اینبار با مهدی

سلام دوستان
من مبینم و یه بار دیگه یکی از خاطراتمو اینجا گزاشتم که مربوط می شد به گی من با دوستم متین.
من عادت ندارم خاطره هامو نصفه نیمه تعریف کنم و ببخشید که یکم طولانی شد ولی مطمنم حتی اگه داستان قبلیمو نخونده باشین بازم لذت میبرین ازش…

***

همونجور که دفعه ی قبل گفتم 16 سالمه و بدن قشنگی دارم.نیمه برنزه و تپل و بی مو با کون خیلی قشنگ.
گی من با متین واقعا یکی از خاطرات خیلی خوبم بود و خیلی ازش لذت بردم. ولی یه خاطره ی دیگه دارم که واقعا دست کمی از سکس قبلیم نداره.
با یکی از دوستای قدیمیم که اسمش مهدی بود(که واقعا همه دوستام بهش چشم داشتن) توی یه کلاس افتادیم که البته متینم داخل همین کلاس بود.
یه چند وقتی از سکسم با متین گزشته بود که احساس کردم مهدی خیلی داره خودشو بهم نزدیک می کنه. مثلا توی کلاس میومد نزدیکم میشست و یا زنگ تفریح که می شد اگه تو کلاس تنها میشدیم لپامو بوس میکرد و … .
بعد یه مدت که منم بهش کم کم پا میدادم و هر وقت می دیدمش شق می کردم. یه بار جور شد که باهم و دوتای دیگه از دوستام بریم پارک. و بعد یه کم چرخیدن رفتیم که قلیون بکشیم. یکی از دوستام که اصلا نیومد و خدافظی کردو رفت و ما سه نفر موندیم. منو مهدی که توی دل هر دوتامون یه چیز میگزشت انقد کشیدیم و لفتش دادیم که اونیکی دوستمونم رفت. و من موندمو مهدی عزیزم. مهدی گفت . بیا دود قلیون منو از دهنم بگیر تو بدش بیرون. منم گفتم . میترسم وسطش بوست کنم دردت بیاد ها . و یکم خندیدیم و اونم گفت  تو که انجام نمیدی تو بوس کن من دردم نمیاد.

 

تا این حرفو زد یاد حرف متین افتادم که اونم دقیقا یه همچین حرفی زد و من ترسیدم که شوخی کنه و بوسش کنم بکشه کنار ضایع شم ولی در نهایت دیدم که متین تو استخر لخت تو بغلم خوابیدو واقعا دلش می خواست. منم یه نگاه تو چشای مهدی کردمو لبمو محکم چشبوندم به لبشو کلی لب سکسی خیلی باحال از گرفتم.
البته باید بگم که مهدی بدنش خیلی سفید بود موهای طلایی داشت و لبای واقعا قرمز که کسی نبود که تعریف لبشو نکنه. که بین همه افراد خوردن او لبای قرمز فقط کار من شده بود.
یکم که از اون لبای نازش خوردم سرمو اوردم بالا و گفتم حالا کی انجام نمیده. و خندیدو یکم دیگه قلیون کشیدیمو رفتیم خونه.
بعد یه مدت که برای خوندن امتحانا اومد خونمون با یکی دوتا از دوستای دیگه. قرار شد که همشون برای خواب خونه ی ما بمونن. منم که رخت خوابارو انداختم توی پذیرایی و خودم یه جا کنار مهدی برای خودم گزاشتم. برقارو که خاموش کردیم یه ذره که گزشت و مطمن شدم همه خوابن. رفتم پیش مهدی و سر صحبتو باش باز کردم. که البته اونم بیدار موند و مطمنم که اونم اون موقع به همین کار من فکر می کرد. منم که باهاش خیلی راحت بودمو حرفای سکسی زیاد پیشش میزدم گفتم. من خیلی متینو دوست دارم . خیلی بدن سکسی ای داره. اونم خوشش اومدو گفت اره واقعا خوشگله و دیگه صحبتمون ادامه پیدا کرد که من بهش گفتم . نمی دونی چقد حال میده وقتی لخت می گیریش بغل. اونم نگام کردو گفت . مگه تاحالا گرفتیش بغل. منم کم کم و ذره ذره به صورتی کامل حشری شه براش داستانو تعریف کردم.

