمبود سوخت اکثرا از حمام بیرون استفاده میکردند و یکروز که برمیگشتیم خونه پیمان گفت بریم سر راه از حمام شماره بگیریم تا عصر که نوبت شد برم حمام بیرون. شماره را گرفتیم و منم از روی وقت گذرونی شماره ای گرفتم.
ساعت 4 بود که تلفن زد خونمون که من دارم میرم .نوبتمون داره میرسه .نمیای؟ چنان با عشوه حرف زد که من هم کرم به تنم افتاد. گفتم تو برو منم یکربع دیگه میام. سریع وسایل را آماده کردم و راه افتادم. وارد حمام که شدم دیدم شلوغه و نوبت ما 4 نفر مانده. پیمان با دیدن من دست تکان داد و رفتم پیشش که انتهای حمام نشسته بود. میترسیدم یکی ما را با هم ببینه و ناجور بشه. آخه اون سفید و بچه سال بود و من با ریش و سبیل.

یک نفر مونده بود تا نوبتمون بشه که اکبر آقا حمومی اومد و بعد از سلام و علیک گفت: شهرام جان اگر اشکال نداره چون حمام شلوغه شما که با هم رفیقید برید تو یک نمره تا دوتا نمره اشغال نشه .من که از خدام بود گفتم از نظر من موردی نداره.پیمان هم نگاهی به من کرد و با لبخندی کله تکان داد که باشه.

چند دقیقه بعد نمره ای خالی شد و پس از مرتب کردن اون رفتیم داخل و در را قفل کردیم. تو رختکن به پیمان گفتم : ناراحت نمیشی که من لخت بشم؟ گفت: اشکال نداره. باید شورتمون هم در بیاریم؟
نگاهی به بالاتنه بدون موش انداختم و گفتم هر طور راحتی. خودم هم سریع لخت شدم و داشتم وسایل را از تو ساک در میاوردم که دیدم شورتش را انداخت روی سکو. تا نگاهش کردم خنده ای کرد و رفت زیر دوش. با رفتن زیر دوش و ریختن آب روی بدنش در حالی که پشتش به من بود تازه علت آنهمه علاقه دوستانم را به اون فهمیدم. بدنش چیزی از یک دختر باکره 15 ساله که موهای بدنش مثل پرز هست را کم نداشت. پاهای قشنگ و بدون مو ، کون سفید و قلمبه که میشد بالای کپلهاش یک لیوان را بذاری که ثابت وایسه! داخل شدم و از بوی حمام و دیدن بدنش کیرم راست شده بود…

برگشت و نگاهی به من کرد. کیرم را که دید گفت: مال تو هم راست شده؟ و روبه من چرخید. کیرش بلند شده بود و به زحمت به هفت یا هشت سانت میرسید. مال من را نگاهی کرد و گفت: مال تو بزرگه؟ دوست دخترات چه کیفی میکنند!
تو اون سن کیرم حدود 14 سانتی میشد. خنده ای کردم و گفتم : قابل تو را نداره! شامپو را برداشت و پشت به من کرد و شروع کرد به شستن سرش. رفتم جلو و زیر دوش قرار گرفتم. بدنمون به هم میخورد و او هم خودش را به بهانه زیر دوش بودن به من میمالید. کمک کردم تا سرش را بشوره و با دیدن کف که روی بدنش میریخت مست شده بودم. شروع به مالیدن بدنش کردم انگار که دارم میشورمش. اعتراض نمیکرد و من هم پیش میرفتم. به بدنش که دست میکشیدم تفاوتی با هاله دوست دخترم نداشت. مدام پشتش به من بود تا کاملا بهش چسبیدم. کیرم قشنگ لای کونش بود و با دستام که دور شکمش بود نوازشش میکردم…

 

چند ثانیه ای که گذشت شروع به مالیدن کیرش کردم. دیگه داشت خودش با من همکاری میکرد.کونش را فشار میداد به کیرم و مدام میگفت: بغلم کن . برگردوندمش و تو چشماش نگاه کردم. پسر خوشگلی بود با گونه های برجسته و لبانی قرمز. سرش را آورد جلو و شروع کردیم به لب گرفتن. من دوست دختر زیاد داشتم اما تا بحال مثل پیمان کسی لب نداده بود. آروم در گوشم گفت: نمیشه فکر کنی من دخترم ؟ با این حرفش شهوت من بیشتر شده و شروع کردم. کونش را میمالیدم و شروع به انگشت کردن کردم. بعد از چند دقیقه دو تا انگشتم راخت تو میرفت. کونش خیلی تمیز بود و تو ذوق نمیزد.
رفت دم سکو و دولا شد. یکربعی با انگشت و کرم سوراخش را ماساژ دادم. آرام نشست روی دو زانوش و کیرم را بردم جلو صورتش. شروع که کرد احساس کردم یک دختر حرفه ای داره برام ساک میزنه. تخمامو میکرد تو دهنش و باهاشون بازی میکرد. چند دقیقه ای تو همین حال بودیم که رفت رو سکو و حالت سجده گرفت. با دیدن کپلهاش شروع به لیسیدن اونا کردم و ناله های پیمان شروع شد.
- کیرتو بکن توش . تا ته بکن توش.

 

شروع کردم .برخلاف انتظارم سر کیرم راحت رفت تو و کم کم بقیه را هم به مرور فرستادم تو. حس کرده بودم بار اولش نیست واسه همین تو همون حال آمار کسانی که میکردنش را ازش گرفتم. سه تا از دوستان صمیمیم که فکرش را نمیکردم و ناظم مدرسه و معلم زیست شناسی! اصرار میکرد که بذار کیرت تا ته تو کونم بمونه. من هم که میخاستم تلمبه بزنم و کیرم در حد انفجار بود. شروع که کردم لبه های سوراخ کونش با عقب اومدنم بیرون میومد و وقتی فرو میکردم جون جون گفتنش دیوونه ام میکرد. تو همون حالت دمر خوابوندمش و شروع کردم اول آروم و بعد محکم تر. دست راستم هم با کیر کوچولوش بازی میکردم که بعد چند دقیقه ریخت آبش را ریخت رو دستم و باز و بسته شدن کونش آب من را هم آورد. خواستم بیرون بیارم که گفت بذار توش بمونه و خودش بیاد بیرون.
اونروز دو بار تو حموم کردمش و این زمینه ای شد برای دفعات بعد که میومد خونه و میداد…

 

شهرام

یک دیدگاه برای “هم مدرسه ای خوشگل

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>