زندگی‌ زیبای یک کونی‌

سلام امروز میخوام خاطره اولین سکسم رو در قالب یک داستان براتون تعریف کنم که امیدوارم ازش خوشتون بیاد و لذت ببرید.

***

اسم من علی هست و ۲۷ سالمه و این داستان برمیگرده به ۱۰ ساله پیش…

 

اول از همه من ی کونه تقریبا تپل و بدون مو دارم د و ی بدنه سفید.من بچه پاک و ساده ای بودم و کاری به کار سوپر و این چیز ها نداشتم و سرم تو  درس و مشق خودم بود تا اینکه خونمون عوض شد و من مجبور شدم به ی مدرسه دیگه برم. توی مدرسه جدید با ی پسره به اسم رضا اشنا شدم که خیلی بچه باحالی بود و خیلی بیشتر از من حالیش میشد، هم کلاسیم بود اما نیمه دومی بود و ی سال هم مدرسه نرفته بود برای همین هم دوسال عقب افتاده بود اما میگفت که خیلی چیز هارو از پسرعمو هاش یاد گرفته که چند سال از خودش بزرگترن. رابطه منو رضا خیلی خوب بود و بعد از چند وقت پای اون به خونمون باز شد و هفته ای حداقل ۳ ۴ بار یا من میرفتم خونشون یا اون میامد خونه ما و اینطوری شد که من رو با جلق و این حرف ها اشنا کرد. ی بار که مامانم قرار بود بره خونه مادربزرگم من زنگ زدم رضا و گفتم که بیاد خونمون که تنها نباشم اونم گفت که میاد و ی چیز خیلی باحال باخودش میاره.

 

مامانم رفت و حدود نیم ساعت بعدش رضا اومد با چند تا سیدی که گفت فیلم توشونه و اورده که با هم نگاه کنیم. اومد تو و فیلم هارو گذاشت توی دستگاه و پلی کرد و نشست کنار من البته ایندفه یکم نزدیک تر از همیشه ولی من چیزی بهش نگفتم. اول فیلمه مثل بقیه فیلم ها بود ولی وقتی ده دقیقه گذشت که دیدم دوتا یارو رفتن تو ی خونه و شرو کردن لب گرفتن و لباس های همو در اوردن تا اینکه لخت شدن. اون موقع ها دسترسی به اینترنت و این چیز ها نبود و خیلی از بچه های هم سن و سال من هیچ چیز نمیدونستن در مورد سکس و برای همین خیلی حس عجیبی داشتم و حس کردم که کیرم داره کم کم سیخ میشه. طوری که رضا متوجه نشه دستم رو بردم طرف کیرم و شرو کردم به یواش مالیدن. خیلی محوه حسم شده بودم که ی دفه ی صدای عجیبی شنیدم و برگشتم و به رضا نگاه کردم که ی دفه چشمام چهارتا شد. رضا هم مث مرده شلوارش رو در اورده بود و داشت کیرش رو میمالید. کیرش خیلی از مال من بزرگت بود و حدود ۱۷ سانتی بود. ی جورایی خوشم میامد که رضا داشت جلوم جلق میزد و این باعث شد که کیره خودمم سفت تر بشه جوری که کم کم داشت دردم میامد.

 

رضا ی نگاه با ی لبخند بهم کرد و گفت که خوب تو هم شلوارت رو دربیار ما هردوتامون پسریم منم با خودم گفتم که راست میگه و شلوار و شورتم رو در اوردم و شرو کردم به اروم مالیدن کیرم که در مقایسه با مال اون خیلی کوچیک بود و ی جورایی داشتم خجالت میکشیدم. ی چند دقیقه ای گذشت و من به جای اینکه به تلوزیون نگاه کنم بیشتر چشمام به کیره رضا قفل بود و خودشم متوجه میشد چون که همش لبخند میزد ی دفه برگشت و دستم رو گرفت و گذاشت روی کیرش و یواش شرو کرد به بالا و پایین کردن. میخواستم دستم رو بکشم ولی نمیتونستم کیرش خیلی داغ بود و حس خوبی بهم میداد برای همین خودم هم دستم رو با ی سرعت بالاتر تکون میدادم. ی نگاهم به تلوزیون بود و ی نگاهم به کیره رضا که دیدم یکی از مردا داره برای اون یکی ساک میزنه و منم دلم رو زدم به دریا و سرم رو بردم نزدیک کیرش و مثل توی فیلم سر کیرش رو بوس کردم.

