سکس در پادگان بوشهر

سلام دوستان

 

. اسمم محمد رضا ست اهل تهرانم 165قدم  سفیدو تو پر . با یه نفر اشنا شدم به اسم عیسی یه پسر شیرازی تغریبا یه سرو گردن از من بلند تر بود ولی لاغر تر . این داستان واقعی واقعیه و من هنوز دنبال عیسی میگردم تا مثل گذشته با هم حال کنیم . نه شماره ای ازش دارم نه ادرسی . بگذریم اول اشناییمون زیاد تو نخ سکس نبودیم ولی کم کم بحث مون سکسی شد بعضی شبا میومدو تو تخت بغل من میخوابید . کم کم منو ماساژ میداد و من کلی حال میکردم . یه شب که( قشنگ یادم نمیاد چطور شد )بد جور همدیگرو بغل کرده بودیم عیسی بوسم کرد خیلی خوشم اومد بد جورم تو کف بودم منم بوسش کردم اونم همینجور که ماساژم میداد دستشو رو باسنم میکشید . بعد از چند دقیقه سکوت منم دستمو بردمو کیر عیسیو گرفتم و بهش گفتم حالا برای رفیقت راست میکنی . البته خیلی اروم .

 

اسایشگاه تاریک بودو همه خواب . اونم اروم در گوشم گفت اینا همش از دوست داشتن زیاده . منم همینجور با کیرش بازی میکردم داشت راست راست میشد . کیر خوش فرمی داشت بلند بودو کلفت . با اینکه هم سن بودیم کیرش کلفت تر از من بود با تخمای درشت . دیدم لبشو اوردو ازم لب گرفت . انگشتشو میکرد لای کونمو رو سوراخم عاشقانه میکشید حس عجیبی بود . واقعا به عیسی علاقه مند شده بودم خیلی احساسی سکس میکرد . دستمو اوردمو بردم زیر شلوارش کمرشو شل کردو منم کیرشو گرفتم . سر کیرش خیس بود . بعد از 10دقیقه ور رفتن باهم بهش گفتم میخوای کیرتو بخورم اونم قبول کرد . بهم گفت بریم دستشویی . اروم بدون اینکه کسی شک کنه رفتیم دستشویی . پشت دستشویی یه دستشویی متروکه بود که درش قفل نبود ولی خیلی کثیف بود و کسی توش نمیرفت چراغم نداشت .

 

وقتی رسیدیم دستشویی عیسی رفت دستشویی کنه بعد که اومد بیرون بغلش کردمو ازش لب گرفتم این ورو اون ور نگاه کردم کسی نبود ساعت 2نصف شب بود شلوار عیسیو کشیدم پایین . کیر واقعا خوشکلی داشت . خواستم براش بخورم بلندم کردو گفت خطرناکه بریم پشت دستشویی . رفتیم اول تاریک بود ولی چشممون به تاریکی عادت کرد . شلولرشو کشید پایینو قربون صدقم میرفت . کیرشو کردم دهنم وایییییییی چه مزه ای داشت . عیسی داشت اه و ناله میکرد 5دقیقه کیرشو تخماشو خوردم . تا اینکه ابش اومد سرمو کشید کنارو با فشار پاچید بیرون واقعا دیدنی بود . 1/50ابش پرت شد خیلی اب ازش رفت . سریع جمش کردیمو رفتیم خوابیدیم عیسی خیلی خوشحال بود منم بهش گفتم پس فردا بازم بریم ولی موقعیت جور نشدو یه هفته بعد بازم با عیسی رفتیم همونجا نصف شب بد جور تو کف بودم عیسیم خیلی حشرش زده بود بالا موقع لب گرفتن زبونشو میکرد دهنم . وقتی رسیدیم دستشویی شلوارشو کشید پایین منم بدون معطلی نشستم جلوشو براش ساک زدم به قدری حشری شده بودم که بزور داشتم کیرشو تا میکردم دهنم .

 

با کیر خودم ور میرفتم داشتم جق میزدم وحشتناک حشری شده بودم . داشت ابم میومد که یه دفعه اب عیسی با فشار ریخت تو حلقم . نمیدونم چرا بهم نگفت . ناخواسته ابش پرید گلوم حس عجیبی بود مزه خوبیرداشت کم کم همه ابشو خوردم تا اینکه ابم اومد تا2دقیقه سر کیرشو مک میزدم . بعد از اون روز خیلی باهم سکس کردیم . همش ابشو میخوردم . بعد از 6ماه میخواست منو از کون بکنه ولی تو نمیرفت البته قضیه دیگه ای هموباهم داشتیم . هر وقت داستانم مو گذآشتن منم بقیشو مینویسم . اگه عیسی داستانمو خوند نظر بده تا من براش پیام بذارم.

 

نوشته:‌ علیرضا

2 thoughts on “سکس در پادگان بوشهر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>