لز زوری معلم خصوصیم با مامانم

چند سال پیش که من ۱۷ سالم بود و یه معلم خصوصی گرفتم که درس زبانم تقویت بشه و بعد از کلی جستجو مادرم یه معلم با سابقه پیدا کرد کارشم خیلی درست بود . چند جلسه ای اومد خونه . ۴۸ ساله بود وخوش هیکل بود و من ازش خوشم میامد . همیشه با تاپ و شلوار رو تخت مینشستیم و درس یادم میداد و مادرمم همیشه از ما پذیرایی میکرد و بعد از درس هم با مادرم صحبت میکردن …

 
یه روز که اومده بود واسه درس یه رکابی تنش بود و سوتین هم نداشت نوک سینه هاش زده بود بیرون منم هی نگاه میکردم . یقه باز که چاک سینه ها هم بیرون بود . با خودم گفتم اگه پسر بودم حتما میخوردمشون . بعد از درس گفتم دستت درد نکنه و محکم بغلش کردم و دستم به سینه هاشم خورد . ولی چیزی نگفت .
مادرم اومد و گفت چه کار میکنید گفتم دارم معلمم رو اذیت میکنم .( مادرم ۴۰ سالشه ) وقتی اومد تو اتاق گفت بچه خانم معلم رو ول کن . منم ول کردم .بعد رفت از کمد یه تاپ بیرون آورد و به خانم معلم داد و گفت این هدیه شماست بپوشین ببینمش . وبه من گفت برو چایی بیار . من به سمت آشپزخونه رفتم که مادرم شروع کرد رکابی خانم معلم رو در بیاره . خانم معلم هم چیزی نگفت و دستاشو بالا داد تا مامان لباسشو در بیاره .تا من از اتاق بیرون برم مامان لباس خانم معلم رو از تنش در آورد و سر من داد زد برو چای رو بیار دیگه . منم سری رفتم بیرون جلو در اتاق یه لحظه برگشتم که سینه های گنده خانم معلم رو دیدم . با داد مادرم سریع رفتم بیرون موقعی که برگشتم تاپ تن معلم بود و مادرم داشت سینه هاشو بالا میداد که درست وایسته سینه های خانم معلم تو دستای مادرم بود و خانم هم چیزی نمیگفت و مثل اینکه راضی بود.

 
مادرم تا منو دید دستشو بیرون آورد و خودشو زد به اون راه که کاری نکرده .
من گفتم خانم خیلی بهتون میاد خوشگل شدین . ازم تشکر کرد و بعد مارم گفت من یه لباس پروو دارم میخوایی اونو ببینید خانم معلم گفت بله حتما و مادرم رفت تا لباسشو بیاره و منو خانم تنها شدیم . تو ناباوری دیدم خانم معلم تاپی رو که مادرم بهش داده بو در اورد تا رکابی خودشو بپوشه . پستونای گندش افتاده بود بیرون . من چشم ازش ور نمیداشتم نوک خیلی بزرگی داشت و آماده خوردن من داشتم حال میکردم . خانم معلم اصلا خجالت نمیکشید . رکابی رو پوشید و سینه هاشو جابجا کرد من پرسیدم خانم چرا سوتین نزدی . گفت هوا گرمه . منم که رام نزدیکه زود به زود هم حمام میرم . راحتم دیگه . مادرم اومد تو اتاق و به من گفت برو تو پذیرایی و در رو بست .

 

منم کنجکاوی کردم و از بالای درب نگاه کردم . مادرم جلو خانم معلمم لباسشو در آورد و خانم معلم همه جاشو ورانداز میکرد مادرم فقط لباس زیر تنش بود و به معلمم گفت اینها رو هم در بیارم یا خوبه خانم معلم گفت خوبه . ولی مادرم گفت نه و سوتین رو در آورد و شورت رو هم پایین کشید و به خانم معلم گفت خوبه . خانم معلم خنده ای کرد و گفت لباس نو رو بپوش ببینم بهت میاد یا نه . و مادرم لباس رو تن کرد و هی قر میداد . کونش رو به خانم معلم نزدیک میکرد و میگفت قشنگه . اونم هی میخندید .
مامان نشست و پستونای خانم معلم رو گرفت . خانم معلم دست مادرم رو پس زد و گفت چه کار میکنی . مادرم گفت حالا تو این لباس رو بپوش . خانم معلم گفت نه و پس از اصرار مادر راضی شد و یه شرط گذاشت و گفت باید دستاتو ببندم تا من لباستو بپوشم و بعد عضش کنم . مادرم بعد از کمی تامل قبول کرد .

 
مادرم لباسشو در آورد و لخت وایستاد تا خانم معلم دست مامان رو بست و خانم معلم لباسشو در آورد تا پروو کنه . مادرم کلی اصرار کرد که شرتشم در بیاره ولی در نیاورد . خانم معلم لباس رو پوشید و شروع به مانور داد تا به مادرم رسید . دستای مادرم بسته بود . کمر مادرم رو گرفت و محکم فشار داد یه لب گرفت و دستاشو گذاشت رو سینه هاش و محکم فشار داد تا داد مادرم رفت بالا و خانم معلم یه سیلی محکم زد به مادرم و گفت داد بزنی جرت میدم . کس مادرم رو گرفت با دست مالید . مادرم داشت حال میکرد منم با کسم بازی میکردم . یه دفعه دیدم مادرم رو با دستای بسته انداخت رو تخت و خودشم افتاد رو مامان . مادرم هی میخواست داد بزنه ولی خانم معلم نمیزاشت . کس مامان رو مالید تا حسابی خیس شد . بعد دستشو کامل انداخت تو کس مادرم مامانم طاقت نیاورد و داد زد و خانم معلم هم بدون معطلی چند تا سیلی زد به مامان و مادر ساکت شد ولی داشت جر میخورد و خانم معلم حرکت دستش رو سریعتر کرد وتا مامان کامل ارضا شد و خانم معلم از رو مامان بلند شد و لباسشو عوض کرد و از اتاق بیرون اومد و منو بالا در دید ولی هیچ چی نگفت و دگمه های مانتو رو بست رو موقعی که داشت از خونه بیرون میرفت گفت برو دستای مادرتو باز کن .

 
بعد از رفتن خانم معلم رفتم تو اتاق با خجالت به طرف مامان که کسش باز بود و قرمز شده بود . هم من خجالت کشیدم هم مامان پستوتاش قرمز بود کسش خیس بود . یه دفعه داد زد و گفت دختر بیا دستامو باز کن و من رفتم و مامان رو دمر کردم و رو باسنش نشستم خیلی داغ بود و شروع کردم به باز کردن دستای مامان . تا دستاش باز شد منو پرت کرد کنار و بلند شد و رفت اتاق خودش …

15 thoughts on “لز زوری معلم خصوصیم با مامانم

  1. منم کوس میخام لی س بزنم ازخودم عکس میدمsaranazgol98@yahoo.com
    بیا ازخودت و مادرتبگو منم پستونام بزرگه
    شوهرم هم هست چت سکسی میکنه وب کیرهم میده yashar2795@yahoo.com

  2. اخ اخ که وقتی هر چیزی که راجع به لز باشه میخونم کسم مثل دهن ماهی باز و بسته میشه… همین الانم دارم حاااال میکنم, دمت گرم… یه خانم باحال و سوپر هات واسه چت لز میخوام… یه جوری بهش حال میدم که کسش خشک نشه از حشر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>