 

دیگه داشت از حشر به زور نفس می کشید که بهم گفت خوشبحال متین که پیش تو خوابیده. گفتم . مگه من خوشگلمو. اونم گفت .خوشگل تر از تو مگه میشه اصلا. منم خندیدم و باز گفت من انقد آرزو می کردم که باهات سکس کنم و به جاش متین نصیبش میشه. منم خندیدمو گفتم .لبای قرمز تو کجا و لب ن و متین کجا مگه کسی لب تورو داره. اونم گفت. تو که انقد دوسش داری چرا بوسش نمی کنی. منم نگاه چشمای قهوه ایو درشتش کردم و سریع و بدون سر و صدا لبمو گزاشتم رو لبشو لب پایینشو مکیدم و اونم لب بالای منو. وای نمی دونین وقتی با صدای لرزون و یواش باهم حرف سکسی میزدیم چه حالی می داد. خلاصه یکم که لب گرفتمدستمو کشیدم رو صورتشو رفتم سر جای خودم خوابیدم.
امتحان اون درسو که دادیم اومدم خونه و دو سه ساعت خوابیدم که با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم.
گوشیو که جواب دادم دیدم مهدی ه . گفت کجایی. گفتم . خونه. گفت می خوام یه چیزی بهت بگم هم خصوصیه کسی نباید بشنوه هم باید اول بگی ناراحت نمیشی. منم گفتم .نه بگو چرا ناراحت شم. اونم گفت .تو خونه تنهام میای اینجا تا بازم لباتو بخورم.

 
من که حسابی تعجب کرده بودم یه چن ثانیه واستادم و بعد گفتم الان میام.
رسیدم دم در زنگ خونه رو زدم اونم درو باز کرد. رفتم داخل اونم امودم جلومو منو برد توی اتاق خواب مامان و باباش.دستای نازو دخترونشو پیچید دور گردنم لباشو چسب ند به لبم کم کم رفتیم سمت تختو خوابیدیم روش. همینجور داشتیم لب می گرفتیم که سرمو کشیدم کنارو بهش گفتم مامانت اینا کی میرسن. اونم نگام کرد و گفت مامان و بابام امرو رفتن از شهر بیرون و شب هم نمیان ولی بعد از ظهر آبجیم میاد . یه لبخند زد و گفت خیالت راحت شد . منم خندم گرفتو گفتم . تا لباس داری نه. مهدی یه لباس کاموا ای نرم تنش بود و شلوار یه شلوار سفید نرم تر از لباسش. اروم لباسشو دروردم اونم لباسمو دروورد. داشتم از تعجب قش می کردم. یه بدن تپل ناز و نرم با نوک سینه ی صورتی و کوچیک جلوم بود. منم که دیگه داشت کیدم می ترکید خودمو انداختم رو بدنشو نوک سینه هاشو لیس زدم. خیلی خوشش نیومد ولی بدشم نمی یومد ولی معلوم بود ازش که سریع تر برم سراغ کیرش. منم اروم دستمو بردم به شلوارشو نافشو می خوردم. شلوارشو که دراوردم با یه کیر سفید و حدودا کوچولو مواجه شدم.