 

 

رضا ی اه کوچکی کشید و دستش رو گذاشت روی سرم منم از فیلمه به عنوان الگو استفاده کردم و سره کیرش رو کردم توی دهنم و با زبونم باهاش بازی کردم. همینطوری ادامه دادم به بلعیندن کیرش تا اینکه حدوده نصفش رو خورده بودم که رضا ی دفه شرو کرد به فشار دادن سرم تا بیشتر بخورمش و هم احساس ترس کردم هم داغی که باعث شد تا نزدیک های تهش رو بکنم توی دهنم ولی دیگه نمیتونستم و هرچی رضا زور زد ولی سرم رو از روی کیرش بلند کردم. خندید و گفت پسر تو ی کیر خوره مادرزادی شرط میبندم مامانتم همینجوری میخوره یکم خجالت کشیدم و جوابش رو ندادم و نگاهم دوباره برگشت سمت تلوزیون که یکی از مردا خوابیده بود و اویکی داشت کونش رو میخورد و بعدش انگشتش رو کرد توی کونش. همینطور که نگاه میکردم دست رضا رو روی کونم احساس کردم برگشتم و نگاهش کردم بهم گفت که میخوای ی کار خیلی باحال تر بکنیم منم که خیلی بدم نمیومد و خیلی حال کرده بودم گفتم باشه. بهم گفت که برم توی دستشویی و کونم رو بشورم منم رفتم و درست و حسابی کونم رو تمیز کردم و وقتی برگشتم دیدم که رضا ی قوطی کرم دستشه و فهمیدم که تا من میامدم رفته توی اتاق مامان بابام و از اونجا اوردش. بهم گفتکه به شکم دراز بکشم و یکم باسنم رو بدم بالا و من همینکار رو کردم. احساس کردم که داره با دستاش کونم رو باز میکنه و بعدش ی تف انداخت در سوراخم و شرو کرد با ناخونش مالیدن تفها دور سوراخم ولی بعدش ی کار کرد که شاخ در اوردم. رضا ی دفه سرش رو برد نزدیک کونم و شرو کرد به لیسیدن. حس عجیب و لذت بخشی بود منم چشم هام رو بستم و تنها صدایی که خونه رو گرفته بود صدای ناله هایی بود که از تلوزیون میامد. وقتی که کونم خیسه خیس شد رضا ناخونه اشارش رو اروم فشار داد در کونم که خیلی راحت تر از حد ای ذره دردم اومد ولی خیلی کمتر از حد انتظارم بود. رضا شرو کرد به بیرون و تو کردنه انگشتش که ی حسه فوقالعاده لذت بخش و جدید بود برای من و شروع کردم به اه و ناله کردن که اونم فهمید که خوشم اومده و سرعتشو بیشتر کرد و بعداز چند ثانیه انگشتش رو کامل در اورد و یدفعه دیگه کرد تو ولی ایندفعه به جای ی دونه دوتا بود و یکم دردم اومد ولی حسه خوبی که وجودم رو گرفته بود خیلی بهتر بود و برای همین دوباره شرو کردم به ناله کردن. معلوم بود رضا خیلی حرفه ایه چون تند تند کارهای مختلف رو انجام میداد که کلی به من حال میداد بعد از چند ثانیه داشت با سه تا ناخون میکرد توی کونم. چشمام رو باز کردم و توی تلوزیون دیدم که یکی از مردا داشت اونیکی رو روی تخت سگی میکرد و همون لحظه رضا ناخون هاشو از توی کونم دراورد و گفت که پسر با این روغن کاری که کردم دیگه نیازی به کرم هم نیست و بعدش کامل خوابید روم طوری که کیرش رفت لای چاکه کونم و توی گوشم گفت که اماده ای ی حاله حسابی بکنیم منم سرم رو با اضطراب به نشونه موافقت تکون دادم

 

 

