فحش خور

سلام اسم من حميدرضاست. داستان کون دادنمو به هوشیار رو گفتم و گفتم منو تو کوچه چسبوند به درخت و خودشو ارضا کرد. از فردای اون روز رفتارش باهام تو مدرسه بد و وحشیانه شد. همش بهم فحش ناموس میداد، دو روز بعد از اینکه منو کرد تو مدرسه بم گفت مادر جنده گفتم بدم میاد اینجوری حرف میزنی…

 

مدرسه که تموم شد گفت کونی بیا کارت دارم، منو برد تو یه کوچه خلوت شروع کرد کتک زدن. من میگفتم نزن گفت باید بگی من مادر جنده ام، گفتم. و چنتا فحش دیگه به خودم دادم تا ولم کنه. گفت آماده باش فردا بعد از مدرسه باید بکنمت گفتم چشم. فردا تو مدرسه یه کاغذ در اورد گفت روش بنویس من کونیم خواهر و مادرمم جنده، ترسیدم بزنه منو نوشتم. گفت خوبه این دستمه تا هر وقت کارایی که گفتم نکردی به همه نشون بدم. خیلی رفتارش بد شده بود. بعد از کلاس منو برد خونشون، دل تو دلم نبود زودتر کیرشو ببینم. همیشه تصور میکرد دراز و یکم کلفت باشه. از در پارکینگ رفتیم تو منو برد موتورخونه، گفتم چرا اینجا؟ گفت لیاقتت در همین حد. تو موتور خونه گفت کامل لخت شو. پشتمو کردم بهش لخت شم که حشری بشه. کونمو که دید گفت جون چه کونی هستی، تا حالا دادی؟ گفتم فقط لاپایی گفت پس قراره جر بخوری مادر جنده.

 

خیلی حال میکردم فحش میداد. ولی وقتی برگشتم کیر خوشگلشو دیدم اول ترسیدم. اون فقط شلوارشو داده بود پایین تقریبا 18 سانتیه و یکم کلفت همون که فکرش میکرد ولی،سفیدتر. رفتم جلوش لپ کونمو گرفت ور رفت، گفت تو که اینی ننت چیه؟ کیرش رو گرفتم دستم گفتم ساک بزنم گفت اره.خیلی خوشمزه بود. دو سه دقیقه خوردم. بعد گفت بخواب، خابیدم. نشست رو پاهات، کیرشو گذاشت دم سوراخ. منم چشامو بسته بودم از ترس صلوات میفرستادم. یکم فشار داد تنگ بود نرفت گفت لپای کونتو باز کن، باز کردم. سرشو که کرد تو نگه داشت فکر کردم کامل رفته خوشحال شدم درد نداشت خودمو ول کردم، که یهو کرد تو از درد نفس در نیامد. گفتم در بیار گفت زر نزن مادر جنده. تو نگه داشت داشتم میمردم. گفتم تو رو خدا زود تموم کن. شروع کرد تلمبه زدن ده دقیقه طول کشید ولی به اندازه ده ساعت.

 

تندش کرد. در اورد. آبش رو ریخت رو کمرم. بعد با کف کفشش کشید به همه جام. کفششو در اورد گفت پاشو. اول کیرمو بلیس. کیرش خونی بود. انقدر درد داشتم نتونستم راحت پاشم. کیرشو تمیز کردم بعدم مثل سگ انداختم بیرون. گفت فردا میبینمت خار کسه…

 

 

بازم منو کرد که بعدا میگم.

3 thoughts on “فحش خور

  1. جالب بود،یاد خودمو نگهبانه ساختمان روبرویبمون افتادم که با دوستاش گروهی میگان منو،منم الان تقریبا یه سالی ميشه با بکی شبیهه این هستم،البته من دبگه رسما بردشون شدم با ابنکه 7سال از م کوچیکتره ولی واااااقعا مثه سگ ازش حساب مببرمو میترسم
    البته الان دیگه ازش ممنونم که داره منو تربیت میکنه

  2. کاش دوس من بودی مادر اونو میگاییدم حیف من اردبیلم ، 19ساله هستم خوشقیافه خوش اندام فاعلم پسر زیر20ساله میخوام واسه عشق بازی رفاقت دوسی از اردبیل. H.Michael.hhh@gmail.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>