 
اروم شروع کردم به لیسیدنو خوردن. و تا یه کم مکیدمش سریع آبش اومد ولی چون بهم نگفته بود همش ریخت تو دهنم منم آبشو تو دهنم نگه داشتمو رفتم سمت لبش. انقد آبو تو دهن هم تکون دادیم که دور لبو دهن دوتامون لیز شده بود. این دفعه نوبت اون بود که کم کم رفت سمت کیرمو وقتی دیدش تعجب کرد. چون واقعا از کیر خودش خیلی بزرگ تر بود. نگام کردو گفت چجور اینو بکنم توی کونم یه کم که برام ساک زد دستامو گزاشتم روی لپاشو کشیدمش بالا و بعد یکم لب برعکسش کردمو شروع کردم به خوردن بدن لخت و سفید و تپلش.مهدی اصلا چاق نبود ولی بدن نرم و تپلی داشت. کم کم کیرمو مالیدم به کونش و ارم کردمش تو اول یکم اه می کشید ولی بعدش که هم کیر من عرق کرد هم کون اون و یه کم چرب تر شده بود خیلی بهتز شد و هم اون داشت حال می کرد هم من. که احساس س کردم داره آبم میاد. گفتم بهش داره میاد. سریع کونشو گرفت کنارو دهنشو جلوی کیرم باز کردو آبمو ریختم تو دهنشو پهن شدم رو تخت. مهدی تمام آب تو دهنشو تف کرد روی کونم و رونای کلفتمو انداخت روی شونش سریع کیرشو کرد تو کونم و چن تا تلمبه زد که آبش اومد و ریختش رو شکمم و اونم پهن شد پیشم و بازم لب گرفتیمو گفتم بهش .

 

من بازم می خوام . اونم یه نگاه بم کردو رفت تو آشپز خونه و یه شیشه ی روغن زیتون آورد. بهم گفت . ایندفعه یه جوری می خورمش که دیگه نخوای. یذره ازش ریخت رو کیرمو یکمی ازشم ریخت تو دهنش. کیر من که از اون هم آب و تف لیز لیز بود ایندفه روغنی هم شده بود که اصلا نمیشه گفت چه قدر چرب و لیز بود. مهدی هم تند تند می خوردشو منم سریع آبم اومد. مهدی اصلا عین خیللش نبودو بازم می خوردش و آبم ریخت تو دهنش و باز با چربی کیرم اضافه شد. بهش با صدای بلند و لرزونو با اه ناله گفتم . می خوای چی کار کنی. اونم نگام کردو سرعتشو زیاد کرد و با ون یکی دستش یه کم دیگه روغن ریخت رو کیرم که دیگه اصلا کیرم زیر روغن و آب کیر داشت غرق میشد انقد خوردش که دوباره آبم اومدو ایندفه واقعا از حال رفتم. اونمکیرمو با یه دستمال کاغذی تمیز کردم مال خودشم تمیز کردو گفت بیا بریم دوش بگیریم رفتیم حمومو بازم لب و نوازشمون تو حموم ادامه داشت ولی دیگه همو ارضا نکردیم و اومدیم بغل هم خیس و لخت خوابیدیم و بعد یه مدت لباسامونو پوشیدیم و رفتیم یه ساندویچی و بعدش که خواستیم از هم جدا بشیم. اروم دستشو گرفتم بردمش تو یه کوچه پشت یه درخت یه ذره لبشو بوسیدمو بعدزیپ شلوارشو کشیدم پایینو کیرشو که نرم بودو خوایده بود از بالای شرتش دراوردم یه لیس بهش زدم و یه بوس از سرش کردم و بعد زیپشو کشی بالا و دوباره یذره لب همدیگرو مکیدیمو دیگه رفت سمت خونه…

***
بعد از اون فقط یه بار دیگه تونستم باهاش سکس کنم که اگه فرصت شد اونم براتون تعریف میکنم.

 
مبین

3 thoughts on “اینبار با مهدی

  1. سلام، برده زنونه پوش تپل هستم،کی یه پسر کونیه چاق و تپل میخواد؟ ضمنا بیغیرت هم هستم و با لباسایه مامانم کون میدم

  2. مبین جان چی میشد با تو اشنا میشدم به ارزوم میرسیدم.مبین جان قربون صدقه کونم میرفتی منم برات کون میدادم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>