بعد گردنم رو بوس کرد و بادستش ی ذره کونم رو مالید و گفت که بعداز امروز هر روز التماسم رو میکنی که بکنمت و با دستش سر کیرش رو دمه سوراخ کونم تنظیم کرد و یواش یواش کرد تو. با اینکه اونقدر روی کونم کار کرده بود ولی بازم ی درد خیلی زیاد رو احساس میکردم که سعی کردم از روم بندازمش پایین که گفت که اگه چند لحظه صبر کنی درست میشه و اینکه باس شل کنم و منم به حرفش گوش کردم و عضلاته کونم رو شل کردم تا راحت تر بکنه تو که یکم درد رو کمتر کرد و وقتی که سره کیرش کامل رفت تو بهم گفت که کار تقریبا تمومه و درد دیگه کم کم تموم میشه که راستم میگفت ولی وقتی که دوباره شروع کرد تو کردن درد دوباره شروع شد ولی کمتر شده بود. رضا فشار داد و فشار داد تا اینکه همه ی ۱۷ سانته کیرش توی کونم بود و ی مدت بی حرکت فقط روم خوابیده بود و گردنم رو میخورد که خیلی حال میداد. بعداز چند لحظه دوباره شرو کرد به تکون خوردن که اینبار دیگه اصلا اثری از درد نبود و دوباره اون حسه فوق العاده برگشته بود با این تفاوت که ایندفعه چند برابر بود وقتی که رضا دید که اثری از درد توی صورتم نیست شروع کرد به واقعا تلمبه زدن  که صدای به هم خوردنه بدنامون کله خونه رو پر کرده بود. رضا مثله وحشیا میکرد و منم که غرقه لذت بودم هیچ اعتراضی نمیکردم تازه دلم میخواست بهش بگم که تند تر بکنه. ی چند دقیقه گذشت و ما غرقه لذت بودیم که ی دفعه تلفن شرو کرد به زنگ زدن و رضا مثله گربه از روی من پرید و منم خیلی ترسیدم ولی رفتم و جوابش دادم که مادره رضا بود و کارش داشت. گوشی رو دادم به رضا و خودم رفتم سراغ تلوزیون که ایندفعه دونفر داشتن با هم ی مرده رو میکردن که خیلی صحنه جالبی بود. رضا کارش تموم شد و تلفن رو گذاشت سر جاش و اومد و از پشت بغلم کرد و توی گوشم زمزمه کرد که میدونی کی بود گفتم اره دیگه مامانت بود گفت نه یکی از پسر عمو هام بود میخواست بدونه کی میام منم دیدم که تو خیلی خوشت اومده و داری حال میکنی منم که ادمه تک خوری نیستم برای همین بهش گفتم که اونم بیاد تا با هم حال کنیم. من یکم ترسیده بودم ولی حسه کنجکاویم گل کرده بود که ببینم پسر عموش چجوریه پس موافقت کردم.

 

 

بهم گفت که تا برسه ی خورده طول میکشه و تا اون موقع بهتره که دیگه نکنتم تا با پسر عموش ترتیبام رو بدن رفتیم توی اشپز خونه تا ی چیزی بخوریم  رفت در یخچال و پاکت خامه رو در اورد و ازم پرسید که میخوام یا نه وقتی گفتم اره سریع ی ذره برداشت و مالید سره کیرش و گفت که اگه میخوام باید اینطوری بخورم منم که رو دیگه باز شده بود جلوش زانو زدم و کیرشو کردم دهنم و سعی کردم که همه خامه هارو بخورم وقتی تقریبا به وسطای کیرش رسیده بودم مثل دفعه قبلی با دستاش پشت سرم رو گرفتو شروع کرد به سرم رو جلو و عقب کردن. ایندفعه دیگه کاری کرد که همه ی کیرش رو بخورم و وقتی که همش توی دهنم بود بالاخره سرم رو ول کرد تا بتونم نفس بکشم همون موقع هابود که صدای در زدن اومد و رضا رفت که در رو باز کنه وقتی که برگشت پسر عموش هم همراهش بود. یکم قدش بلند تر از رضا بود ولی از لحاظ چهره مثل هم بود ولی اون یکم ته ریش داشت. وقتی منو دید اومد طرفم و با دستاش مجبورم کرد که بشینم رو زانو هام و بهم گفت که کیرشو در بیارم منم مثله ی جنده خوب به حرفش گوش کردم و زیپ شلوارش رو باز کردم و شورتش رو کشیدم پایین و کیرشو دیدم که حتی از مال رضا هم اندازه رضا بود اما خیلی کلفت تر یدفعه ترس برم داشت ولی خیلی داغ بودم و کیرش رو کردم توی دهنم و شروع کردم به ساک زدن. رضا هم از فرصت استفاده کرد و رفت پشت سرم و شروع کرد کونم رو مالیدن و یکم تف زد به سوراخم و دوباره شروع کرد به ناخون کردنم. پسر عموش (که بعدا فهمیدم اسمش جواد بود) بلندم کرد و ازم پرسید که تخت داریم یا نه که گفتم اره و ازم خواست که ببرمش تو اتاقی که تخت داره ممنم راه افتادم و اونا هم دنبال اومدن وقتی به اتاق مامان بابام رسیدیم جواد بهم گفت که برم روی لبه تخت و به شکم بخوابم به حالتی که کونم و پاهام بیرون باشن منم همین کار رو کردم و رضا هم اومد جلوم زانو زد و کیرشو کرد توی دهنم منم شروع کردم با اشتها ساک زدن پشت سرم جواد کیرشو یکم با تف چرب کرد و بدون هیچ حرفی یدفعه کرد توی کونم که یکم درد اومد و یکم کیر رضا رو گاز گرفتم اونم ی اخ گفت ولی بعدش گفت که طوری نیست. جواد شروع کرده بود به تلمبه زدن و رضا هم از این طرف فک کرده بود که دهنمم مثله کونمه و وحشیانه کیرشو بیرونو تو میکرد جواد هم بعضی وقتا همش کیرش رو توی کونم نگه میداشت وقتی که میکرد بعضی وقت ها هم کیرشو تا ته در میاورد بعدش دوباره تا ته میکرد تو.

