روز خوب برای گی‌ بازی

خونشون نزديك خونه ما بود فردا خانواده من و اون ميخواستن برن شهرستان منم طبق معمول ازسركار اومدم و شامم و خوردم روتختم دراز كشيدم اس داد فردا پايه حموم هستي منم جواب دادم عاشقتم..

 

صبح قرار بود ٩بياد من از هشت بلند شدم شوفاژو روشن كردم و خوابيدم زنگ زد اومد داخل گفت بريم منم پشتش راه افتادم رفتيم تو حموم جفتمون شلوارك داشتيم دراورديم تي شرت رو هم در اورديم نوبت ب شرتامون رسيد كير من ك سيخ شده بود اونم همينطور همزمان دست گذاشتيم رو كير هم ديگه من يكم مالوندم و شرتش و كشيدم پايين اونم واسه من وكشيد پايين رفتيم زيره دوش و اب بازي بعد شروع كردم سينه هاش رو ماليدن پف كرده بود ميك ميزدم ايستاده بود كم كم رفتم پايين و ي كم با دست كيرشو ماليدم و سرشو گذاشتم دهنمم يواش ليسش ميزدم و تو دهنم عقب جلوش ميكردم صداي ليس زدنم حموم رو پر كرده بود و نفساي اون هنوز اب باز بود با دستش شير اب رو بست با دستام كونش روهم ميمالوندم خوب ك واسش ساك زدم ب كمرم خوابيدم اومد روم شروع كرد گردنم رو ليس زدن و ميك زدن با دستاش سينه هام رو ميمالوند لذت ميبردم بعد شروع كردن ميك زدن سينه هام واي اوج لذت من بود

 

 

يواش مثه خودم اومد پايين و يكم با كيرم ور رفت گذاشت دهنش و واسم ميخوردش ليس ميزد سرشو تف مينداخت روش جلق ميزد خودم پاهام و گرفتم بالا سولاخ كونم يكم اومد جلو چشش ي تف انداخت رو سولاخمو با زبون ليس ميزد دلم نميخواست تموم شه زبونشو لوله ميكرد يواش حول ميداد داخل ي انگشتشو گذاشت رو سوراخم و تكون تكون ميداد دلم ميخواست فرو كنه توش دوباره زبونش و گذاشت رو سولاخم و ليس ميزد انگشتشو دوباره گذاشت اينبار فرو كرد تو ي سوزشي تو كونم حس كردم ولي فقط اه اه ميكردم خب كه بازي بازي داد درش اورد دوباره با زبونش ليس ميزد دوتا انگشتشو گذاشت دمه سولاخم و يواش فشار داد داخل…

 

ي اخ گفتم و داخل نگه داشت ميچرخوند اينقد چرخوند ك جا باز كرد بلند شد دوزانو نشست سر كيرشو ي تف انداخت و خوب مالوند گذاشت دمه سولاخم اروم فشارش داد صداي نفسام شديدتر شد تا ته رفت خيلي ميسوخت اما لذت داشت دوسش داشتم يواش يواش عقب جلو كردم يكم ك جا باز كرد خودم كيرشو عقب جلو ميكردم چ لذتي بود واسم درش اوردم خوابوندمش نشستم رو كيرش و بالا پايين ميرفتم اونم با كيره من ور ميرفت اينقد لذت داشت ك دوست نداشتم ابش بياد ولي ديگه اخرش بود شدت تلمبه زدن رو كيرش رو بيشتر كردم حس كردم سرش داره بزرگ ميشه تا ته رو كيرش نشستم يهو داغ شدم ابه خودمم اومد ريخت رو شكمش نگام تو نگاش بود چشامون خمار بود همينجوري خودم و انداختم تو بغلش كيرش از تو كونم اومد بيرون تو همون حالت برگشتم همون ٦٩ خب كيرشو ميك زدم اونم جبران ميكرد ابه جفتمون تخليه شد ي چند لحظه اي همينجوري خوابمون برد پاشديم ي دوش گرفتيم و رفتيم خوابيديم…

 

 

نوشته: حسام

3 thoughts on “روز خوب برای گی‌ بازی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>