 

بعداز پنج دقیقه رضا گفت جواد بابا گشته بازی در نیار بده ما هم دکم بکنیم جوادم ی سر تکون داد بعد کیرش رو در اورد و رفت روی تخت دراز کشید و بهم گفت که بشینم روی کیرش منم نشستم بدون اینکه بفهمم چی کار میخوان بکنن وقتی که نشستم یدفعه حس کردم یکی پشتمه وقتی نگاه کردم دیدم که رضا هم داره کیرش رو دم سوراخ هرف میگیره و قبل از اینکه بتونم اعتراضی بکنم با ی فشار کیرش رو کرد کنار کیره جواد و ی درده خیلی بد تمام بدنمو فرا گرفت و خواستم که هولش بدم اما جواد کمرم رو گرفته بود و نمیزاشت بلند شم و کم کم شروع کردن دوتایی تلمبه زدن و درد یواش یواش کم میشد تا اینکه کلا دیگه دردی نبود و فقط لذت بود که باعث شد شروع کنم به اه و ناله کردن و اون دوتا هم مثل قبلا وحشیانه تلمبه میزدن که ی دفعه رضا ی تکون خورد و بعدش ابش رو تا ته ریخت توی کونم و بلند شد ولی جواد هنوز خیلی کار باهام داشت و تنهایی تلمبه میزد منم مثله دیوونه ها روی کیرش بالا پایین میشدم.

 

 

یدفعه جواد بهم گفت که از روش بلند شم و پایین تخت زانو بزنم منم همین کار رو کردم بعدش خودش وایستاد بالای سرم و شروع کرد به جلق زدن و بهم گفت که دهنم رو باز کنم بعدش ابش رو ریخت توی دهنم وقتی کارش تموم شد بهم گفت که همشو بخورم بدم منم تا قطره اخرش رو قورت دادم که ی ذره شور بود. وقتی همه دیگه  کارشون تموم شد لباسامون رو پوشیدیم و اون دوتا گفتن که کار دارن و باید برن و وقتی میرفتن رضا اومد از پشت بغلم کرد و بهم گفت که هفته دیگه مادر و پدرش میرن مسافرت و خونشون ی هفته خالیه و اینکه چجوری با پسر عموهاش جرم میدن.

 
امیدوارم خوشتون اومده باشه و اگه مایل بودید خاطراته بعدیم رو هم براتون مینویسم

2 thoughts on “زندگی‌ زیبای یک کونی‌

  1. یه مفعول یا برده زیر 23 سال میخوام که کککککیییییییررررر کلفتموتو حسابی ساک بزنه و بعد تو کون نازش فرو کنم. عاشقای کیر خوش فرم بزرگ و کلفت منتظرتونم.Wf.HotMan@gmail.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>